هر روز!
هر روز!

اعتقاد به معاد و این همه انحراف.!!! اگر اعتقاد

اعتقاد به معاد و این همه انحراف.!!! 
 
 اگر اعتقاد

اعتقاد به معاد و این همه انحراف...!!!

اگر اعتقاد به «معاد» انسان را از انحراف و گناه باز مى دارد; پس چرا در جوامع مذهبى این همه انحراف دیده مى شود؟
بى تردید اعتقاد به معاد، انسان را از گناه باز مى دارد. خداوند فراموشى معاد و روز حساب را از عوامل گمراهى مى داند. (... اِنَّ الَّذینَ یَضِلّونَ عَن سَبیلِ اللّهِ لَهُم عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسوا یَومَ الحِساب)[1]; ... در حقیقت کسانى که از راه خدا گمراه مى شوند چون روز حساب را از یاد برده اند عذاب سختى دارند .
جامعه اى که تنها علم و آگاهى به معاد داشته باشد، ولى آن را باور نکرده و به مرحله یقین نرسیده باشد، از انحراف، ستم و تعدّى مصون نخواهد بود. هنگامى که انسان به چیزى یقین پیدا کرد و باور نمود، دیگر آن را فراموش نمى کند و یقین به معاد است که از انحرافات جلوگیرى مى کند.
داشتن عنوان مذهبى به تنهایى دلیل نمى شود که در جامعه انحرافى نباشد. در جامعه اى که اکثر مردم، معاد را باور کنند، انحرافات کاهش مى یابد. نمونه آن ماه رمضان در جوامع اسلامى است، چون در این ماه مردم بیش از ماه هاى دیگر به یاد معاد هستند، میزان بزه کارهاى اجتماعى کاهش مى یابد.
 
هنگام سرکشى هر یک از غرایز حیوانى، جز ترس از انتقام الهى و دوزخ، چیزى نمى تواند آتش خشم و غرایز انسان ها را خاموش سازد. قرآن بى اعتنایى و بى رحمى در برابر یتیمان و مستمندان را از صفات کسانى مى داند که به قیامت اعتقاد ندارند و این، گویاى آن است که «انسان معتقد به معاد» این گونه نیست:
(أَرَءَیْتَ الَّذِى یُکَذِّبُ بِالدِّین * فَذَ لِکَ الَّذِى یَدُعُّ الْیَتِیم * وَ لاَ یَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکِینِ)[2]; آیا دیدى کسى را که روز جزا را انکار مى کند؟ او همان کسى است که [با کمال بى رحمى] یتیم را به سختى مى راند و افراد را به اطعام بینوایان ترغیب نمى کند .
بارها پیامبر(صلی الله علیه و آله) براى ترس مردم از گناه و دورى از اطاعت هواى نفس و غرایز حیوانى، آنان را از عذاب روز قیامت مى ترسانید. حتّى ترس خود را از عذاب الهى در روز قیامت به مردم بیان مى کرد و مى فرمود:
(إِنِّى أَخَافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّى عَذَابَ یَوْم عَظِیم)[3]; من اگر پروردگارم را نافرمانى کنم، از مجازات روز بزرگ [قیامت] مى ترسم .
جامعه اى که تنها علم و آگاهى به معاد داشته باشد، ولى آن را باور نکرده و به مرحله یقین نرسیده باشد، از انحراف، ستم و تعدّى مصون نخواهد بود
(وَ إِن تَوَلَّوْاْ فَإِنِّى أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْم کَبِیر)[4]; و اگر از [این فرمان خدا] روى‌گردان شوید; من بر شما، از عذاب روز بزرگ، بیمناک هستم .
(أَن لاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللَّهَ إِنِّى أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْم أَلِیم)[5]; جز «اللّه» را نپرستید، زیرا به شما از عذاب روز دردناکى مى ترسم !
 
برخى از آثار و نتایج تربیتى اعتقاد به معاد عبارت است از:
1. باریابى به مقام ابرار (نیکان)
(لَّیْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لَـکِنَّ الْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَْخِر ...)[6]; نیکى [تنها] این نیست صورت خود را به سوى مشرق و [یا] مغرب کنید، بلکه نیکى آن است که به خدا و روز رستاخیز و ... ایمان آورند .
2. پیشگیرى از غرور علمى و انحراف اندیشه
راسخان در علم مى گویند:
 (رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّاب * رَبَّنَآ إِنَّکَ جَامِعُ النَّاسِ لِیَوْم لاَّ رَیْبَ فِیهِ إِنَّ اللَّهَ لاَ یُخْلِفُ الْمِیعَادَ)[7]; پروردگارا! دل هاى ما را ـ بعد از آن که ما را هدایت کردى ـ [از راه حق] منحرف مگردان و از سوى خود رحمتى بر ما ببخش، زیرا تو بخشنده اى. پروردگارا! تو مردم را در روزى که تردیدى در آن نیست جمع خواهى کرد، قطعاً خداوند از وعده [خود] سرپیچى نمى کند.
داشتن عنوان مذهبى به تنهایى دلیل نمى شود که در جامعه انحرافى نباشد. در جامعه اى که اکثر مردم معاد را باور کنند، انحرافات کاهش مى یابد
3. رهایى از بى خبرى و گریز از آتش جهنم
(إِنَّ الَّذِینَ لاَ یَرْجُونَ لِقَآءَنَا وَ رَضُوا بِالْحَیَوةِ الدُّنْیَا وَ اطْمَأَنُّوا بِهَا وَ الَّذِینَ هُمْ عَنْ ءَایَـتِنَا غَـفِلُون * أُولَـئِکَ مَأْوَهُمُ النَّارُ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ)[8]; کسانى که امید به دیدار ما ندارند و به زندگى دنیا خشنود شدند و بر آن تکیه کردند و کسانى که از آیات ما غافلند; [همه]آنها جایگاهشان آتش است، به [کیفر] آن چه به دست مى آورند .
4. گرایش به خوبى ها
(فَمَن کَانَ یَرْجُوا لِقَآءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صَــلِحًا وَ لاَ یُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدَ)[9]; پس هر کس به لقاى پروردگارش امید دارد باید به کار شایسته بپردازد و کسى را در عبادت پروردگارش شریک نکند .
5. مقاومت در میدان جهاد
(قَالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَـاقُوا اللَّهِ کَم مِّن فِئَة قَلِیلَة غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةَم بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّـبِرِینَ)[10]; کسانى که به دیدار خداوند یقین داشتند، گفتند: بسا گروهى اندک که بر گروهى بسیار، به اذن خدا پیروز شدند و خداوند با بردباران است .[11]
6. پیشگیرى از مفاسد اجتماعى و اقتصادى
(ویلٌ لِلمُطَفِّفین * اَلَّذینَ اِذَا اکتالوا عَلَى النّاسِ یَستَوفون * واِذا کالوهُم اَو وزَنوهُم یُخسِرون * اَلا یَظُنُّ اُولـئِکَ اَنَّهُم مَبعوث

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید