افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
بروز رسانی 
parsa
خنگخنگ
parsa

تو پنهان کن
خودت را
در میان نقطه ها اما!!

بدان من
دوستت دارم سه تا نقطه

به این معنا
که تا هستم، که تا هستی
که تا هستند عاشق ها

شوم
مست از لب لعلت
" اَدرکأساٌ و ناولَها "



مشاهده همه ی 8 نظر
parsa
خنگخنگ
parsa

از غزل‌هایش کمی، از بوسه‌هایش اندکی
ای لب خوشبخت من! قند مکرّر می‌مکی

این درختِ گُل که من در خانه دارم ناقص است
کاملش باید کنند این بازوان پیچکی

آن‌چنان شعری بگویم در هوای عشق تو
تا که یار مهربان آید به یاد رودکی

می‌روم هر روز با این شیطنت‌های ملیح
دست در دست تو تا رنگین‌کمان کودکی

در کنار من نشین در ساحل زاینده‌رود
تا تماشایی شوند این ماهیان پولکی

در کنارم باش، بعد از چند روزی می‌رسد
روزهای خستگی‌ها، خواب‌های بختکی


برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
parsa
خنگخنگ
parsa

شیر هرگز سر نمی کوبد به دیوار حصار
من همان دیوانه دیروزم اما بردبار

می توانستم فراموشت کنم اما نشد!
زندگی یعنی همین؛ جبری، به نام اختیار

مثل تو آیینه ای "من" را نشان من نداد
بعد تو من ماندم و دیوارهای بی شمار

خوب یا بد، با جنون آنی ام سر می کنم
لحظه ای در قید و بندم ،لحظه ای بی بند و بار

من سر ناسازگاری دارم و چشمان تو
جذبه ای دارد که سر را می کشاند پای دار!

فرق دارد معنی تنهایی و تنها شدن
کوه بی فاتح کجا و دشت های بی سوار

جای پایت را اگر چه برفها پوشانده اند
جای زخمت ماند، شد آتشفشانی بی قرار،،،



پوریا شیرانی...

مشاهده همه ی 2 نظر
parsa
خنگخنگ
parsa

غزلــی ساختم از وزن النگــوهایت
به پریشان شدن قسمتی از موهایت

غزلی ساختم از شیوه شهرآشوبیت
برگرفتـــه شده از قصــه ابروهایت

حس خوب غزلم را به چه تشبیه کنم؟
جز بــه احساس بغــل کردن بازوهایت

آنقــدر واژه بـرای غـــزلم داد بـه من
کوچه باغی که مرا برد به گردوهایت

بی تو آرامش این شعر به هم می ریزد
ای بــه قــربان سکــــوت سر زانوهایت

کودکی هستم و در حسرت چشم عسلیت
می رود دست لبـــم تا لب کنـــدوهایت

اینکه آبادی ما آب و هوایش عالیست
ماجراییست که افتاده به شب بوهایت

سینه ات دشت پر احساس و چراگاه قرق
اینقـدر ظلم نکن در حــق آهـــوهایت


ابولقاسم خورشیدی

مشاهده همه ی 4 نظر
parsa
خنگخنگ
parsa

دو چشمت از عسل لبریز و لب‌هایت شکر دارد
بیــــا، هرچند مـــی‌گــویند: شیرینـــی ضرر دارد

زدم دل را بـــه حافظ ، دیدم او امشب برای من
« لبش می‌بوسم و در می‌کشم می » در نظر دارد

پریشان است و افسون و هوس در چشم او جمع است
پـری‌ رو از پــریده‌ رنگ آخــر کِــــی خبـــــر دارد؟

اگر چه مثل نرگس نیست چشمش سخت بیمار است
کـمر چون مــو ندارد او ، ولــی مــو تـــا کمـر دارد

لبش شیرین و حرفش تلخ و چشمش مست و قلبش سنگ
درشت و نـرم را آمیـخته با خیـــــر و شــر دارد

بــــه یـــاد اولین بیت از کتــــابِ خواجــــه افتادم
شروع عشق شیرین است ، بعدش دردسر دارد


مشاهده همه ی 2 نظر
parsa
خنگخنگ
parsa

می‌شود من به هوای تو
کمی مست کنم


بوسه بر چشم تو و هرچه
در آن هست کنم


می شود چشم ببندی
و نگاهم نکنی


من خجالت نکشم
آنچه نبایست کنم.

مشاهده همه ی 4 نظر
parsa
خنگخنگ
parsa

امشب از دلبرخود بوسه ی لب می خواهم
گرمی عشق ز یک کوره ی تب می خواهم
لب او شهد و شکردارد و خرمای بم است
روزه دارم من و لبخند رطب می خواهم
امشبی غصه و غم را به هم آنجا ببرید
ک غمم را ب نی انداز عرب می خواهم
مثل پاییز و زمستان که به هم می نرسند
من جمادی شدم و..ماه رجب می خواهم
تا که اندازه ی آن قامت و قد را بینم
متر من بوسه شدو..گفت وجب می خواهم
هر که بی تو نفسی زد غزلش می شکند
وام من بوسه به شعر است و طلب می خواهم
هر کسی در پی یارست به هر نحو و دلیل
من تو را دور ز هر نحو و سبب می خواهم
عاقبت گفت مرا..تا به چه حد می خواهی
گفتمش وای تو را..وای ،عجب می خواهم

مشاهده همه ی 2 نظر
parsa
خنگخنگ
parsa

صبحی که بوسٖه ام
ندهی بی طلوع باد

روزی که عاشقت نشوم
بی شـروع باد!

مشاهده همه ی 2 نظر
parsa
خنگخنگ
parsa
نماز

سبوی اشک
لحظات عارفانه حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی (دامت برکاته) در نماز عید قربان

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
parsa
خنگخنگ
parsa

هی بوسه نزن با هیجان گوشه ی لب را
یک لحظه رعایت بکن آداب ِادب را

دندان به لبم می زنی انگار شبانه..
پاتک زده ای قسمتی از باغ ِرطب را

گرمای لبت روی لبم در نوسان است
بالا نبری در تنم اندازه ی تب را

با آتش ِبرخورد ِلبت با رگ ِگردن..
بر هم زده ای رابطه ی مغز و عصب را

از بس که میان ِدو لبم جای ِکبودی ست..
انگار که "داعش" زده استان ِ"حلب" را

دیشب که سراسیمه تو را گاز گرفتم..
حال آمده ای نقد کنی عین ِطلب را

اینگونه که در اول ِشب بوسه گرفتی..
ای وااای...خدا خیر کند آخر ِشب را

مشاهده همه ی 5 نظر