مسیر سبز
مسیر سبز

از حقوق 3 میلیونی پرفسور دانشگاه تهران تا حقوق 1200 میلیونی

از حقوق 3 میلیونی پرفسور دانشگاه تهران تا حقوق 1200 میلیونی

از حقوق 3 میلیونی پرفسور دانشگاه تهران تا حقوق 1200 میلیونی مربی لیگ برتر
در شرایطی كه بسیاری از بازیكنان حتی 200 میلیون هم ارزش اقتصادی و فنی ندارند، با آنها 600 الی 800 میلیون تومان قرارداد بسته می شود و مثلا گویا یكی از فوتبالیست های مطرح كه سال گذشته نیز رقم های كلانی در خصوصش مطرح بود با همین فرمول آپارتمان+سقف قرارداد، 870 میلیون تومان و دیگری 700 میلیون با یك باشگاه قرارداد بسته و یك مربی نسبتاً موفق نیز با افزایش 200 میلیون نسبت به قرارداد یك میلیارد تومانی سال گذشته، 1200 میلیون تومان مطالبه كرده كه یك باشگاه به این درخواست پاسخ مثبت داده است.

تنور فصل نقل و انتقالات با آتش شایعات در خصوص رقم قرارداد بازیكنان در حالی بالا می گیرد كه شنیده ها از رقم های وحشتناك و رشد قیمت بازیكنان همزمان با آزادسازی قیمت ها خبر می دهد؛ قیمت هایی كه اگرچه در قراردادهای رسمی عمدتاً همان سقف 420 میلیون تومان (با احتساب پاداش) است، اما در پس پرده تا بالاتر از سقف یك میلیاردتومان هم از دهان بازیكنان و دلالهایشان شنیده می شود؛ رقمی كه اگر چندصد میلیون تومان كمتر از آن هم واقعیت داشته باشد، برای مملكتی كه قرار است تا سال 1404، سرآمد منطقه در حوزه های مختلف از جمله علم باشد و بزرگترین متخصص دانشگاهی اش، سالیانه 10 درصد درآمد یك بازیكن متوسط را هم ندارند، یك فاجعه است.

هیات های فوتبال استانی، پرترافیك ترین ایام خود را سپری می كنند و در این بین هیات فوتبال تهران بیش از سایرین مورد توجه رسانه هاست. لیگ برتر یازدهم فوتبال مقدمات برگزاری اش در فصل نقل و انتقالات رقم می خورد و تیم های لیگ برتری برای ربودن ستاره ها از یكدیگر، تلاش می كنند تا در فصل آتی در لیگ برتر، جام حذفی و برخی در جام باشگاه های فوتبال آسیا خودش بدرخشند و قرار گرفتن در صد جدول رده بندی این رقابت ها، كادر فنی و مدیریتشان را برای سال بعد نیز حفظ كنند و در این رقابت سنگین طبیعی است كه بر اساس قانون كاپیتالیسم، بازیكن به عنوان كالا هر رقمی كه اراده كند، پیشنهاد می دهد و برنده مدیری است كه چراغ سبز را به واسطه نامحترم كه بسیاری اوقات خود مربیان هستند، می دهد و با پذیرش پرداخت رقمی كلان، بازیكن را جذب می كند.

قیمت ها فصل به فصل بالاتر می رود تا آنجا كه فصل پیش، از مربی یك میلیاردی و بازیكنی با رقم قراردادی در حدود 800 میلیون تومان كه اتفاقاً هر دو از یك باشگاه بودند، به عنوان ركوردداران لیگ برتر فوتبال یاد شد و اگرچه این دو تلاش كردند منكر چنین رقم هایی شوند، اما وقتی همین مربی و بازیكن با تیم های مطرح تهرانی بر سر رقم های نزدیك به این اعداد به توافق نرسیده اند، طبیعتاً رقم قرارداد بالاتر بوده و بنابر اجماع كارشناسان، این رقم ها با واقعیت تطابق دارد. عقد چنین قراردادهایی در شرایطی كه فوتبال حرفه ای ایران از منابع دولتی اداره می شود، باعث واكنش های شدیدی در افكار عمومی شد و به زعم بسیاری از اهالی فوتبال و فعالین در سایر بخش ها، این نوع پرداخت از محل اعتبارات دولتی و یا اعتبارات به ظاهر خصوصی كه در نهایت به درآمدهای دستگاه های دولتی مربوط می شود، ظلم به عموم مردم است.

البته برخی فوتبالی ها كه این رقم ها زیر دندانشان مزه كرده، با طرح این موضوع كه فوتبال یك حرفه 24 ساعته است و ممكن است فوتبالیست مصدوم شود و یك دوره زمانی دارد و در همه جای دنیا حقوق فوتبالیست ها این گونه است، تلاش كردند به توجیه دریافت های كلانی بزنند كه برخی از آنها حتی بلد نیستند تعداد صفرهایش را بر روی كاغذ بنویسند. این منطق بازیكنان زمانی می تواند درست باشد كه قیمت بازیكن لیگ برتری كه مثلاً 800 میلیون تومان است را حاضر باشد یك باشگاه خارج از ایران هم بدهد و در واقع یك كالای كم ارزش صرفا در فضای داخلی از قانون كاپیتالسیم تبعیت نكند و دلال بر روی بازیكنش هر قیمتی كه دوست داشت نگذارد و قیمتی باشد كه باشگاه های خارجی نیز حاضر به پرداختش باشند، چرا كه رقم بازیكنان فوتبال جنبه بین المللی دارد و مثلا كریستین رونالدو با 96 میلیون یورو از منچستریونایتد توسط رئال مادرید خریداری شد و الان با رقم های بالاتری مشتری دارد.

علت این امر هم این است كه در مراسم معارفه كریسیتن رونالدو در ورزشگاه سانتیاگو برنابئو مادرید، 80 هزار نفر طرفدار رئال مادرید شركت كردند و كسر قابل توجهی از هزینه پرداختی برای رونالدو در همان روز از طریق درآمد بلیت فروشی تامین شد. در ادامه نیز به جز صدها میلیون دلار تبلیغاتی كه رئال با نام رونالدو جذب كرد، تنها یك میلیون و دویست هزار پیراهن كریس در شهر مادرید به فروش رفته و در صورتی كه قیمت هریك از این پیراهنها كه 85 یورو است را دراین تعداد ضرب كنیم، درآمد تیم مادریدی از فروش پیراهن رونالدو در پایتخت اسپانیا از 100 میلیون یورو بالاتر می رود. حال آیا غیر منطقی است كه بابت این بازیكن بیش از اینها پرداخت كرد؟ اما در مقابل چند بازیكن ایرانی پیدا می شوند كه رقم های نیم تا یك میلیون دلاری كه در ایران دریافت می كنند و یا بیش از آن را حتی تیم های عربی به آنها پرداخت كنند و با این تفاسیر بازیكنی كه جز در لیگ ایران و چند تیم مشتری ندارد، آیا منطقی است رقم هایی كه در حد و اندازه اش نیست دریافت كند و بازیكن و مربی 50 تا دویست میلیون تومانی، 500 تا یك میلیارد تومان دریافت كند؟

به همین دلیل بود كه مجلس شورای اسلامی درصدد برآمد با تصویب قانونی، پرداخت هرگونه هزینه به فوتبال حرفه ای ایران از محل بودجه كل دولت و سایر منابع دولت را ممنوع كند و با تصویب این قانون برای جلوگیری از هدررفت پول مردم در فوتبال باشگاهی كه افتخار قاره ای یا جهانی یا نشاط اجتماعی چندانی هم برای فوتبال ایران نداشته، فضا را برای تغییر این جو رقابتی كه مدیران باشگاه های دولتی با پول دولتی برای خرید بازیكنان كم ارزش كورس می گذاشتند را شكست. سازمان لیگ برتر فوتبال هم هشدار د

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید