مسیر سبز
مسیر سبز

اگر گناه وزن داشت . . . ! اگر گناه

اگر گناه وزن داشت . . . ! 
 اگر گناه

اگر گناه وزن داشت . . . !
اگر گناه وزن داشتهیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد ؛   
تو از کوله بار سنگین خویش ناله میکردی ...  و من شاید ؛ کمر شکسته ترین بودم 
اگر غرور نبود   ؛  چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند ؛ و ما کلام محبت را در میان نگاههای گهگاهمان جستجو نمیکردیم   
اگر دیوار نبود   ؛ نزدیک تر بودیم ؛  با اولین خمیازه به خواب میرفتیم  و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان حبس نمیکردیم   
اگر خواب حقیقت داشت   ؛  همیشه خواب بودیم
  هیچ رنجی بدون گنج نبود ...ولی گنج ها شاید بدون رنج بودند   اگر همه ثروت داشتند   ؛  دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پر ستیدند  و یکنفر در کنار خیابان خواب گندم نمیدید ؛ تا دیگران از سر جوانمردی ؛  بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند  اما بی گمان صفا و سادگی میمرد ....  اگر همه ثروت داشتند  اگر مرگ نبود   ؛  همه کافر بودند ؛  و زندگی بی ارزشترین کالا بود ترس نبود ؛ زیبایی نبود ؛ و خوبی هم شاید 
اگر عشق نبود   ؛ به کدامین بهانه میگریستیم ومیخندیدیم؟  کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟  و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب میاوردیم؟  آری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم   ....     اگر عشق نبود  اگر کینه نبود ؛ قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند  
اگر خداوند  ؛  یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد  من بی گمان  دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیزهرگز ندیدن مرا   
انگاه نمیدانم براستی خداوند کدامیک را می پذیرفت   دکتر شریعتی 
منبع: روزنــــهباز نشر: مجله اینترنتی Bartarinha.ir

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید