هر روز!
هر روز!

آموزش تفکر انتقادی به کودکان،چطور؟ : آموزش تفکر انتقادی که

آموزش تفکر انتقادی به کودکان،چطور؟ 
 : آموزش تفکر انتقادی که

آموزش تفکر انتقادی به کودکان،چطور؟
: آموزش تفکر انتقادی که یکی از مهارت های زندگی است از دوران کودکی بسیار مهم است
به گزارش : آموزش تفکر انتقادی به کودکان،چطور؟
آموزش تفکر انتقادی که یکی از مهارت های زندگی است از دوران کودکی بسیار مهم است چرا که فرد را قادر می سازد تا اطلاعات دریافتی را از همان کودکی ارزیابی کند و خطرات عمل بر پایه یک فرض غلط را به حداقل برساند.
آموزش تفکر انتقادی به کودکان،چطور؟ - : آموزش تفکر انتقادی به کودکان،چطور؟
: آموزش تفکر انتقادی به کودکان،چطور؟
 
 
تربیت کودکان در زندگی و جامعه پیچیده امروزی کاری سخت برای والدین است اما اگر این تربیت بدرستی انجام شود قطعاً نتایج خوبی به بار خواهد آمد. والدین باید کودکانی تربیت کنند که این کودکان بتوانند با تکیه کردن بر اندیشه و تفکرشان چشم انداز روشنی بر روی مسائل زندگی شان داشته باشند و اطلاعات مورد نیاز را برای زندگی شان جمع نمایند و در نهایت با داوری کردن کار تحلیل و ارزیابی را به نحو احسنت انجام دهند.
 
عطیه رضایی، روان شناس بالینی: هرچه می بیند می پرسد «این چیه؟» و در جواب هر چه به او گفته می شود، جواب می دهد «چرا؟» این تصویر و این اتفاق برای پدر و مادرها کاملا آشناست. کودکان دائم از چرایی و چگونگی هر پدیده و هر اتفاقی می پرسند. گاهی اوقات آن قدر تکرار می کنند که حسابی والدینشان را خسته می کنند.
 
 
  اما یادتان نرود اگر می خواهید فرزندتان در آینده یک متفکر و اندیشمند شود این سوال ها را جدی بگیرید و برای پاسخ دادن به آن ها وقت بگذارید.
 
زندگی در جامعه پیچیده امروزی نیازمند تربیت کودکانی است که قادر باشند با تکیه بر تفکر و اندیشه بر مسائل پیرامون خویش چشم انداز روشنی کسب کنند و اطلاعات لازم را درمورد زندگی خویش جمع آوری و ترکیب کنند و با یک داوری خوب، آن ها را ارزیابی و تحلیل کنند.
 
 
  استدلال کنند و به ارزیابی مشکلات بپردازند. در این مطلب به موضوع تفکر انتقادی و چگونگی آموزش آن به کودکان پرداخته ایم و وظایف والدینی را که می خواهند فرزندانشان متفکر باشند، با هم مرور خواهیم کرد. آموزش تفکر انتقادی که یکی از مهارت های زندگی است از دوران کودکی بسیار مهم است چرا که فرد را قادر می سازد تا اطلاعات دریافتی را از همان کودکی ارزیابی کند و خطرات عمل بر پایه یک فرض غلط را به حداقل برساند.
 
 
 
  نقص در آموزش این مهارت از کودکی می تواند باعث صدمه، مسمومیت ذهنی، عدم پذیرش یا خرابکاری هایی شود که ممکن است فرد را با خطرات مهلکی رو به رو سازد. تفکر انتقادی در کنار شیوه تفکر خلاق، پیش نیاز سایر مهارت های زندگی از جمله حل مسئله، تصمیم گیری، ارتباط موثر و روابط سازنده را تشکیل می دهد. فردی که توانایی تفکر انتقادی را از همان کودکی آموزش نبیند، نمی تواند راه حل های متعدد برای مسائل را ارزیابی و بهترین شیوه را انتخاب کند و با شکست های متعدد رو به رو خواهدشد. درواقع تفکر انتقادی و تفکر خلاق هر دو منجر به نوآوری و خلق ایده های جدید می گردد و فرد را قادر می سازد تا ایده ها و راه حل های موجود را ارزیابی کرده و بهترین آن ها را انتخاب کند.
 
برای آن که در فرزندانی با روحیه تفکر انتقادی و حتی خلاقانه داشته باشیم در گام نخست نیاز است آسیب هایی که در این مسیر ما و فرزندانمان را دچار همان ابتدای تولد بینش، طرز تفکر و روش های حل مسئله خود را تنظیم کرده اند. فراگیری تفکر انتقادی شامل گسترش فرایندهای فکری از طریق فکر کردن به ورای آنچه در حال حاضر اتفاق می افتد است.
 
یکی از مشکلات دشوار در آموزش تفکر انتقادی، چگونگی کمک به کودکان در فاصله گرفتن از عقاید و ارزش های خود است، تا از این طریق قادر باشند انواع دیگر فکرکردن را یادبگیرند.
 
والدین باید همراه کودکان به تمرین تفکر انتقادی بپردازند و با کارهای ساده ای چون شناختن محیط اطراف و یادگیری پرسش مناسب شروع کنند، سپس می توانند به مهارت های پیچیده تری چون شناخت فرضیات و ایجاد و نقد مباحث بپردازند. فراگیری تفکر انتقادی همانند رشد دیگر توانایی های فرد است و باید برای تسلط بیشتر پیوسته در سطوح پیچیده آن را تمرین کرد.
در آموزش هرمسئله ای حمایت و تشویق به اندازه یاددادن آن مسئله اهمیت دارد. والدین باید اعتقادداشته باشند که می توانند فرزندانی خلاق تربیت کنند و در این مورد صبر داشته باشند.
 
زمان یاددادن مهارت تفکر انتقادی نباید فرض بر این باشد که تنها یک پاسخ صحیح وجود دارد، چرا که این فرض باعث ایجاد مانع ذهنی شده و پرورش مهارت انتقادی را در کودک کاهش می دهد.
 
یکی از موانع تفکر انتقادی، اندیشیدن در قالب های خاص و ترس از رها کردن این قالب های ثابت و قراردادی است و برای اینکه این مانع ذهنی بشکند باید به کودکان آموختی که گاه برای حل مسئله باید چارچوب های ثابت و حاکم را شکست و از آن ها خارج شد. همچنین باید به والدین و مربیان آموخت که
هرگونه تبعیت نکردن دانش آموز و فرزند از چهارچوب ها خطرناک نیست و نباید بی دلیل مانع از خلاقیت نوجوانان در تفکر و عمل شد.
 
 
منفی گرایی و انتقاد و بهانه جویی، تمسخر و تحقیر  موانع ذهنی هستند که آثار تخریبی مضاعفی دارند؛ بنابراین باید به کودکان آموخت که به افکار نقادانه ارزش بگذارند. در این مانع والدین به عنوان اولین الگوهای تفکر فرزندان نقش مهی ایفا می کنند. اگر والدین خود برای افکار خلاقانه و نقادانه ارزش قائل نباشد، بعید است که بتوان این تفکر را در فرزندان پرورش داد.
 
عدم خطرپذیری زمانی خود را بروز می دهد که ما به عنوان

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید