لحظه  بروز رسانی 
پرند
خجالتیخجالتی
پرند

دستـات معنـايِ جدیـدي از یِه دنیـايِ آرومِـه

دستـات معنـايِ جدیـدي از یِه دنیـايِ آرومِـه

دستـات معنـايِ جدیـدي
از یِه دنیـايِ آرومِـه

مشاهده همه ی 2 نظر
پرند
خجالتیخجالتی
پرند

"خوشبختی" حراج روزانه دنیاست! اینکه ما قدمی برنمیداریم

"خوشبختی" حراج روزانه دنیاست! اینکه ما قدمی برنمیداریم

"خوشبختی"
حراج روزانه دنیاست!
اینکه ما قدمی برنمیداریم
و قیمت پیشنهاد نمیکنیم،
داستان دیگریست.
"خوشبختی" پیداکردنی نیست!
"خوشبختی" ساختنیست...

مشاهده همه ی 1 نظر
پرند
خجالتیخجالتی
پرند

من به رنگِ صورتی اعتقاد دارم. من معتقدم که خنده

من به رنگِ صورتی اعتقاد دارم. من معتقدم که خنده

من به رنگِ صورتی اعتقاد دارم.
من معتقدم که خنده بهترین سوزاننده کالری ست.
من معتقدم وقتی که همه چیز غلط از آب درآمد، قوی باشم.
من معتقدم که دخترانِ شاد
زیباترین دخترها هستند.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پرند
خجالتیخجالتی
پرند

متعهد بودن؛ چیزی نیست که همزمان با اسمی که

متعهد بودن؛ چیزی نیست که همزمان با اسمی که

متعهد بودن؛
چیزی نیست که همزمان
با اسمی که توی شناسنامه ات میرود
در درونت هم جا بگیرد...
متعهد بودن به قلب آدم ربط دارد؛
که تا نگاهت خواست به کسی بیوفتد
قلبت یادآوری کند
که جایِ کس دیگری را ندارد و
پر شده با مناسب ترین گزینه...
که تا بحثی شد و دلت هرچیزی خواست جز آغوشش قلبت یادآوری کند که
فقط یک جا آرامی و کنار اوست...
متعهد بودن؛
انداختن یک حلقه توی دست نیست،
به تنها نبودن و بودنِ کسی کنارت
هم ربطی ندارد...
متعهد بودن یعنی
یکی را داشته باشی
چه در واقعیت چه در رویا
یکی که با تمام کم و کاستی هایش
دلت را بدجور صاحب شده...

مشاهده همه ی 2 نظر
پرند
خجالتیخجالتی
پرند

I ♥️ U ‌‌ با من رفت و آمد نکن

I ♥️ U ‌‌ با من رفت و آمد نکن

I ♥️ U
‌‌ با من رفت و آمد نکن

رفتن فعل قشنگی نیست ؛ با من فقط راه بیا...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پرند
خجالتیخجالتی
پرند

اے تڪیه گاه ڪوچه ے تنهایے ام درود اے آن

اے تڪیه گاه ڪوچه ے تنهایے ام درود اے آن

اے تڪیه گاه ڪوچه ے تنهایے ام درود
اے آن ڪه یک نگاه تو قلب مرا ربود
هر بار آمدم ڪه از اینجا ببینمت
پشت خیال پنجره باران گرفته بود
احساس مے ڪنم ڪه در این لحظه هاے خیس
حتے تو را شبیه غزل مے توان سرود
با قطره هات روے دلم بسترے بساز
جارے بمان همیشه در اینجا شبیه رود
قلبم به عشق تو ، نه ، تظاهر نمے ڪند
پیوند خورده است ، همان لحظه ے ورود
سر مے ڪشد به تک تک سلول هاے من
از ڪوچه ے نگاه تو، آرامش وجود
خوابیده است ساعت دلواپسے هنوز
بین هجاے بودن و رفتن در این حدود
تق، تق ... دوباره ثانیه ها پشت پنجره
بیدار مے شوند ، تو رفتے ، ولے چه زود

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پرند
خجالتیخجالتی
پرند

قرنطینه ے آغوش توام سر نهاده اے بر

قرنطینه ے آغوش توام سر نهاده اے بر

قرنطینه ے آغوش توام

سر نهاده اے بر بازوانم
گونه به شانه هایم مے فشاری
بر باریڪه ے لب هایت دوستت دارم ها جارے ست
حلاوت آغوش تو
و مهربانے انگشتانت روحم را ڪاویده است.

چه رویاے شیرینے دارم
ڪه نامش را
با نام تو خطاب مے ڪنم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پرند
خجالتیخجالتی
پرند

‍#تو_را_دوست_دارم آن‌سان که هرگز کسی را دوست نداشته‌ام و

‍#تو_را_دوست_دارم آن‌سان که هرگز کسی را دوست نداشته‌ام و

‍#تو_را_دوست_دارم
آن‌سان که هرگز کسی را دوست نداشته‌ام
و دوست نخواهم داشت
تو یگانه هستی و خواهی ماند


این حس چیزی است آمیخته و عمیق
چیزی که تمامِ ذراتم را دربرمی‌گیرد
و تمام غرورهایم را نوازش

این را حس می‌کنی ؟
گر چه تن‌هایمان دور هستند
اما روح‌هایمان همدیگر را لمس می‌کنند ..

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پرند
خجالتیخجالتی
پرند

من فقیر ترین عاشق این شهرم اما تُو خَیّر

من فقیر ترین عاشق این شهرم اما تُو خَیّر

من
فقیر ترین عاشق این شهرم
اما تُو خَیّر باش ،
عشقت را صدقه بده
تا رفع بلای زلزله ای شود
که به جانم انداختی ...✎

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید