افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
لحظه  بروز رسانی 
پوریا↙ایستــگاه دلتنـگے ↘
ناراحتناراحت
پوریا↙ایستــگاه دلتنـگے ↘
photo_2018-04-25_23-52-01.jpg

می‌دانی.‌‌..
لازم نبود بروی
تا باورت شود بی‌تو می‌میرم.

من
هربار که گفتم:
«اگر بروی می‌میرم»
- از تصورش -
یک‌‌بار مُردم...

a y n a z a m

{-60-}

مشاهده همه ی 7 نظر
پوریا↙ایستــگاه دلتنـگے ↘
ناراحتناراحت
پوریا↙ایستــگاه دلتنـگے ↘
2.jpg

بهار آمده است
باید خدا را بردارم
بگذارم در کوله پشتی،
ببرم یک گوشه ی دنج،تنهایی...
یکی یکی آرزوهایتان را بگویم
بعد در چشمانش خیره شوم،بگویم:
از فکرت هم بیرون بینداز که من
دستِ خالی از اینجا می روم،
من می دانم تو تمامِ آرزوها را براورده می کنی
اما
بیرونِ این چهارگوشِ تنهایی من و تو
خیلی ها دارند خدایی می کنند
می دانی که چه می گویم ؟
دل می شکنند و آخرش می گویند
عزیزم! خدا نخواست
دل خوش می کنند و میانه ی راه می گویند:
خدا دلت را خوش کند من که بنده ای بیش نیستم !
و می روند
و می شکنند
من که می دانم تو همه ی این ها را می دانی
من که می دانم بغضت از برایِ بی وفایی من و همه ی من هاست
اما تو بیا و خدایی کن
و کوله پشتیِ مرا
پر کن از آرزوهایِ زیبایشان
بهار آمده است
خدایا !
عیدی می خواهیم!


تولدت مبارک



حتما اهنگ پروفایلم رو گوش کن...

مشاهده همه ی 8 نظر
پوریا↙ایستــگاه دلتنـگے ↘
ناراحتناراحت
پوریا↙ایستــگاه دلتنـگے ↘
1505492216496549_large.jpg

اوایل اینطور نبود که....
اوایل عاشقانه هایم را برای تو می سرودم
بعد ها اما
فقط عاشقانه سرودم...
اوایل نت های موسیقی که اوج میگرفتند،خیال تو هم اوج میگرفت...
بعد ها
نت های موسیقی همیشه در اوج ماندند...
اوایل وقتی چیزهایی را میدیدم که تو دوست شان داشتی،یادت میکردم
مثل باران...
بعد ها
فقط چیزهایی را میدیدم که تو دوست شان داشتی،مثل باران...
اسمان اما لجوج بود ،خودم میباریدم ...
اوایل اینطور نبود که....
اوایل اسمت را میشنیدم،جانم به لبم میرسید
بعد ها
اصلا جانی نداشتم که بخواهد به لبم برسد ....
اوایل فرق داشت...اوایل دلم که میگرفت،صدایم هم میگرفت از گریه....!
بعد ها
دوستانم مرا با صدای گرفته ام میشناختند....
اوایل ارام جانم بودی
بعد ها
دردت به جانم بود
اوایل دوستت داشتم
بعد ها
چیزی جز دوست داشتنت نداشتم
اوایل من بودم
بعد ها
"تو"شدم
حالا را نبین...
اوایل
اینطور نبود که.....
این اواخر
اینطور شد......
a y n a z a m

{-60-}{-60-}

مشاهده همه ی 6 نظر
پوریا↙ایستــگاه دلتنـگے ↘
ناراحتناراحت
پوریا↙ایستــگاه دلتنـگے ↘
photo_2017-10-16_21-44-36.jpg

حس کردم
مثل پایانِ قصه هایِ نا تمام
تمام می شوم
درست لحظه ایی که
از دلبستگی هایم بریدم...
حس کردم
تنها
خودم را در آغوش گرفته ام
درست لحظه ایی که
پاییز شد...
"حس کردم فراموشم کردی..."

و چقدر اینجا که من هستم
برای همه
دور است...

مشاهده همه ی 5 نظر
پوریا↙ایستــگاه دلتنـگے ↘
ناراحتناراحت
پوریا↙ایستــگاه دلتنـگے ↘
photo_2017-09-22_07-46-37.jpg

بدون شرح
{-w17-}

مشاهده همه ی 7 نظر
پوریا↙ایستــگاه دلتنـگے ↘
ناراحتناراحت
پوریا↙ایستــگاه دلتنـگے ↘
photo_2017-09-13_11-45-58.jpg

اگر نمیگویی حرف هایم تکراری است
اگر حوصله ات میکشد که گوش کنی
اصلا اگر اجازه بدهی حرف بزنم
میخواهم بگویم دلم برایت تنگ شده است
این که مثلا بگویم از کدام نوع از دلتنگی
فکر میکنم خنده دار باشد
چون اگ از من بپرسند
من راستش را به همه میگویم
بلاخره هرچی که بلد نباشم
دلتنگی و انتظار را خوب یادگرفته ام
دلتنگی هیچ مقدار و اندازه ای ندارد
فقط در زمان و مکانی غیر قابل پیش بینی
می آید و تو را از زمین و زمان جدا میکند
تو به یک باره تنها میشوی
نه حوصله ی امدن داری و نه حوصله ی رفتن
فقط دلت برای آمدنی تنگ میشود
که هیچ وقت نرود
این غیر ممکن ترین ارزوی ادمی است
که یکی برای همیشه بیاید و نرود
هر آمدنی وقتی ممکن میشود
که برایش رفتنی از قبل تعیین شده باشد
و چه سخت است باور این حرف
که آن امدنی باید برود
که هیچ وقت نباید برود.....
a y n a z a m

مشاهده همه ی 13 نظر
پوریا↙ایستــگاه دلتنـگے ↘
ناراحتناراحت
پوریا↙ایستــگاه دلتنـگے ↘
photo_2017-08-27_08-40-33.jpg

آرام بگيــر دلـــم ... !
ميـــدانـم دلتنـگـش هستــي...
ميـــدانـم چقـدر غمگيـنـي...
ميـــدانـم ايـن روزها در روياهايـت...
در پـي اش هستــي....
امّـابـرايـش دلتنـگ نشـو ... !‌!!
پيگيـر نبـاش!!
آخرِ ايـن راه از هميـنجـا پيـداسـت!!
ميتــرسـم رسـواي عـالــم شـوي ... !!!
مگـر نميــدانـي بيــن شمـا دريـاهـا فاصلـه اسـت ... ؟
مگـر نميـــدانـي فڪـر کـردن بـه ڪسـي ڪه بـه تـو فڪـر نميڪنـد
خيـانـت بـه جـوانيـت اسـت؟؟!؟
هـر چـه فڪـر ميڪنـم بـايــد 'سڪــــوت' ڪنـي...
شـايـد سهـم تـو از زنـدگي ...

هميـن.....
دوسـت داشتـن يڪ طـرفـه باشـــد…


مشاهده همه ی 6 نظر
پوریا↙ایستــگاه دلتنـگے ↘
ناراحتناراحت
پوریا↙ایستــگاه دلتنـگے ↘
photo_2017-07-25_10-05-22.jpg

اما...
اشتباهاتی هم داشتم....
مثلا سادگی هایم
اعتماد کردن هایم به همه
زود فراموش کردنم
زود بخشیدنم
زود دلتنگ شدنم
من همینم،همین میمانم
خودم را میشناسم
شاید تنها میراث من
سادگیم خواهد بود و دلنوشته هایم که همه با بغض نوشته شده...
نمیدانم
میگوند بدی نکن
دل نشکن
چوب خدا صدا ندارد....
مگر سزای کدام کارم بود که
اینگونه چوب خدا صدا دارد...
نمیدانم
صدای سادگی هایم
صدای صداقتم
صدای خستگی هایم
به قول مادرم
ظالم همیشه سالمه...
اما تو که ظالم نبودی...!!!
به راستی که
عاشق هم نبودی
میگذرم
از این ادمها
از این ادم هایی که مرا میرنجانند میگذرم
من میدانم و خدایم
و تا ابد
خداییم را میخوانم...

مشاهده همه ی 4 نظر
پوریا↙ایستــگاه دلتنـگے ↘
ناراحتناراحت
پوریا↙ایستــگاه دلتنـگے ↘
98love_دل_شکسته_(2).jpg

چه شده؟ای دل دیوانه هوایش کردی؟
با دو چشمان پر از اشک صدایش کردی؟
گفته بودم که دلش معدن بی معرفتی ست
تو نشستی و دلت خوش به وفایش کردی؟

مشاهده همه ی 3 نظر
پوریا↙ایستــگاه دلتنـگے ↘
ناراحتناراحت
پوریا↙ایستــگاه دلتنـگے ↘
photo_2017-06-25_23-21-02.jpg

برای من از تقدیر حرف نزن؛


از اینکه سرنوشت نمیخواهد ما کنار هم باشیم،


از این که قسمت هم نیستیم و حتما این به صلاحمان است،


از اینکه لیاقت من بیشتر از توست،


و تو ظرفیت این همه خوب بودن من را نداری...


برای رفتنت قصه نباف،شعر نساز،


عاشقانه جلو نده جا زدنت را،


بغض نکن تا باور کنم این ترک کردن به میل که نه اجبار بوده،


دستانم را بگیر،صاف زل بزن تو چشمهایم...


بگو تقدیر دخیل نبوده،


بگو ماجرا ربطی به لیاقت و مناسب بودن و نخواستن خدا ندارد،


بگو جا زدی،بگو دلت دیگر اینجا نیست،


بگو دیگر این وسط چشمی نیست که برایش بمیری،


و دستانی نیست که برای بوسه زدن بهشان حریص باشی...


تقدیر را بهانه نکن،بهانه نتراش،


من مرگ یکباره را


به مدام برانداز کردن لیاقت هام توی آیینه ترجیح میدهم....

مشاهده همه ی 4 نظر