لحظه  بروز رسانی 
ραяιѕα
ραяιѕα
500x500_1439581253807986.jpg

@Lifeblak_3
یک لبخند نمی تواند جهان را تغییر دهد اما لبخند تو جهان من را عوض کرده است!
همیشه بخند عشقم
😘😍

مشاهده همه ی 1 نظر
mina
آروم و عادیآروم و عادی
mina
39539041_666965530338533_4440053554706644992_n.jpg

تا نهان سازم از تو بار دگر
راز این خاطر پریشان را
می کشم بر نگاه ناز آلود
نرم و سنگین حجاب مژگان را

دل گرفتار خواهش جانسوز
از خدا راه چاره می جویم
پارساوار در برابر تو
سخن از زهد و توبه می گویم

آه ... هرگز گمان مبر که دلم
با زبانم رفیق و همراهست
هر چه گفتم دروغ بود، دروغ
کی ترا گفتم آنچه دلخواهست

تو برایم ترانه می خوانی
سخنت جذبه ای نهان دارد
گوئیا خوابم و ترانه تو
از جهانی دگر نشان دارد

شاید اینرا شنیده ای که زنان
در دل «آری» و «نه» به لب دارند
ضعف خود را عیان نمی سازند
رازدار و خموش و مکارند

آه، من هم زنم، زنی که دلش
در هوای تو می زند پر و بال
دوستت دارم ای خیال لطیف
دوستت دارم ای امید محال

مشاهده همه ی 4 نظر
ابوالقاسم کریمی
ابوالقاسم کریمی

گزیده ای از سخنان تاریخی دکتر محمد مصدق/بخش اول

---

قانون برای مملکت است نه مملکت برای قانون

---

اگر از طریق آزادی و دموکراسی نتوانیم کاری بکنیم،

از طریق اختناق و زور و قلدری برای مردم ناراضی نمی­توانیم کاری انجام دهیم

---

اگر شرایط انتخاب کنندگان و طرز انتخابات صحیح شد آن وقت آنها هر کسی را که انتخاب کنند خوب می­شود

---

اگر امور اجتماعی خوب نباشد امور انفرادی هم بد می­شود

پس لازم است که اول هر کس در اصلاح جامعه بکوشد و بعد امور انفرادی را اصلاح نماید

---

ما نمایندگان قبل از هر چیز باید به ایران نظر کنیم و منافع عموم را بر منافع شخصی خود ترجیح دهیم

---

دیکتاتور شبیه پدری است که اولاد خود را از محیط عمل و کار دور کند و پس ازمرگ خود اولادی بی­تجریه و بی­عمل بگذارد. پس مدتی لازم است که اولاد او مستعد و مجرب کار شوند یا باید گفت که در جامعه افراد در حکم هیچ­اند و باید آنها را یک نفر اداره کند این همان سلطنت استبدادیست که بود- مجلس برای چه خواستند و قانون اساسی برای چه نوشتند؟- و یا باید گفت که حکومت ملی است و تمام مردم باید غمخوار جامعه و در مقدرات آن شرکت نمایند در این صورت منجی و پیشوا مورد ندارد

---

من خود می دانم که یک گناه بیشتر ندارم و آن این است که تسلیم بیگانگان نشده و دست آن ها را از منابع طبیعی ایران کوتاه کردم

---

.

ضمیمه ی بخش اول

.

مي گويند زماني که قرار بود دادگاه لاهه براي رسيدگي به دعاوي انگليس درماجراي ملي شدن صنعت نفت تشکيل شود ، دکتر مصدق با هيات همراه زودتر از موقع به محل رفت . در حالي که پيشاپيش جاي نشستن همه ي شرکت کنندگان تعيين شده بود ، دکتر مصدق رفت و به نمايندگي هيات ايران روي صندلي نماينده انگلستان نشست .

قبل از شروع جلسه ، يکي دو بار به دکتر مصدق گفتند که اينجا براي نماينده

هيات انگليسي در نظر گرفته شده و جاي شما آن جاست ، اما پيرمرد توجهي

نكرد و روي همان صندلي نشست ..

جلسه داشت شروع مي شد و نماينده هيات انگليس روبروي دکتر مصدق منتظر ايستاده بود تا بلکه بلند شود و روي صندلي خويش بنشيند ، اما پيرمرد اصلاً نگاهش هم نمي کرد .

جلسه شروع شد و قاضي رسيدگي کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جاي نماينده انگلستان نشسته ايد ، جاي شما آن جاست .

کم کم ماجرا داشت پيچيده مي شد و بيخ پيدا ميكرد که مصدق بالاخره به صدا در آمد و گفت :

شما فكر مي کنيد نمي دانيم صندلي ما کجاست و صندلي نماينده هيات انگليس کدام است ؟

نه جناب رييس ، خوب مي دانيم جايمان کدام است ..

اما علت اينكه چند دقيقه اي روي صندلي دوستان نشستم به خاطر اين بود تا

دوستان بدانند برجاي ديگران نشستن يعني چه ؟

او اضافه کرد که سال هاي سال است دولت انگلستان در سرزمين ما بيمه زده و کم کم يادشان رفته که جايشان اين جا نيست و ايران سرزمين آبا و اجدادي ماست نه سرزمين آنان ...

سكوتي عميق فضاي دادگاه را احاطه كرده بود و دكتر مصدق بعد از پايان

سخنانش كمي سكوت كرد و آرام بلند شد و به روي صندلي خويش قرار گرفت.

با همين ابتکار و حرکت ، عجيب بود که تا انتهاي نشست ، فضاي جلسه تحت

تاثير مستقيم اين رفتار بزرگ مرد تاریخ ایران قرار گرفته بود و در نهايت نيز انگلستان محکوم شد



در پی دادگاه فرمایشی شاه که دکتر مصدق را محاکمه می کردند ، کسانی به عنوان تماشاچی در دادگاه حضور داشتند ، در یکی از این جلسات وقتی دکتر مصدق با شور هیجان از خدمات صاد قانه اش به مردم و مملکت حرف می زد و دستها ی مرتعشش را حرکت می داد، ملکه اعتضادی که در ردیف تما شاچیان نشسته بود از جا بر خاست و با صدای بلند رو به دکتر مصدق کرد وبا تمسخر گفت : یک پیر مرد سیاسی که مملکت را به پرتگاه سقوط کشانده است نباید در دادگاهی که به جنایات او رسیدگی می کند بترسد و چنین لرزان باشد . دکتر مصدق که گوینده این جملات را شناخت بی درنگ با همان حال بیمار گونه اش پاسخ داد : خانم ، منارجنبان اصفهان قرن هاست که میلرزد اما هنوز پابر جاست

---

.

گزیده ای از سخنان تاریخی دکتر محمد مصدق/بخش دوم

.

پیام روز اول نخست وزیری:" هموطنان عزیزم تردید ندارم که برای قبول این کار و بار گرانی که به دوش گرفته­ام از بین می­روم چون مزاج من متناسب با قبول چنین وظیفۀ مهمی نیست ولی در راه شما جان چیز ناقابلی است و از صمیم قلب راضی هستم که آن را فدای آسایش شما بکنم

---

در جراید ایران آنچه راجع به شخص اینجانب نگاشته می­شود هرچه نوشته باشند و هرکه نوشته باشد به هیچ وجه نباید مورد اعتراض و تعرض قرار گیرد لکن در سایر موارد بر وفق مقررات قانون باید عمل شود

---

اظهار منویات و استفاده از آزادی باید تا حدی باشد که به آزادی دیگران و حقوق مشروع آنها و به امنیت مملکت خللی وارد نکند

---

پیام در هنگام خلع ید از شرکت نفت انگلیس:"ملت و دولت ایران مطلقا قصد ندارد به حق کسی تجاوز کند و در عین حال نیز اجازه نمی­دهد که کسی به حق ما تجاوز کند

---

در تاریخ حیات ملت­ها نادراً روزهای درخشان و پرمسئولیت و افتخار و موفقیت پیدا می­شود. ایام عادی و گذران برای همه ملل یکسان است ولی آن ملتی که خوب و شرافتمندانه وظیفه­اش را در برابر وطن، پرچم و تاریخ مملکت ادا کند بیشتر از دیگران قدرت اخلاقی و عظمت روحی از خود نشان داده ا

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@oooBARANooo
c19a94d47b8a889d553d5c44b1e4e5b5.jpg

رسیدن فردا برای هیچکس حتمی نیست،
پس به کسانی که دوستشان دارید ابراز عشق کنید، شاید فردا هرگز نیاید.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@oooBARANooo
quote_1539336539810.png

صداقت تنها امتحانیست که نمیتوان در آن تقلب کرد

مشاهده همه ی 1 نظر
@oooBARANooo
quote_1539335926523.png

منتظر هيچ دستي

در هيچ جاي اين دنيا نباش …

اشکهايت را با دستهاي خودت پاک کن

همه رهگذرند

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@oooBARANooo
bd9dd207d16ca2c5db60779534ee73d2.jpg

💎

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♏ÐЄĿVÂИÂ
♏ÐЄĿVÂИÂ
IMG_20181012_071449_160.jpg

{-w78-}
3 عدد آخر شماره تلفنتو بزا کنار هم ببین به چی نیاز داری

مشاهده همه ی 6 نظر