لحظه  بروز رسانی 
پاسخگوی دینی
آروم و عادیآروم و عادی
پاسخگوی دینی

منظور از اینکه می گویند اعمال مردم بر امامان معصوم عرضه

منظور از اینکه می گویند اعمال مردم بر امامان معصوم عرضه

منظور از اینکه می گویند اعمال مردم بر امامان معصوم عرضه می شود چیست؟

در اين باره كه امام زمان هر عصر، ناظر اعمال مردم آن عصر است، احاديث متعددي آمده است. به طور نمونه، امام صادق (علیه السلام) فرمود: "تعرض الأعمال يوم الخميس علي رسول الله و علي الائمة"(۱)
روز پنجشنبه اعمال مردم به رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم) و امامان معصوم سلام الله عليهم اجمعين عرضه مي شود.

در توقيعي مبارك از حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) آمده است:
"فإنّا يحيط علمنا بآنبائكم، و لا يعزب عنّآ شي من أخباركم و معرفتنا بالزلل الذي اصابكم"(۲)
به اخبار شما علم داريم. هيچ چيزي از اخبار شما بر ما پوشيده نيست. از لغزش و كاستي هاي عمل كرد شما آگاه هستيم. چيزي بر ما پوشيده نمي ماند.

امام خميني (رحمه الله علیه) با الهام و استناد به اين گونه روايات نوشته است:
ببينيد كه تحت مراقبت هستيد. نامه اعمال ما مي رود پيش امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) هفته اي دو دفعه به حسب روايات. نكند كه خداي نخواسته از من و شما و ساير دوستان، امام زمان ناراضي شود.(۳)

بنابراين، معلوم مي شود كه حضرت مهدي موعود (عجل الله تعالي فرجه الشريف) به عنوان آخرين خليفه الهي روي زمين از راه هاي مختلف نظير عرضه نامه اعمال و يا احاطه علمي و علم محيط اش، بر عمل كرد مردم نظارت دارد و به اذن الهي مي داند كه چه كسي چه كاري انجام مي دهد.

پی نوشت:
۱. مجلسي محمد باقر، بحارالانوار، ج۲۳، باب ۲۰، حديث ۳۸، ص ۳۴۵.
۲. همان، ج۵۳، باب ۳۱، توقيع۷، ص ۱۷۵.
۳ . امام خميني، صحيفه امام، ج۸، ص ۳۹۱.

http://www.soalcity.ir/node/4309

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پاسخگوی دینی
آروم و عادیآروم و عادی
پاسخگوی دینی

فضیلت صلوات بر حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در

فضیلت صلوات بر حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در

فضیلت صلوات بر حضرت فاطمه(سلام الله علیها)

در روایات به فرستادن صلوات بر حضرت فاطمه(سلام الله علیها) سفارش شده و فضایلی برای آن نقل شده است،از جمله:
پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم مى ‏فرماید:
«من صلى علیك یا فاطمة غفر اللَّه له والحقه بى حیث كنت من الجنة». (1)
«یا فاطمه هركس بر تو صلوات فرستد، خداى تعالى از او درگذرد، و او را در بهشت به من ملحق گرداند».
موضوع صلوات فرستادن بر حضرت زهرا(سلام الله علیها) د رمنابع اهل سنت هم نقل شده است،چنانكه سهیلى در كتاب الروض الانف در ذیل مطلبى مى ‏نویسد:
«و من صلى علیها فقد صلى على ابیها : هركس بر فاطمه صلوات فرستد، در حقیقت بر پدر او صلوات فرستاده است(2)
در روایتى حضرت رسول اکرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم یکى از فضائل حضرت فاطمه(سلام الله علیها) را چنین بیان مى ‏فرماید:
« جبرئیل (روح) به نزد من آمد و گفت: هنگامى که فاطمه قبض روح مى ‏شود و دفن مى ‏گردد، دو ملک در قبر از او سؤال مى ‏کنند: پروردگار تو کیست؟ مى‏ فرماید: اللَّه پروردگار من است. سپس مى‏ پرسند پیامبرت کیست؟ در پاسخ مى ‏فرماید: پدرم. آنگاه سؤال مى‏ کنند ولى تو کیست؟ در جواب مى‏ گوید: على بن ابى ‏طالب، همین کسى که در کنار قبرم ایستاده است.
سپس پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم مى ‏فرماید): آیا باز هم فضائل دیگر زهرا را بیان کنم؟ (شاید پیامبر اکرم مى ‏خواهد به این وسیله تذکر دهد که: در این عالم، فاطمه تنها کسى است که پدرش «رسول ‏اللَّه» و همسرش «ولى اللَّه» است. پیامبر اکرم در ادامه ‏ى سخن خویش مى ‏فرماید:

همانا خداى تعالى یک دسته از فرشتگان را براى محافظت فاطمه گماشته است، تا از چهار طرف نگهبان او باشند؛ و این ملائک در حال حیات، و هنگام مرگ او، و کنار قبرش پیوسته در خدمت او هستند، و کارشان صلوات فرستادن بر فاطمه و پدرش و همسر و فرزندان اوست.(3)

در روایات دیگری هم این عبارت آمده است و سیره علماء بزرگوار هم اینگونه بوده است كه در كتابهای خود هنگام ذكر روایتی از آن حضرت یا در وصف آن حضرت با عبارت «صلّ علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها»نسبت به آن حضرت ادای احترام می كردند.

بنابراین اصل صلوات فرستادن بر آن بانوی دوسرا،امری مورد سفارش و با فضیلت است.صلولت مخصوص حضرت زهرا(سلام الله علیها) اینگونه است:
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بعَدَدِ ما اَحاطَ به عِلْمُكَ : پروردگارا درود و صلوات خودت را بر فاطمه و پدر فاطمه و شوهر فاطمه و فرزندان فاطمه به وسعت و شعاع علم خودت بفرست.

پی نوشتها:
(1). بحارالانوار ج 43ص55، ج 97ص194.
(2). الروض الانف ج 2ص 196.
(3). بشاره المصطفى ص 139، بحارالانوار ج 43ص 58.

http://www.soalcity.ir/

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پاسخگوی دینی
آروم و عادیآروم و عادی
پاسخگوی دینی

الگوگيری از حضرت زهرا(س) در رفتار با فرزند

الگوگيری از حضرت زهرا(س) در رفتار با فرزند

الگوگيری از حضرت زهرا(س) در رفتار با فرزند

با كمی دقت در برخورد عاطفی و منطقی حضرت زهرا در می يابيم كه آن بانوی بزرگوار، در ساختن روح و شخصيت فرزندان گرامی اش از ابزاری بسيار ظريف و دقيق استفاده كرده است كه بسياری از آنها در حال حاضر، ميان روان شناسان تربيتی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و خبرگان اين فن، به نتايج مثبت آن ايمان آورده اند. بی شك، اين توفيق بی نظير در تربيت كودكان، ناشی از معرفت عميق و صحيحی است كه اسلام در مورد انسان، ارائه داده است. بنابراين، اگر بگوييم هر مكتبی به اندازه شناخت درستی كه از انسان دارد، در نظام تربيتی خود به توفيقاتی دست می يابد، سخن به گزاف نگفته ايم. دين آسمانی و الهی اسلام از كامل‌ترين و واقع بينانه ترين شناخت در مورد انسان برخوردار است، لذا بيشترين توفيق را در مسئله تربيت انسان به دست آورده است. روش تربيتی و اخلاقی حضرت فاطمه(س) که برگرفته از دين اسلام است، بهترين شيوه، و تجربه برای ساختن نسلی پاك و سعادتمند است. از اين رو جا دارد كه پيروان و ارادتمندان مكتب اسلام، با به كار بستن شيوه ها و ظرايف تربيتی آن حضرت در رشد و تربيت نسلی پاك و پيشرو همت نموده، سعادت دنيا و آخرت فرزندان خود را بيمه كنند.

روح انسان به گونه ای ساخته شده كه نياز به محبت و عطوفت، يكی از اساسی ترين نيازهای او محسوب می شود، بدين جهت، كودكان محروم از اين موهبت، دچار كمبودها و مشكلات روانی و گاه نواقص جسمی خواهند شد. حضرت فاطمه(س) كه خود از سرچشمه محبت و عطوفت رسول خدا سيراب گشته و قلبش كانون محبت به همسر و فرزندان خود بوده، در اين جهت نيز وظيفه مادری خود را به بهترين شكل انجام داد. حضرت فاطمه فرزندان خود را به بازی و مسابقه تشويق و گاهی با آنان به بازی مشغول می شد و با حرکتها و گفتارهای شيرين مادرانه و بالا و پائين انداختن فرزندان خود آنان را از احساسات پاک مادری سيراب می‌کرد.

نقل شده است كه حضرت زهرا(س) با فرزندش امام حسن مجتبی(ع) بازی می كرد و او را بالا می انداخت و ميیفرمود: «پسرم حسن، مانند پدرت باش. ريسمان ظلم را از حق بركن. خدای را بپرست كه صاحب نعمت های متعدد است و هيچگاه با صاحبان ظلم و تعدی، دوستی مكن».

** مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی در شبکه های اجتماعی pasokhgoo1@ **

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پاسخگوی دینی
آروم و عادیآروم و عادی
پاسخگوی دینی

السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة

السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة

السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة

مشاهده همه ی 1 نظر
پاسخگوی دینی
آروم و عادیآروم و عادی
پاسخگوی دینی

چه سند و دلیل محکمی وجود دارد که قرآن تحریف نشده

چه سند و دلیل محکمی وجود دارد که قرآن تحریف نشده

چه سند و دلیل محکمی وجود دارد که قرآن تحریف نشده است؟

ادله فراوانی اعم از عقلی و نقلی بر عدم تحریف قرآن وجود دارد.

دلیل عقلی:
الف) طبق ادله فراوان، قرآن کریم، آخرین، کامل‌ترین و پاسخگوترین کتاب آسمانی در آخرین، کامل‌ترین و پاسخگوترین دین آسمانی است.
ب) اگر کتاب و دینی بخواهد، آخرین، کامل‌ترین و پاسخگوترین باشد، باید از هر تحریفی در امان باشد.
ج) پس قرآن کریم باید از هر تحریفی در امان باشد.

دلیل نقلی:
آیه قرآن: خداوند در آیه «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ» (حجر: ۱۵/ ۹) فرموده است که ما قرآن را نازل کردیم و خود ما نیز از آن محافظت می‌کنیم.
به طور حتم، این محافظت، شامل تغییر و تحریف قرآن کریم به لحاظ زیادت و نقصان هم می‌شود.

حدیث ثقلین: مقتضای حدیث ثقلین مانند حدیث «قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): ألا أیها الناس، فإنما أنا بشر یوشک ان یأتی رسول ربّی فأجیب و أنا تارک فیکم ثقلین: أولهما کتاب الله فیه الهدی و النور، فخذوا بکتاب الله و استمسکوا به فحث علی کتاب الله و رغب فیه ثم قال: و أهل بیتی، اذکرکم الله فی أهل بیتی، اذکرکم الله فی أهل بیتی، اذکرکم الله فی أهل بیتی» (نیشابوری، مسلم، صحیح مسلم، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، ۲۰۰۰ م، کتاب فضائل الصحابة، باب فضائل علی بن ابی طالب، ص ۱۰۴۳، ح ۲۴۰۸)

و حدیث «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ الْبَغْدَادِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ حَفْصٍ الْخَثْعَمِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُبَيْدٍ قَالَ حَدَّثَنَا صَالِحُ بْنُ مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِیزِ بْنُ رَفِیعٍ عَنْ أَبِی صَالِحٍ عَنْ أَبِی هُرَيْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)‏ إِنِّی قَدْ خَلَّفْتُ فِیكُمْ شَيْئَيْنِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی أَبَداً مَا أَخَذْتُمْ بِهِمَا وَ عَمِلْتُمْ بِمَا فِیهِمَا كِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ.» (صدوق، محمد، كمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۳۵، ح ۴۷)

که در آن، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) قرآن کریم و اهل بیت یا سنت را دو یادگار از خودش برای بشر، معرفی می‌کند که اگر به آن دو تمسک کنند، گمراه نمی‌شوند، این است که قرآن کریم تحریف نشده باشد؛ زیرا اگر تحریف شده باشد، دیگر نمی‌تواند وسیله هدایت و نجات از گمراهی باشد.
*** مطالعه بیشتر در لینک زیر:
http://www.soalcity.ir/node/3563

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پاسخگوی دینی
آروم و عادیآروم و عادی
پاسخگوی دینی

به چه دلیل می گوییم که تورات و انجیل تحریف شده

به چه دلیل می گوییم که تورات و انجیل تحریف شده

به چه دلیل می گوییم که تورات و انجیل تحریف شده اند؟

اثبات تحریف این دو کتاب آسمانی مساله ای ساده است و با اندک تاملی روشن می شود. و از همان اعتقادات یهودیان و مسیحیان می تواند تحریف شده بودن کتب موجود را درک کرد.
توضیح آنکه: برای عهد قدیم (کتاب مقدس یهودیان) دو نسخه وجود دارد. نسخه ای به زبان عبری است و نسخه دیگر به زبان یونانی که به ترجمه سبعینه مشهور است. در ترجمه سبعینه مطالب زیادی وجود دارد که در نسخه عبری موجود نیست. که بخشی از آن به نام اپوکریفا مشهور است و یهودیان و مسیحیان پروتستان آن را قبول ندارند. هر چند مسیحیان کاتولیک آن را قبول دارند.
در همان بخش مشترک بین دو نسخه، سه قسم از مطالب دیده می شود. ۱-اسفار پنجگانه ۲-انبیاء ۳- مکتوبات

جالب آنکه در اسفار پنجگانه، مطالبی درباره عزاداری بنی اسرائیل برای حضرت موسی (ع) وجود دارد که به هیچ عنوان نمی توان گفت اینها نوشته حضرت موسی (ع) است. همچنین درباره بخش انبیاء مشخص است که نویسنده آن کسی به نام عزرا است هر چند مدعی اخذ آن از پیامبران مختلف است. و بخش مکتوبات نیز تا قرن دوم میلادی هنوز شکل کامل نیافته بود. در واقع این بخش بیش از ۲ هزار سال از حضرت موسی فاصله دارد.

این تنها بخشی از عقاید یهودیان است که نشان دهنده تحریف تورات می باشد. جدای از آنکه مطالبی در خود تورات (کتاب پادشاهان دوم ۲۲) وجود دارد که نشان می دهد تورات مدتی گم شده بود و مطالب محتوایی تورات مثل جهل و بخل خدای متعال (نعوذ بالله) و نسبت گناهان کبیره به انبیاء و ... نیز خود دلیل روشنی بر تحریف این کتاب دارد.

اما درباره عهد جدید مطلب از این نیز روشن تر است. بخشی از عهد جدید اناجیل اربعه هستند که خود این انجیل ها، تنها بخشی از انجیل های نوشته شده است و انجیل هایی نیز بوده اند که به رسمیت شناخته نشده اند. و همین اختلاف گویای تحریف است. چرا که اگر نسخه انجیل اصلی موجود باشد، این همه اختلاف ممکن نیست که یک انجیل برای عیسی اولوهیت قائل شود و انجیل دیگر عیسی را با صفات الوهیتی بیان نکند.

نکته دوم درباره همین اناجیل این است که حداقل ۷۰ سال پس از مسیح نوشته شده اند! باقی مطالب عهد جدید نیز به یوحنا و پولس و ... مربوط است.
پس انجیل موجود چیزی نیست که بتوانیم بگوییم وحی خداوند به حضرت عیسی (ع) بوده است. جدای از آنکه شاید این سخن در نزد مسیحیان کاملا بی معنا باشد. چرا که وحی از جانب خدا به پیامبر می رسد در حالی که آنها عیسی را پیامبر نمی دانند بلکه خدا می دانند.

خلاصه آنکه وحی اسلام و قرآن با انجیل و تورات بسیار متفاوت است. در قرآن ما با کلامی مواجه هستیم که خدای متعال به پیامبرش (ص) وحی کرده است. و ما مطالب را از ایشان گرفته ایم. اما در تورات و انجیل به طور واضح اکثر مطالب اتصال و ارتباطی به موسی و عیسی (علیهما السلام) ندارند.


همچنین در قرآن نیز مطالب روشنی درباره تحریف انجیل و تورات وجود دارد. از بیان نوشتن کتاب توسط علمای این ادیان و انتساب آن به خدای متعال (۷۹ بقره) تا آیاتی که از کتمان کتاب توسط آنها سخن میگوید (۱۷۴ بقره) و آیه ای که صریحا تحریف کتاب را به آنها نسبت می دهد (۷۵ بقره) و ...

http://www.soalcity.ir/node/2594

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پاسخگوی دینی
آروم و عادیآروم و عادی
پاسخگوی دینی

دین چقدر به زندگی بشر کمک می کند؟

دین چقدر به زندگی بشر کمک می کند؟

دین چقدر به زندگی بشر کمک می کند؟

ابتدا باید توجه کنیم که زندگی بشر چقدر است؟ زندگی ای محدود به حدود ۷۰ سال که پس از آن انسان به انتها می رسد و با پوسیدن بدن او همه چیز تمام می شود؟ یا اینکه انسان موجودی باقی در سرای ابدیت است و مرگ او چونان تولدش، انتقال از عالمی به عالم دیگر است.

انسانی که خود را محدود به یک دوره کوتاه، و در حصار انواع و اقسام مشکلات و مصائب می بیند که حتی لذت های زودگذر او در احاطه این رنجهاست، گریزی از احساس پوچی ندارد. و تنها مُسکِّن کم اثر این درد، زایل نمودن عقل و تفکر یعنی خصیصه ممتاز انسانی است. در حالی که دینداری حق، انسان را به اوج تعالی می رساند و با دادن انگیزه های عالی، استعدادهای انسانی را شکوفا می کند.

بنابراین کوچکترین تردیدی در آثار عظیم دینداری و بی بدیل بودن آن نمی توان داشت. اما فارغ از این نوع نگاه و بحث ضرورت دین، می توانیم بدون در نظر گرفتن معاد، فواید دینداری در زندگی دنیوی را بررسی کنیم. و تعدادی از آنها را مورد اشاره قرار دهیم. البته لازم به ذکر است که این فواید در دین حق موجود می باشند و ادیان به میزان حقانیت خود می توانند این فواید را به انسان ها هدیه کنند. همان گونه که میزان بروز این فواید، به میزان حاکمیت دین، وابسته است.

۱- نقش دین در توسعه اخلاقیات: در جوامعی که انسان به جای خدا نشسته و خود را همه کاره کرده، نتوانسته اند دین را به طور کامل به کنار برانند. چون نقش دین در افزایش اخلاقیات و کاهش جرائم، نقشی بی بدیل است که حتی سیاستمداران ضد دین نیز، متمایل هستند از دین در این عرصه استفاده نمایند. و همین مساله خود دلیلی واضح بر نقش عظیم دین در این وادی است.

۲- نقش دین در سلامت روانی: آزمایش ها و بررسی هایی بسیاری به نقش دین در بهبود بیماری ها، کاهش اضطراب ها، و در یک کلمه سلامت روح و روان دلالت می کنند. و دینداری را عاملی در جهت زندگی بهتر می دانند. در واقع انسانی که همواره اسیر محدودیتها و نقص های وجودی خویش است، با ایمان به خدا، حامی و مددکاری مهربان، توانا و حکیم دارد. که او را از بحبوحه های بحران ها و ناکامی ها خارج نموده و طراوت و شادابی نصیبش می کند.

۳- زدودن خرافات و افکار باطل: تمایلات انسان به مسائل غیر مادی و عوالم فوق ماده، کنجکاوی او را تحریک کرده و همیشه انرژی های بسیاری در جامعه به این سمت می کشاند. در این مجال نبود دین حق و صحیح در جامعه، می تواند بازار خرافات را به شدت رواج داده و انواع انحرافات را ایجاد کند. تا بدانجا که عده ای برای تجربه حالتی معنوی بر سر و روی یکدیگر نجاسات می پاشند و ...

۴- زدودن تفرقه ها و نزاع ها: نزاع ها و تفرقه ریشه در امیال نفسانی و خودخواهی های انسان دارد. (هر چند ممکن است این حقیقت را با ظواهری زیبا توجیه کنند) و انسانی که تنها غرض او لذت بیشتر در این دنیاست، هیچ مانعی قدرت او در زیاده خواهی را محدود نخواهد کرد. و تنها عامل جلوگیر از زیاده خواهی ها، ناتوانی های موجود در بعضی است که به استثمار در می آیند. در حالی که دین با ایجاد نگاهی متعالی، و محور قرار دادن عدالت، بسیاری از زیاده خواهی ها را از بین برده و باقی زیاده خواهان را بر سر جای خویش می نشاند و با استثمار انسان ها مبارزه می کند. و با برپایی عدالت به انسان ها مجال می دهد که هر چه بهتر استعدادهای عالی خود را شکوفا کنند.

۵- رشد عقلانیت و شکوفایی علم: جامعه ای که افراد آن از شهوات زودگذر فاصله گرفته و با اهدافی بلند مدت به دنبال استعدادهای عالی انسانی هستند، دارای عقلانیت بالایی خواهد شد و در چنین جامعه ای خردمندی و علم مداری، رشد قابل توجهی خواهد یافت. همچنان که گزاره های دینی به طور مستقیم (غیر از تاثیر زیر بنایی) نیز می توانند علم طلبی را توسعه دهند.

۶- ایجاد بستری برای گذشت ها و فداکاری ها: انسان موجودی اجتماعی است و نقص ها و ضعف هایش با مشارکت و تعاون یکدیگر جبران خواهد شد. اما هواهای نفسانی و لذت طلبی ها، مانع بسیاری از این گونه اقدامات خواهند بود و چه بسا به جای مشارکت و تعاون، چپاول و ستمگری، حاکمیت یابد و جامعه انسانی به جامعه ای جنگلی تبدیل شود. اما با حاکمیت ایمان، انسان ها حاضر هستند از منافع خود جهت کمک به دیگران بگذرند و بالاترین ایثار ها را تحقق بخشند. و روشن است که این وضعیت می تواند جامعه را به بهترین وضعیت ممکن برساند.

http://www.soalcity.ir/node/2114

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پاسخگوی دینی
آروم و عادیآروم و عادی
پاسخگوی دینی

آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب درباره ی شهید نواب

آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب درباره ی شهید نواب

آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب درباره ی شهید نواب صفوی می فرمایند:
باید گفت كه اولین جرقه های انگیزش انقلابی اسلامی به وسیله ی نواب در من به وجود آمد و هیچ شكی ندارم كه اولین آتش را در دل ما نواب روشن كرد.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پاسخگوی دینی
آروم و عادیآروم و عادی
پاسخگوی دینی

ارتباط انسان با جن تا چه مقدار ممکن است اتفاق بیفتد؟

ارتباط انسان با جن تا چه مقدار ممکن است اتفاق بیفتد؟

ارتباط انسان با جن تا چه مقدار ممکن است اتفاق بیفتد؟

در ابتدا باید اشاره شود که ممکن است در این باره بین مردم و عوام الناس قصه‌ها و افسانه‌های بسیاری مطرح باشد از جمله همین که در پرسش اشاره شده .
به چند نکته باید توجه شود :
جن تحت تسخیر آدمی در می‌آید و انسان می‌تواند از او کار بکشد حتى افراد سرکش آن ها را به زنجیر و بند بکشد. از این رو در قرآن آمده که جنیان تحت تسخیر حضرت سلیمان بوده و او از آن ها کار می‌کشید. (۱) برخی شیطان‌های جنی برای جناب سلیمان غواصی و کارهای سنگین انجام می‌دادند که در توان آدمی نبوده است. (۲)
از این گونه آموزه‌های قرآن به دست می‌آید که جن تحت تسخیر آدمی در می آید. به اذن الهی، جنیان مؤمن برای پیامبران و امامان مسخر می‌شدند و برای آن ها خدمت می‌کردند. نیز ممکن است برخی صالحان صاحب ولایت و معنویت نیز جنیان را تحت تسخیر در آورند. (۳)
غیر از این نوع ارتباط رویکرد منفی رابطه جن با انسان است که برای وسوسه و فریب آدمی عمل می‌کند. از این رو در سوره «الناس» آمده برخی از جنیان و انسان‌ها مردم را وسوسه می‌کنند. بنا بر این دو نوع ارتباط بین جنیان و آدمیان وجود دارد. ولی ارتباط با جنیان و یارى گرفتن از آن‏ها در امور منفی و مانند آن درست نیست؛ اما به جهت روابط ناسالمی که بعضی انسان ها با جنیان برقرار می کنند و آن ها را برای کارهای نادرست به خدمت می گیرند، از نظر فقهی بین فقها اختلاف است که آیا جایز است جنیان را تسخیر کرد و آن‏ها را به خدمت گرفت؟
در مجموع مى توان گفت: اگر این کار نسبت به جنیان مومن باشد و مایه آزارشان گردد، جایز نیست، ولى اگر مایه آزارشان نشود، روا مى‏باشد.
البته به کارگرفتن آن‏ها براى کارهاى نامشروع حرام است. آیا اصل ارتباط برقرار کردن با این موجودات از نظر شرعی جایز است ؟ ثانیا کیفیت برقراری این عمل چگونه بوده و به علاوه احضار و ارتباط به چه منظوری صورت می پذیرد؛ در باب احضار و تسخیر جن از منظر فقهی دو نظریه وجود دارد:
بعضی مثل امام خمینی می فرماید: تسخیر اجنه حرام است. (۴)
بعضی مانند آیت الله بهجت می فرماید: اگر موجب ضرر بر مسلمانی نباشد،اشکال ندارد. (۵)

پی نوشت:
۱. نمل (۲۷) آیه ۱۷ و انبیا (۲۱) آیه ۸۲.
۲. ص (۳۸) آیه ۳۷.
۳. محمد تقی مصباح معارف قرآن، نشر مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۰ش، ص ۳۱۲.
۴. امام خمینی ،تحریرالوسیله، نشر موسسه آثار امام خمینی ،ج ۱،ص ۴۷۳ .
۵. آیت الله بهجت، استفتا آت، ج۴ ،سوال ۶۴۲۴ و ۶۴۲۵.

http://www.soalcity.ir/node/3583

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید