هر روز!
هر روز!

از فلک تا قهوه قجری شیوه‌های مختلف مجازات در

از فلک تا قهوه قجری 
 شیوه‌های مختلف مجازات در

از فلک تا قهوه قجری
شیوه‌های مختلف مجازات در تهران سال‌های دور در تهران قدیم خلافکاران را به چند صورت گوناگون و نسبت به کارهای خلافی که کرده‌اند مجازات می‌کردند.


مرسوم‌ترین و معمول‌ترین شیوه تنبیه مجرمان در تهران قدیم چوب و فلک بود؛ به این صورت که مجرم را روی زمین خوابانیده و پاهایش را در بین تسمه‌ای که دو سر آن به یک قطعه چوب بسته شده بود، قرار می‌دادند و در حالی که دو نفر طرفین چوب فلک را در دست داشتند، شخص سومی به وسیله ترکه‌های چوب مشغول ضربه زدن بر کف پای مجرم می‌شد و گاهی نیز دست مجرمان را بر یک سه‌پایه بلند بسته و آنان را در ملاء‌ عام شلاق می‌زدند.
برای آنکه تنبیه خاطیان موجب عبرت بقیه مردم شود، در قسمت‌های مختلف شهر، سکویی به نام فلکه وجود داشت و شیوه کار چنین بود که هر مجرمی در هر محلی که دستگیر می‌شد در نزدیک‌ترین فلکه به محل وقوع جرم مورد تنبیه و فلک قرار می‌گرفت.
بریدن اعضای بدن و کور کردن چشم
در تهران قدیم، مجازات مجرمان تنها به فلک کردن محدود نمی‌شد، بلکه بریدن دست، پا و کور کردن چشم و بریدن گوش و بینی نیز در مورد کسانی که مرتکب جرایم سنگین‌تری شده بودند، اعمال می‌شد.
کور کردن چشم در ایران سابقه طولانی داشته که در تهران قدیم اعمال می‌شد. به طوری که نوشته‌اند: وقتی یکی از افراد خانواده سلطنتی برای شاه وقت خطرناک تشخیص داده می‌شد، مجازات خاصی در موردش به مرحله اجرا درمی‌آمد و به دستور شاه، حکم کور کردن چشم صادر می‌شد. شیوه کار به این صورت بود که با مالش دادن رگ‌های شقیقه محکوم، باعث انبساط مردمک چشم شده و آنگاه میرغضب با فشار شدید انگشت شصت، چشم را از حدقه خارج ساخته و با یک چاقو تیز رگ و اعصاب آن را می‌برید.
یکی از بدترین و وحشتناک‌ترین نوع مجازات این بوده که شخصی که محکوم به اعدام بوده را در برابر لوله توپ قرار می‌دادند و توپ را آتش می‌کردند و به سوی او پرتاب می‌‌کردند. در این صورت بدن شخص مجرم تکه تکه می‌شده و هیچ اثری از آن باقی نمی‌ماند
بریدن اعضای بدن تنها برای مجازات فرد خاطی ختم نمی‌شد، بلکه حتی برای مجازات محکومان به مرگ هم این مورد اجرا می‌شد چراکه در آن دوره‌ها از وسایل اعدام محکومان به مرگ، سر بریدن رواج بیشتری داشت و عاملان این کار به «میرغضب» شهرت داشتند که در کارش صاحب اختیار بود و برای انجام این کار، دستمزد دریافت نمی‌کرد بلکه عامل افتخاری اجرای شاهانه بود. میرغضب که دارای اقتدار و اختیار تام بود، معمولا این کار را مدتی به تاخیر می‌انداخت و طی این مدت زنجیری به دست و پای محکوم به مرگ بسته و او را در بازارها و معابر عمومی می‌گرداند و موظف به گدایی و دریافت صدقه بود. بریدن سر محکوم آیین و مراسمی داشت که میرغضب برای راحت مردن محکوم، «حق تیغ» مطالبه می‌کرد. در این موقع، تماشاچیانی که علاقه‌مند بودند که میرغضب محکوم را آزار و شکنجه ندهد، مقداری پول در کاسه میرغضب می‌ریختند و علاوه بر آن خانواده و نزدیکان محکوم به مرگ انعام مناسبی به میرغضب می‌دادند تا جان متهم را زودتر بگیرد.
از دیگر انواع مجازات اینگونه بوده است که فرد خلافکار را به یک سرپایه می‌بستند و با چماق به پشت او می‌زدند.
دمار درآوردن
در پشت گردن سوراخی کرده و چنگک آهنی را درون این شکاف فرو کرده وآن گاه نخاع را به طرف بیرون می کشیدند. در هر حال با این کشش زجر فراوانی بر متهم وارد می شد و بعد از تحمل درد فراوان می مرد.
در قسمت‌های مختلف شهر، سکویی به نام فلکه وجود داشت و شیوه کار چنین بود که هر مجرمی در هر محلی که دستگیر می‌شد در نزدیک‌ترین فلکه به محل وقوع جرم مورد تنبیه و فلک قرار می‌گرفت
پوست کندن
پوست متهم را می کندند و آن را از کاه می انباشتند و به دروازه ی شهر می آویختند یا هدیه می فرستادند.
یکی از بدترین و وحشتناک‌ترین نوع مجازات این بوده که شخصی که محکوم به اعدام بوده را در برابر لوله توپ قرار می‌دادند و توپ را آتش می‌کردند و به سوی او پرتاب می‌‌کردند. در این صورت بدن شخص مجرم تکه تکه می‌شده و هیچ اثری از آن باقی نمی‌ماند.

نوع دیگر مجازات که در بازار اجرا می‌شد و مخصوص افراد گرانفروش و کم فروش بوده بدین صورت بود که گوش شخص گرانفروش را به دیوار و یا تیری در جلوی زندان میخکوب می‌کردند تا متوجه اعمال زشت خود شود.
از دیگر مجازات هایی که در دوره سلاطین قاجار معمول که به چند قسم آن اشاره می شود، یکی آن اینکه مجرم را مجبورا آب زیاد می خورانیدند و محل خارج شدن ادرار را می بستند. فریاد آن شخص به آسمان بلند می شد که من از فلان کار اطلاع ندارم، یا می مرد یا اینکه مبلغی پول می داد خلاص می شد. یا اینکه سر مقصر را می تراشیدند خمیر گرفته، روغن داغ کرده بر سرش می ریختند یا اینکه سیخ های کباب را در آتش سرخ کرده بدن محبوس را سیخ داغ می کردند. دیگری را برای اقرار، چند شبانه روز نمی گذاشتند بخوابد. بعضی را چندین روز به فلک بسته تمام پاهای او را زیر چوب له می کردند و در صورتی که تقصیر هم نداشت، فقط مظنون می دانستند.
یک قسم از مجازات ها گچ گرفتن بود، مقصر را در جایی که قد آدم کنده شده بود وا می داشتند، گچ دوغ آب کرده می ریختند تا گردن آن شخص، فوری می مرد. گاهی شاطر دکان نانوایی را برای کمی نان در تنور نانوایی انداخته می سوزانیدند. بریدن گوش، شقه کردن مجرم، دم توپ گذاشتن مقصر تا بدان مجرم تکه تکه شده به هوا پراکنده می شد، از دیگر مجازات های دوره قاجار می باشد.

واما قهوه قجری معروف
در فرهنگ معین، قهوه قجری به معنای قهوه‌ زهردار است که سلاطین قاجار برای کشتن به کسی می‌دادند. در دوران قاجاریه، به‌خصوص از زمان سلطنت ناصرالدین‌شاه به بعد، این نوع قهوه معمول شد که شخص پادشاه و حتی گاهی برخی از شاهزادگان از جمله ظل‌السلطان (پسر ناصرالدین‌شاه) برای از میان برداشتن اشخاص، مبادرت به خوراندن قهوه‌ای مسموم به

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید