هر روز!
هر روز!

از تاریخ عبرت بگیریم بدون تاریخ زندگی امکان پذیر نیست

از تاریخ عبرت بگیریم 
 بدون تاریخ زندگی امکان پذیر نیست

از تاریخ عبرت بگیریم
بدون تاریخ زندگی امکان پذیر نیست. همانطور که انسان هر روزه با استفاده از تجربیات دیروز و روزهای قبل خود و دیگران زندگی می کند در واقع دارد با تاریخ زندگی می کند. پس می توانیم بگوییم زندگی بدون تاریخ امکان پذیر نیست.

ملتی که از تاریخ خود خبر نداشته باشد مطمئناً همواره در پیچ و خم های زندگی و حوادثی که برایش روی می دهد تجربه ای نخواهد داشت و صددرصد شکست خواهد خورد. چرا قرآن این همه بر روی مطالعه سرگذشت پیشینیان تأکید دارد؟ چرا احادیث بسیار زیادی از ائمه برای ما روایت شده است که فایده مطالعه تاریخ را به ما گوشزد می کنند؟ مطمئناً اینها همگی بیانگر اهمیت مطالعه تاریخ می باشد.

 تاریخ "برای" خودشناسی انسان است. عموماً تصورمیشود که برای انسان مهم است که خود را بشناسد، که در اینجا  شناختن خویشتن، صرفاً به معنای شناختن خصوصیات شخصی و چیزهایی که او را از سایر افراد متمایز میکند نیست، بلکه ماهیت او در مقام انسان است.  خودشناسی به این معنی است که اولاً، بدانید انسان بودن چیست؟ ثانیاً، بدانید بودن آن نوع انسانی که شما استید چیست؟ و، ثالثاً، بدانید بودن آن نوع انسانی که شما استید و هیچ کس دیگر نیست چیست؟ خود شناسی یعنی این که بدانید چه میتوانید بکنید و از آنجا که هیچ کس نمیداند چه میتواند بکند مگر آن که سعی کند، و تنها سرنخ آنچه انسان میتواند بکند، چیزی است که کرده است.  پس ارزش تاریخ آنست که به ما می آموزد انسان چه کرده است و به این ترتیب انسان چیست؟"
بی‌خبری مردم نسبت به گذشته‌ی خود، موجب ناآگاهی آنان از زمان حال می‌شود، زیرا رشد و ترقی یکی به طور مستقیم با رشد دیگری مرتبط است. عدم اطلاع از گذشته و فراموش کردن تجربه‌های پیشینیانمان، از ما یک فرد مبتلا به بیماری فراموشی می‌سازد که همیشه از چیزهایی عادی و قابل پیش‌بینی تعجب می‌کند. ما نه تنها نمی‌دانیم چه باید انجام دهیم، بلکه قادر به درک توانایی‌های واقعی خویش هم نیستیم؛ زیرا معیاری برای سنجش آنها نداریم. اندیشه‌ی غیرتاریخی نمی‌داند چه چیزی را از دست می‌دهد و ـ برخلاف سخن قدیمی ـ یقیناً به شما آسیب می‌رساند! نکته‌ی قابل‌توجه در این‌جا، پرسش درباره‌ی «تاریخ، خود را تکرار می‌کند» نیست. این اندیشه که اغلب به صورت کلیشه‌ای ذکر شده، از نظر تحت‌اللفظی، مسلماً بی‌معنی است. تاریخ عیناً تکرار نمی‌شود، و تفاوت در جزئیات همیشه مهم است. تاریخ الگوهای کلی را که برخاسته از نیازها و تمایلات مشترک انسان‌ها هستند، ارائه می‌کند. شناخت و احترام به این الگوها، بخش مهمی از لوازم ذهنی همه‌ی جوامع بشری بوده است.
افراد فاقد اطلاعات تاریخی همانند کسانی هستند که داخل یک صندوق چوبی بسته‌بندی شده قرار گرفته‌اند. اینان با تولد در زمان، مکان و جامعه‌ای معین ـ در داخل این جعبه قرار می‌گیرند. تخته‌های این جعبه مانع نگرش همه‌جانبه این افراد می‌شود
دلیل دیگری برای دانستن گذشته ـ صرف‌نظر از دلیل شخصی ـ وجود دارد. اشخاص سالخورده که چیزی از تاریخ نمی‌دانند، واقعاً در موقعیت بچه‌ها قرار دارند. آنان، مانند کودک، بی‌اختیار هستند، براساس زور عمل می‌کنند، دامنه‌ی عمل آنها محدود است و بر این باورند که کار زیادی نمی‌توانند انجام دهند و احتمالاً قادر به درک مسائل نیستند. آنها تحت‌تأثیر عقاید، آرزوها و اهداف دیگران می‌باشند. آنان تا موقعی که از مرحله‌ی کودکی گذر نکرده‌اند، کنترل زندگی خویش را به دست نخواهند گرفت. موضوع تأسف‌بار این است که فرد بزرگسال بدون معلومات تاریخی در ضمن رشد فیزیکی، کمترین رشد فکری را دارد.
افراد فاقد اطلاعات تاریخی همانند کسانی هستند که داخل یک صندوق چوبی بسته‌بندی شده قرار گرفته‌اند. اینان با تولد در زمان، مکان و جامعه‌ای معین ـ در داخل این جعبه قرار می‌گیرند. تخته‌های این جعبه مانع نگرش همه‌جانبه این افراد می‌شود. تخته‌ها و سطوح این جعبه مواردی چون موقعیت اقتصادی خانواده، ظاهر فیزیکی، خون و گروه نژادی می‌باشد. علاوه بر این، عواملی چون تولد در جوامع شهری یا روستایی، تحصیلات در مدارس رسمی و بسیاری موارد دیگر از تخته‌های این جعبه به شمار می‌آیند.
برای شناخت کامل توانایی‌های بالقوه و مقایسه تجربیات خود با دیگر جوامع بشری، باید حداقل تعدادی از این سطوح و تخته‌ها کنار بروند تا زاویه دید بیشتری به «بیرون» داشته باشیم. در اینجا «بیرون» به معنای بخشهای معینی از تجربیات جمعی و قابل شناخت و در دسترس دیگر افراد بشر در زمان گذشته یا حال است.

بنابراین توجیه واقعی مطالعه تاریخ این است که نگرش به بیرون از جعبه تولدمان امکان‌پذیر می‌شود و نیز از مجموعه‌ی متنوع و ارزشمند زندگی و اندیشه‌های دیگران آگاه می‌شویم. تاریخ گامی واقعی برای اطلاع از موفقیت‌های گذشته بشر است؛ دامنه‌ی تنوع و پیچیدگی تاریخ وابسته به نوع آن است. اما به هر حال با مطالعه‌ی بخشی از تاریخ امکان روشن‌بینی و سنجش و مقایسه زندگی خود با دیگران وجود دارد؛ و مطالعه‌ی تاریخ ما را از سطوح نامرئی که از لحظه تولد ما را احاطه کرده است، جدا می‌سازد.
همواره این سوال برای هر پژوهشگر تاریخی مطرح است که مطالعه ی تاریخ چه فایده ای دارد؟ در پاسخ این سوال باید گفت: درست است که از تاریخ به همان آسانی که از علم طب می توان در عمل بهره برد نمی توان استفاده کرد اما اگر خوب دقت کنیم متوجه می شویم که تاریخ نیز سودمند است. تاریخ چون نشان می دهد که مردم پیش از ما چگونه زندگی می کرده اند، این فایده را دارد که ما را در زندگی کمک و راهنمایی می کند و به ما اجازه می دهد تا عواملی را که در جهان حاکم بوده و هنوز هم هست بهتر بشناسیم و آنچه را که باید کنار گذاشته شود از آنچه شایسته حفظ و نگهداری است متمایز کنیم.
مطالعه تاریخ فوایدی دارد که عمده ترین آنها به طور خلاصه عبارتند از:
1-از فواید تاریخ این است که به انسان کمک می کند تا خود را بهتر بشناسد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید