هر روز!
هر روز!

آیا دین افیون است؟ آیا دین افیون است؟ :

آیا دین افیون است؟ 
 
 آیا دین افیون است؟ :

آیا دین افیون است؟

آیا دین افیون است؟ : آیا دین افیون است؟
: آیا دین افیون است؟

: قدرت و فساد
در ادبیات کهن بشریت، واژه های «قدرت» و «فساد» از واژه های «همراه» شمرده می شوند. مطالعه تاریخ بشریت این باور را برای گروهی از اندیشمندان به وجود آورده است که قدرت منشأ فساد و تباهی است و همه نابسامانی ها و ناهنجاریهایی که بشر از عصر پیدایش با آن مواجه بوده و ممکن است تا پایان آفرینش با آن دست به گریبان باشد، همه و همه از قدرت و «لجام گسیختگی» آن سرچشمه می گیرند. در تاریخ پرفراز و نشیب بشریت هر جا که قدرتی وجود داشته است، ظلم و فساد نیز به چشم می خورد.

مهار قدرت
از دیدگاه مکاتب آسمانی ریشه همه فسادها و تباهی ها در «هوای نفس» نهفته است. امام علی (ع) در این باره می فرمایند: «نفس خود را آزاد نگذارید که شما را به سوی ظلمت می کشد و در این راه کوتاهی نکنید که شما را به گناه آلوده می کند.»(1) و در حدیث دیگری فرموده اند: «نفس خود را در پیروی از هوای نفس و ترجیح لذتهای دنیا آزاد نگذار که هم دین تو را فاسد می کند و هم به زیان جان تو است.»(2)
واقعیت این است که قدرت می تواند فسادآور باشد ولی جلوگیری از فساد قدرت، تنها با تفکیک قوا و تأسیس نهادهای مدنی و قدرتمند کردن آنها میسر نیست. توزیع قدرت در چند نهاد دولتی و در چند نهاد مدنی، فاقد توجه به عاملی که قدرت را به فساد می کشد، تنها و تنها به «تمرکز فساد» در یک قدرت خاص خاتمه می دهد ولی هرگز منجر به فساد نخواهد شد. به همین جهت است که نظریه های غیر الهی مهار قدرت همگی نرآمد بوده و هیچ کدام نتوانسته و نخواهند توانست «عدالت گمشده» را به جهان بازگردانند و در اینجا است که می توان ادعا کرد تنها راه نجات از بحران قدرت و فساد، پیروی از الگوی دین خواهد بود.
علی (ع) : نفس خود را آزاد نگذارید که شما را به سوی ظلمت می کشد و در این راه کوتاهی نکنید که شما را به گناه آلوده می کند. مهار دینی
ریشه انحراف قدرت و آلوده شدن آن به فساد، هوای نفس است.امام باقر (ع) درباره مهار بودن ایمان برای قدرت می فرماید: «المؤمن الذی اذا قدر لم تخرجه قدرته الی التعدی و الی ما لیس له بحق، مؤمن کسی است که وقتی قدرت یافت، قدرتش او را به ستم کاری و انجام آنچه حق نیست نکشاند.»(3) در پاره ای دیگر از روایات بیان شده است که امنیت جان و مال و امور مردم فقط در سایه «ایمان» تحقق می یابد و «مؤمن کسی است که اهل ایمان او را بر اموال و امور خود «امین» بدانند»(4) و «کسی است که اهل ایمان او را بر جان و مال خویش «امین» بدانند»(5) و لذا «آزار و اذیت مؤمن به هیچ کس نمی رسد»(6) و «مردم از دست او در آسایش اند».(7)
همچنین در حدیثی از امام رضا (ع) درباره وجوب اقرار به خدا و پیامبران و حجتهای خدا و آنچه نازل کرده، آمده است که فلسفه آن فقط در خاصیت بازدارندگی آن از همه انواع فساد و تباهی، در نهان و آشکار است(8) و به همین جهت انسان با ایمان دارای قدرت بازدارندگی فوق العاده ای است که حتی در تنهایی ها نیز – که همه مکانیزم های مهار از کار می افتند – آدمی را از ارتکاب فساد و تباهی باز می دارد.
دین «امین» است و دیندار «امانت دار».
راز فسادآلودگی قدرت در دنیای معاصر، انقطاع آن از دین حقیقی است. به همین جهت تنها راه جلوگیری از فساد و پرهیز از ستم، دور کردن عامل فساد (یعنی هوای نفس) از حوزه قدرت و سپردن زمام امور به دست کسانی است که به تبعیت از هوای نفس آلوده نبوده، بلکه «امین» باشند، و این جز در سایه دین و ایمان و آراسته شدن به معنویت حاصل نمی شود. پس دین نه تنها افیون نیست و به فساد نمی انجامد، بلکه تنها راه جلوگیری از فساد است. به همین جهت خداوند متعال امین ترین و پاک ترین و معصوم ترین بندگان خود را برای زمامداری امور مردم برگزیده است. اینان کسانی اند که امتحانهای سختی را پشت سر می گذارند تا بدین مرحله دست یابند. هنگامی که خداوند حضرت ابراهیم را به گونه های مختلف آزمود و او به خوبی از عهده آنها برآمد، به او گفت: «من تو را پیشوا و زمامدار مردم قرار دادم.» و هنگامی که ابراهیم از خداوند پرسید که آیا این مقام به ذریه من نیز می رسد، خداوند متعال به او فرمود: «پیمان من هرگز به ستمکاران نمی رسد.»(9) خداوند متعال زمام امور را به دست انبیاء و اولیای خود داده است که بزرگ ترین امانت داران تاریخ بشریت از آغاز تا انجام عالم می باشند. قرآن کریم انبیاء را با صفت امانت می ستاید(10) و روایات اهل بیت (ع) نیز ائمه معصومین (ع) را.(11)
امام باقر (ع) : مؤمن کسی است که وقتی قدرت یافت، قدرتش او را به ستم کاری و انجام آنچه حق نیست نکشاند.
همین حقیقت در ادبیات دین با واژه «عصمت» و «عدالت» نیز بیان شده است. «عصمت یا عدالت صاحب قدرت» یکی از مهم ترین ارکان حکومت دینی است. یعنی در حکومت دینی کسی امامت امت و زمام ملت را در دست می گیرد که «معصوم» بوده و از هر گونه خطا و گناه و ستم، و در یک کلام از هوای نفس ( که منشأ فساد است) تهی باشد و هرگز به هوس های دنیایی آلوده و فریفته نشود.(12) در عصر غیبت نیز سکان هدایت جامعه در دستان کسی قرار می گیرد که «عادل» باشد و به تعبیر آن روایت شریف، از صفاتی چون «صیانت نفس»، «حفظ دیانت»، « مخالفت با هوای نفس» و «اطاعت از خدای متعال» برخوردار باشد.(13) در برخی دیگر از روایات، از علمای دین به عنوان «امنای خداوند»، یاد شده است و این نشان می دهد که شایسته ترین افراد برای اداره امور مردم، چه کسانی هستند. نظریه «ولایت فقیه» امام خمینی در همین راستا قابل تحلیل است. در این نظریه شرط «عدالت» یکی از ارکان اساسی آن قلمداد می شود که در قانون اساسی نیز به آن تصریح شده است. با این حال آیا باز هم می توان گفت که پیوند دین و قدرت موجب فساد می شود؟
نتیجه گیری
دین نه تنها افیون نیست و موجب فساد نمی شود، بلکه تنها راه مهار قدرت و جلو

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید