لحظه  بروز رسانی 
pari
pari

يڪ قـآنونے هـَست ڪـﮧ ميگـﮧ : تا قبل اَز ايـטּڪـﮧ پـَرواز

يڪ قـآنونے هـَست ڪـﮧ ميگـﮧ :
تا قبل اَز ايـטּڪـﮧ پـَرواز ڪُنے هـَر چقـَבر פֿـوآستے
بتـَرس...
فڪـر ڪُـטּ...
شـَڪ ڪُـטּ...
בو בل شـو...
پـَشيمـوטּ شـو...
امـّا وقتے ڪـﮧ پـَريـבے
اگـﮧ وسط ِ رآـه پـَشيموטּ شـُבے
بـآزے رو بـآפֿـتے

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
pari
pari

میمون هایی که «ترسیدن» را یاد گرفتند "میمون هایی که از

میمون هایی که «ترسیدن» را یاد گرفتند "

میمون هایی که از مار نمی ترسیدند را در کنار مار ها قرار دادند در همین حین صداهای بلند و وحشتناکی هم از بلندگو ها پخش کردند. با این کار میمون هایی که از مار ها نمی ترسیدند «یاد گرفتند» که از مار بترسند. نتیجه عجیب تر این آزمایش این بود که حتی میمون های دیگری که هم که از مار ها نمی ترسیدند با دیدن ترس سایر میمون ها آنها هم از مار ها ترسیدند.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
pari
pari

میمون هایی که «ترسیدن» را یاد گرفتند "میمون هایی که از

میمون هایی که «ترسیدن» را یاد گرفتند "

میمون هایی که از مار نمی ترسیدند را در کنار مار ها قرار دادند در همین حین صداهای بلند و وحشتناکی هم از بلندگو ها پخش کردند. با این کار میمون هایی که از مار ها نمی ترسیدند «یاد گرفتند» که از مار بترسند. نتیجه عجیب تر این آزمایش این بود که حتی میمون های دیگری که هم که از مار ها نمی ترسیدند با دیدن ترس سایر میمون ها آنها هم از مار ها ترسیدند.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
pari
pari

یک روزنامه انگلسی مسابقه خوانندگان را برگزار کرد و قول داد

یک روزنامه انگلسی مسابقه خوانندگان را برگزار کرد و قول داد به کسی که در این مسابقه پیروز شود، جایزه کلانی خواهد داد.
سوأل مسابقه این بود که یک بالون حامل سه دانشمند بزرگ جهان است. یکی از آنها دانشمند علم حفاظت از محیط زیست و یکی از آنها دانشمند بزرگ انرژی اتمی و یکی دیگر دانشمند غلات است. همه کارهایشان بسیار مهم است و با زندگی مردم رابطه نزدیک دارند و بدون هر کدام زمین با مصیبت بزرگی مواجه خواهد شد. اما بدلیل کمبود سوخت ، بالون بزدوی به زمین می افتد و باید با بیرون انداختن یک نفر، از سقوط خودداری کند. تحت همین وضعیت شما کدام را انتخاب خواهید کرد؟
بسیاری پاسخ های خود را ارسال کردند. اما وقتی که نتیجه مسابقه منتشر شد، همه با تعجب دیدند که پسر کوچکی این جایزه کلان را کسب کرده است .
جواب او این بود 

مشاهده همه ی 1 نظر
pari
pari

گـروه خونـــی شُمــــا چیـــــه ؟؟ جَــــذاب : +Aخود پَسَنـــــد : -Aحَســـــاس

گـروه خونـــی شُمــــا چیـــــه ؟؟

جَــــذاب : +A

خود پَسَنـــــد : -A

حَســـــاس : +B

مِهرَبــــــون : -B

دوست داشتَنـــــی : +O

باحــــال : -O

زیبـــــــا : +AB

ســــاده : - AB

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
pari
pari

پروردگارا! با اولین قدم هایم ، بر جاده های صبح، نامت

پروردگارا!
با اولین قدم هایم ، بر جاده های صبح، نامت را عاشقانه زمزمه می کنم.... 
کوله بار تمنایم خالی است و موج سخاوت تو، همچنان جاری....
نمی ایستم از حرکت تا باران مهربانی ات نایستد....
سپاس و ستایش از آن توست که با چنگ خورشید در پرده ی شب زده ای و صبح را چون جلوه ی جبروت خویش بر عالم گسترده ای....

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
pari
pari

شخصی بود که تمام زندگی اش را با عشق و محبت

شخصی بود که تمام زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود و وقتی ازدنیا رفت همه می گفتند به بهشت رفته است. آدم مهربانی مثل او حتما به بهشت می رفت. در آن زمان بهشت هنوز به مرحله کیفیت فراگیر نرسیده بود. استقبال از او باتشریفات مناسب انجام نشد. دختری که باید او را راه می داد نگاه سریعی به لیست انداخت و وقتی نام او را نیافت او را به دوزخ فرستاد. در دوزخ هیچ کس از آدم دعوت نامه یا کارت شناسایی نمی خواهد هر کس به آنجا برسد می تواند وارد شود . آن شخص وارد شد و آنجا ماند. چند روز بعد ابلیس با خشم به دروازه بهشت رفت و در حالیکه از خشم قرمز شده بود به نگهبان بهشت گفت:آن شخص را که به دوزخ فرستاده اید آمده و کار و زندگی ما را به هم زده. از وقتی که رسیده نشسته وبه حرفهای دیگران گوش می دهد...در چشم هایشان نگاه می کند..به درد و دلشان می رسد حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت وگو می کنند..یکدیگر را در آغوش می کشند و می بوسند. دوزخ جای این کارهانیست!!!بیایید و این مرد را پس بگیرید. 
((با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادی ...خودشیطان تو را به بهشت بازگرداند))

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
pari
pari

تفاوت فکر و پول: تفاوت سکه و ايده در اين است

تفاوت فکر و پول:


تفاوت سکه و ايده در اين است که اگر من يک سکه و شما نيز يک سکه داشته باشيد

 و سکه هايمان را با هم جابجا کنيم، باز هر کدام از ما يک سکه خواهيم داشت.

اما اگر شما يک ايده و من يک ايده داشته باشم و آنها را با هم مبادله کنيم، 

هر کدام داراي دو ايده خواهيم بود.


جهان و محيط اطرافمان مدام  در حال تغيير است. بيشتر از توجه 

به سكه هاي ديگران، به ايده ها و افكارشان توجه كن ‎

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
pari
pari

نادر شاه کبیر در حال قدم زدن در باغش بود که

نادر شاه کبیر در حال قدم زدن در باغش بود که باغبان خسته و ناراضی نزد وی رفت و گفت :
پادشاه فرق من با وزیرت چیست ؟؟!!
من باید اینگونه زحمت بکشم و عرق بریزم ولی او درناز و نعمت زندگی میکند و از روزگارش لذت میبرد !!!
نادر شاه کمی فکر کرد و دستور داد باغبان و وزیرش به قصر بیایند ...
هردو آمدند و نادر شاه گفت : 
در گوشه باغ گربه ای زایمان کرده بروید و ببینید چند بچه به دنیا آورده !!!!
هردو به باغ رفتند و پس از بررسی نزد شاه برگشتند و گزارش خودرا اعلام نمودند ...
ابتدا باغبان گفت : 
پادشاها من آن گربه ها را دیدم سه بچه گربه زیبا زایمان کرده ....
سپس نوبت به وزیر رسید وی برگه ای باز کرد و از روی نوشته هایش شروع به خواندن کرد :
پادشاها من به دستور شما به ظلع جنوب غربی باغ رفتم و در زیر درخت توت آن گربه سفید را دیدم ، او سه بچه به دنیا آورده که دوتای آنها نر و یکی ماده است ، نرها یکی سفید و دیگری سیاه و سفید است بچه گربه ماده خاکستری رنگ است . حدودا یکماهه هستند من بصورت مخفی مادر را زیر نظر گرفتم و متوجه شدم آشپزهرروز اضافه غذاها را به مادر گربه ها میدهد و اینگونه بچه گربه ها از شیر مادرشان تغذیه میکنند .
همچنین چشم چپ بچه گربه ماده عفونت نموده که ممکن است برایش مشکل ساز شود !!!
نادر شاه روبه باغبان کرد و گفت این است که تو باغبان شده ای و ایشان وزیر .... 
................
هرکس در هر جایگاهی که باشد لیاقتش اینگونه بوده است .پس هیچوقت حسرت داشته های دیگران را نخورید و بفکر رفع ایرادهای خود باشید و بدانید فقط و فقط اشتباهات ورفتار و تفکرتان شما را در این جایگاه قرار داده است .
..... پندهای زندگی .....

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید