بروز رسانی 
شاهین
شاهین

ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﯼ ﻣﻦ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻋﺎﺷﻘﺖ

ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﯼ ﻣﻦ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻋﺎﺷﻘﺖ

ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﯼ

ﻣﻦ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ

نمی دانم

ﭼﺮﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ

ﺭﻓﺘﻦ، ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺳﺖ

ﻧﻪ ﺁﻣﺪﻥ...!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
GYLDA
GYLDA

طرفِ ما شب نیست چخماق‌ها کنارِ فتیله بی‌طاقتند

طرفِ ما شب نیست

چخماق‌ها کنارِ فتیله بی‌طاقتند

خشمِ کوچه در مُشتِ توست

در لبانِ تو، شعرِ روشن صیقل می‌خورد

من تو را دوست می‌دارم، و شب از ظلمتِ خود وحشت می‌کند

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
GYLDA
GYLDA

طرفِ ما شب نیست چخماق‌ها کنارِ فتیله بی‌طاقتند

طرفِ ما شب نیست

چخماق‌ها کنارِ فتیله بی‌طاقتند

خشمِ کوچه در مُشتِ توست

در لبانِ تو، شعرِ روشن صیقل می‌خورد

من تو را دوست می‌دارم، و شب از ظلمتِ خود وحشت می‌کند

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mahy
mahy

به زبان لهجه کاری ندارم همین که چشمهایم

به زبان لهجه کاری ندارم همین که چشمهایم

به زبان
لهجه کاری ندارم
همین که
چشمهایم با نگاهت
ورق میخورد
و لبهایم
مرز بوسه هایت را میداند
وکسی جز تو
مرا ترجمه نمیکند
کافیست..

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
شاهین
شاهین

نخستین باده کاندر جام کردند ز چشم مست

نخستین باده کاندر جام کردند ز چشم مست

نخستین باده کاندر جام کردند

ز چشم مست ساقی وام کردند

چو باخود یافتند اهل طرب را

شراب بیخودی در جام کردند

لب میگون جانان جام در داد

شراب عاشقانش نام کردند

ز بهر صید دل‌های جهانی

کمند زلف خوبان دام کردند

به گیتی هر کجا درد دلی بود

به هم کردند و عشقش نام کردند

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
شاهین
شاهین

ای دل، چو در خانهٔ خمار گشادند می‌نوش،

ای دل، چو در خانهٔ خمار گشادند می‌نوش،

ای دل، چو در خانهٔ خمار گشادند

می‌نوش، که از می گره کار گشادند

در خود منگر، نرگس مخمور بتان بین

در کعبه مرو، چون در خمار گشادند

از خود بدرآ، در رخ خوبان نظری کن

در خان منشین چون در گلزار گشادند

بنگر که: دو صد مهر به یک ذره نمودند

از یک سر مویی که ز رخسار گشادند

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
❀ ✿ غــــــــــــروب ❀✿
آروم و عادیآروم و عادی
❀ ✿ غــــــــــــروب ❀✿
از شهر تو رفتیم و

از شهر تو

رفتیم و

تــو را ســـیر

ندیدیم ...



((مولانا))

مشاهده همه ی 1 نظر
❀ ✿ غــــــــــــروب ❀✿
آروم و عادیآروم و عادی
❀ ✿ غــــــــــــروب ❀✿

دلم برای تو تنگ است و این را

دلم برای تو تنگ است و این را

دلم برای تو تنگ است

و این را نمی‌توانم بگویم

مثل باد که از پشت

پنجره‌ات می‌گذرد

و یا درخت‌ها که

خاموش‌اند

سرنوشت عشق

گاهی سکوت است

مشاهده همه ی 14 نظر