افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
بروز رسانی 
parsa
خنگخنگ
parsa

امشب از دلبرخود بوسه ی لب می خواهم
گرمی عشق ز یک کوره ی تب می خواهم
لب او شهد و شکردارد و خرمای بم است
روزه دارم من و لبخند رطب می خواهم
امشبی غصه و غم را به هم آنجا ببرید
ک غمم را ب نی انداز عرب می خواهم
مثل پاییز و زمستان که به هم می نرسند
من جمادی شدم و..ماه رجب می خواهم
تا که اندازه ی آن قامت و قد را بینم
متر من بوسه شدو..گفت وجب می خواهم
هر که بی تو نفسی زد غزلش می شکند
وام من بوسه به شعر است و طلب می خواهم
هر کسی در پی یارست به هر نحو و دلیل
من تو را دور ز هر نحو و سبب می خواهم
عاقبت گفت مرا..تا به چه حد می خواهی
گفتمش وای تو را..وای ،عجب می خواهم

مشاهده همه ی 1 نظر
parsa
خنگخنگ
parsa

صبحی که بوسٖه ام
ندهی بی طلوع باد

روزی که عاشقت نشوم
بی شـروع باد!

مشاهده همه ی 2 نظر
parsa
خنگخنگ
parsa
نماز

سبوی اشک
لحظات عارفانه حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی (دامت برکاته) در نماز عید قربان

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
parsa
خنگخنگ
parsa

هی بوسه نزن با هیجان گوشه ی لب را
یک لحظه رعایت بکن آداب ِادب را

دندان به لبم می زنی انگار شبانه..
پاتک زده ای قسمتی از باغ ِرطب را

گرمای لبت روی لبم در نوسان است
بالا نبری در تنم اندازه ی تب را

با آتش ِبرخورد ِلبت با رگ ِگردن..
بر هم زده ای رابطه ی مغز و عصب را

از بس که میان ِدو لبم جای ِکبودی ست..
انگار که "داعش" زده استان ِ"حلب" را

دیشب که سراسیمه تو را گاز گرفتم..
حال آمده ای نقد کنی عین ِطلب را

اینگونه که در اول ِشب بوسه گرفتی..
ای وااای...خدا خیر کند آخر ِشب را

مشاهده همه ی 5 نظر
parsa
خنگخنگ
parsa

آفتاب را

دوخته‌ای به لب‌هایت!

آدم دوست دارد هر روز خورشیدش

از لب‌های تو طلوع کند..

آدم، اگر آدم باشد

دوست دارد روی لب‌های تو

جان بکند!
 
"علیرضا اسفندیاری"

مشاهده همه ی 6 نظر
parsa
خنگخنگ
parsa

کنج لبهایت برای بوسه چیدن عالی است
طعم شیرین لبانت را چشیدن عالی است

لمس چال چانه ات با پشت ناخن گاه گاه
ناز کردن بعداز آن نازت کشیدن عالی است

زیر گوشم باز میچید صدای مست تو
بازتاب کوک آوایت شنیدن عالی است

عطر گیسوی تو در جان و دلم پیچیده است
دست در ابریشم مویت کشیدن عالی است

کُـنـج گرم ونرم آغوش تو هرشب تا سحر
گُـر گِـرفتن ، گپ زدن یا آرمیدن عالی است

از فراز چین و واچین دو تا بازوی تو
نرم نرمک با نوک دندان گــَــزیدن عالی است

یاد بیدادی که چشمت دم به دم برباد داد
بعد عمری در غزلها آفریدن عالی است

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
parsa
خنگخنگ
parsa

روی لبهایت مگر باغ انار آورده ای

یا برایم طعمه و دام شکار آورده ای

ابروانت چون کمانداری سوار رخش تیز

روی ابروهای خود چابک سوار آورده ای

چشم زیبایت مرا تا ماه تابان می برد

در میان چشم خود صدها نگار آورده ای

در بغل محکم بگیر و بوسه بر لبها بزن

به به امشب در بغل بوی بهار آورده ای

دامنت کوتاه و موهایت پریشان خواهشا

لای موهایت هزاران گل به بار آورده ای

پیچش گیسوی خود را روی اندامم بریز

میکشی امشب مرا گویا که دار آورده ای

دکمه ای امشب نباید بینمان مانع شود

دکمه ها را پاره کن شاید که"نار"آورده ای

حلقه آغوش خود را تنگ و محکم تر بکن

شک ندارم بر تنم امشب حصار آورده ای

مشاهده همه ی 4 نظر
parsa
خنگخنگ
parsa

کی شود؟ جانا مرا مهمان لبهایت کنی
آتشی از لب به لب، با بوسه ی نازت کنی

تنگ در آغوش و با رقصی ز انگشتان من
شانه ای از دست من بر خرمن مویت کنی

لب گزی تا لب بنالد، آه و در هر بوسه ات
لب گزان در دام بازو، صید مدهوشت کنی

باز از عطر نفس مست و تو با گیلاس عشق
ساغری لبریز می ، با بوسه در کامت کنی

چیست در چشم خمارت، جرعه ای بر کام دل
توبه بشکستی مرا، تا مست چشمانت کنی

تا سپیده نیست محلت،بوسه باران تا سحر
با لبم نقشی ز "تاتو" حک بر اندامت کنی

بند بازو تنگ و بر شوق اسیر سینه ات
تنگ پیچی دام، تنگ و صید بی جانت کنی

شب گذشت و غرق آغوش تو با باران بوس
حسرتی بر جان که شاید وعده بر عهدت کنی

مشاهده همه ی 1 نظر
parsa
خنگخنگ
parsa

ﺩﺍﺋﻤﺎ ﺷﺒﻬﺎ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﻐﻞ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺮﻓﺖ
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﮐﻨﺪﻭﯼ ﻟﺒﻬﺎﯾﺖ ﻋﺴﻞ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺮﻓﺖ

ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺑﺎﻻﯼ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ
ﯾﻌﻨﯽ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﯾﻪ ﯼ ﭼﺸﻤﺖ ﻏﺰﻝ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺮﻓﺖ

ﻗﺎﺻﺪﮎ ﻫﻢ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﺩﺭ ﺣﻖ ﻣﻦ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﮑﺮﺩ
ﺑﻮﺳﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻋﻤﻞ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺮﻓﺖ

ﺭﻭﺳﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻢ ﺑﺰﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﺮﻩ ﺍﯼ ﻧﺎﺯﻧﯿﻦ
ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺍﺯ ﭘﯿﭻ ﺯﻟﻔﺖ ﺭﺍﻩ ﺣﻞ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺮﻓﺖ

ﻣﯽ ﺳﭙﺎﺭﻡ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ
ﺍﺣﺘﻤﺎﻻﺕ ﺯﯾﺎﺩ ﺍﺯ ﻣﺤﺘﻤﻞ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺮﻓﺖ

ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﭼﺸﻢ ﻣﺮﺍ ﺗﺎ ﮐﻬﮑﺸﺎﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﮐﺸﯽ
ﺭّﺩ ﭘﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻣﮕﺮ ﺭﻭﯼ ﺯﺣﻞ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺮﻓﺖ

ﺩﯾﺸﺐ ﺁﻭﺍﺯ ﻣﻮﺫﻥ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺷﺪ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ
ﺑﺎﻧﮓِ ﻏﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﺮﻭﺱ ﺑﯽ ﻣﺤﻞ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺮﻓﺖ

ﮔﺮ ﺑﮕﺮﺩﺩ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺍﺩﺏ
ﭘﺮﺩﻩ ﻫﺎ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺷﻌﺮ ﻣﺒﺘﺬﻝ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺮﻓﺖ

ﺍﯼ ﻋﺴﻞ ﺭﺥ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎ
ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺎﻟﻨﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﺟﻞ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺮﻓﺖ

قیصری

مشاهده همه ی 5 نظر
parsa
خنگخنگ
parsa

من آخر از لب سرخ تو کام می گیرم
به بوسه بوسه زدن انتقام می گیرم

جلوی راه تو سد می شوم همین فردا
تو را ببوسم و با احترام می گیرم

و دست حلقه کنم دور گردنت ساده
لبان خشک تو را توی دام می گیرم

به عطر ِ ساحلی ِ پولکان ِ اندامت
هوای هر غزلت را تمام می گیرم

چه خوب جا شده ای عاشقانه در بغلم
ولی دوباره تنت را حرام می گیرم

نشسته بر بدنت این لباس پاییزه
که لمس کرده و در دست هام می گیرم

اگرچه از تو دهانم هنوز تر نشده
من آخر از لب سرخ تو کام می گیرم

مشاهده همه ی 14 نظر