هر روز!
هر روز!

آیا مشرکان نجس هستند؟ آیا مشرکان نجس هستند؟ : آیا

آیا مشرکان نجس هستند؟ آیا مشرکان نجس هستند؟ : آیا

آیا مشرکان نجس هستند؟
آیا مشرکان نجس هستند؟ : آیا مشرکان نجس هستند؟ : یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِنَّمَا الْمُشرِکُونَ نجَسٌ فَلا یَقْرَبُوا الْمَسجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَ إِنْ خِفْتُمْ عَیْلَةً فَسوْف یُغْنِیکُمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ إِن شاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ حَکیمٌ1 ؛ اى کسانى که ایمان آورده اید مشرکان ناپاکند لذا نباید پس از امسال نزدیک مسجد الحرام شوند و اگر از فقر مى ترسید خداوند شما را از فضلش، هر گاه بخواهد، بى نیاز مى سازد خداوند دانا و حکیم است . آیا این آیه دلیل بر نجس بودن مشرکان به همان مفهوم فقهى است یا نه ؟ در میان فقهاء و مفسران گفتگو است ، و براى تحقیق معنى آیه لازم است روى کلمه “نجس” قبلا بررسى شود. “نجس ” بر وزن (هوس ) معنى مصدرى دارد، و به عنوان تأکید و مبالغه به معنى وصفى نیز به کار مى رود. “راغب” در کتاب “مفردات” درباره معنى این کلمه مى گوید: (نجاست و نجس ) به معنى هر گونه پلیدى است و آن بر دو گونه است ، یک نوع پلیدى حسى ، و دیگرى پلیدى باطنى است . و “طبرسى ” در “مجمع البیان ” مى گوید: به هر چیزى که طبع انسان از آن متنفر است نجس گفته مى شود. به همین دلیل این واژه در موارد زیادى به کار مى رود که مفهوم آن یعنى نجاست و آلودگى ظاهرى موجود نیست، مثلا دردهائى را که دیر درمان مى پذیرد، عرب نجس مى گوید، اشخاص پست و شرور با این کلمه توصیف مى شوند، پیرى و فرسودگى بدن را نیز نجس مى نامند. و از اینجا روشن مى شود که با توجه به آیه فوق به تنهائى نمى توان قضاوت کرد که اطلاق کلمه “نجس ” بر مشرکان به این خاطر است که جسم آنها آلوده است ، همانند آلوده بودن خون و بول و شراب و یا اینکه به خاطر عقیده بت پرستى یک نوع آلودگى درونى دارند. و به این ترتیب براى اثبات نجاست کفار به این آیه نمیتوان استدلال کرد، بلکه باید دلائل دیگرى را جستجو کنیم. نظر فقها : عده ای از فقیهان شیعه و هم چنین اکثر فقهای اهل سنت در تفسیر کلمه «نجس» در آیه مذکور، گفته اند: مقصود از نجاست مشرکان، پلیدی و خباثت روحی و باطنی آنها است؛ زیرا عقاید شرک آمیز و ترک عبادت و پرستش خدای یکتا و عناد و لجاجت در برابر دعوت بزرگترین پیامبر خدا (ص) و دیگر پیامبران، فکر و عواطف و روحیات آنها را آلوده کرده تا حدی که لیاقت ورود به مسجدالحرام که خانه توحید و یکتا پرستی است، از آنان سلب شده است. فقهای شیعه در بارۀ نجاست کفار تقریبا اتفاق نظر دارند؛ اما نسبت به اهل کتاب بعضی از فقها آنان را پاک می دانند و می گویند: محکوم به طهارت ذاتی اند؛ یعنی بدانیم که او با نجاسات، تماس بدنی نداشته و از آنها استفاده هم نکرده است، دیگر نجس نیست. دلایل و شواهدی وجود دارد که نشان می دهد مراد از نجس در این آیه «پلیدی و ناپاکی عقیدتی و روحی مشرکان» است که به دو مورد آن اشاره می شود: تفریع ممنوعیت ورود به مسجدالحرام بر نجاست مشرکین و ملاک قرار دادن نجاست برای ممنوع بودن ورود، شاهدی است بر این که مقصود از نجاست ، همان پلیدی باطنی است نه نجاست ظاهری؛ زیرا اگر نجاست را در این آیه به معنای فقهی آن بدانیم، به ناچار آن را علت و ملاک ممنوعیت به مسجدالحرام دانسته ایم حال آن که این نظریه از دیدگاه اکثر علمای شیعه مردود شناخته شده است. زیرا طبق فتوای بیشتر فقها، وارد شدن انسان نجس یا وارد کردن چیز نجس در مسجدالحرام و هر مسجد دیگر به طور کلی جایز است، مگر آن که داخل شدنش موجب تعدی و سرایت نجاست به مسجد شود که در آن صورت، حرمت ورودش از باب حرمت تنجیس مسجد می باشد. دیگر این که کسی که ورودش به مسجدالحرام ممنوع است، محدث به حدث اکبر است؛ یعنی جنب و حائض حق ورود به مسجدالحرام را ندارد، چنان که اجازه باقی ماندن در بقیه مساجد را نیز ندارد و این ملاک حرمت ورود با آن چه که ادعا شده (نجاست فقهی و ظاهری از کلمه نجس) کاملاً متفاوت است. مرحوم آیة الله خوئی مفهوم پلیدی باطنی را معنای لغوی و عرفی لفظ «نجس» دانسته و مفهوم نجاست فقهی را معنای غیر معهود و غیر لغوی آن شمرده است؛ به همین علت معنای اول را بر دوم ترجیح داده است. نجاست اهل کتاب (مانند یهود و نصاری) فقهای شیعه در بارۀ نجاست کفار تقریبا اتفاق نظر دارند؛ اما نسبت به اهل کتاب (مسیحیان و یهودیان…;) بعضی از فقها آنان را پاک می دانند و می گویند: محکوم به طهارت ذاتی اند؛ یعنی بدانیم که او با نجاسات، تماس بدنی نداشته و از آنها استفاده هم نکرده است، دیگر نجس نیست. آنان می گویند: نجس در آیۀ شریفه، اختصاص به مشرک دارد. و آیه در مقام این نیست که اهل کتاب را به منزلۀ مشرکین بداند. چون برای شرک مراتبی است که مرتبه بالاتر آن قائل شدن به تعدد اله است و این موضوع نجاست می باشد. [یکی از دلایلی که فقها برای عدم نجاست اهل کتاب آورده اند، انصراف است؛ به این بیان که: گرچه لفظ «مشرک» از نظر لغت به هرکسی که به نوعی برای خدا شریک قائل شود، اطلاق می گردد و حتی می توان کسی را که به قصد خشنودی غیر خدا عملی انجام می دهد، مشرک نامید، ولی از آنجا که واژه مشرک در قرآن، غالباً در خصوص بت پرستان به کار رفته است، لفظ «مشرکون» آنان را در بر می گیرد. عده ای از فقیهان شیعه و هم چنین اکثر فقهای اهل سنت در تفسیر کلمه «نجس» در آیه مذکور، گفته اند: مقصود از نجاست مشرکان، پلیدی و خباثت روحی و باطنی آنها است، نه نجاست جسم آنها. و نیز گفته شد: نسبت دادن شرک به اهل کتاب در قرآن، نحوه ای مجاز در اسناد است؛ نه این که شرک حقیقی به آنها نسبت داده شده باشد؛ زیرا شرک حقیقی که در آیه (انما المشرکون نجس) مراد است، در فرهنگ آیات قرآن و روایات و متشرعه و عرف، معنائی است که در اهل کتاب موجود نیست». پس در صورت اثبات حکم نجاست، این حکم فقط برای مشرکین (غیر اهل کتاب) ثابت می گردد. بهرحال برخی از فقهای معاصر آن دسته از روایات را که دلالت بر پاک بودن ذاتی ا

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید