مسیر سبز
مسیر سبز

اگه عاشقم نبودی پا نمی داد این ترانه! چند هفته

اگه عاشقم نبودی پا نمی داد این ترانه! 
 چند هفته

اگه عاشقم نبودی پا نمی داد این ترانه!
چند هفته می شود که «ساعت فراموشی» آلبوم جدید رضا یزدانی به بازار آمده اما در همین چند روز آنقدر پرسروصدا بوده که توجه خیلی از طرفداران موسیقی پاپ را به خودش جلب کرده.

«ساعت فراموشی» مانند دیگر آثار رضا یزدانی چند المان مهم دارد؛ اول اینکه جنس ترانه هایش با ترانه هایی که این روزها بورس بازار موسیقی هستند کمی متفاوت است. از ترانه های اجتماعی گرفته تا عاشقانه و حتی فان. جمع کردن همه اینها در یک آلبوم کاری است که کمتر خواننده و موسیقیدانی جرات می کند در کارهایش پیاده کند. البته این تفاوت تنها در ترانه ها نیست. سبک های متفاوتی که او در کارهایش استفاده می کند. از هاردراک گرفته تا فلامینگو. باعث می شود که نتوان او را در یک قالب خاصی گنجاند.

مصاحبه ای که می خوانید به فاصله چند ساعت از انتشار آلبوم جدید او انجام شده است. زمانی که آماده می شد تا سر تمرین تئاتر برای آهنگسازی حاضر شود.

*یادم هست در مصاحبه های قبلی ات گفته بودی آلبوم جدیدت یعنی «ساعت فراموشی» بیشتر سلیقه ها را پوشش می دهد. یعنی از نوجوان تا سالخورده ها و از قشرهای کم درآمد تا پولدارها با آن ارتباط برقرار می کنند. به نظرت به آن هدفی که ترسیم کرده بودی، رسیدی؟

شاید صددرصدی که هدف من بود نه ولی 80 درصد اتفاق افتاده. مثلا من در این آلبوم برای اولین بار یک ترک دارم که فلامینگو است. خود این سبک باعث می شود تا یک عده از آدم ها با یک نوع خاص از سلیقه از این آلبوم استقبال کنند یک ترک دیگر دارم که خیلی هاردراک است. درواقع سعی کردم طیف متنوعی از سبک ها را در آلبوم استفاده کنم. از پاپ گرفته تا فلامینکو و هاردراک و خلاصه هر چیزیکه به نظرم خوب می  آمد.

*این از طیفی که درباره اش صحبت می کنی مربوط به سبک ها  می شود. محتواها چطور؟ چطور سعی کردی که همه سلیقه ها و نسل ها را مخاطب آلبوم قرار دهی؟

درمورد محتوا هم این تنوع وجود دارد. البته تنها در این آلبوم. اتفاقا این سیاستی است که در همه کارهایم به کار می برم. سعی می کنم هر آهنگ حال و هوا و موضوعی متفاوت داشته باشد. این آلبوم هم دوتا کار نوستالژیک داره که «سینما» و «کافه رویاست». کار اجتماعی هست مثل «کارتن خواب». کارهای عاشقانه هست «مثل بانونی من»، «بدون تو هیچم»، «وقتی تو رفتی» و «آدم یه جایی رو مجبوره». همیشه آهنگ اول آلبوم هم یک کار فان بود. «تیمارستان» یک کاری است که هم کمی عاشقانه است، هم اجتماعی است و هم فضای فان دارد. «تو تیمارستان عشقت واژه هام رو بستری کن، شبهام رو لبریز خورشید، روزام رو خاکستری کن». ا

لبته مثل «میعادگاه» در آلبوم قلبی فان نیست. خب تعداد ترک های آلبوم هم زیاد است. کمتر آلبومی را این روزها می بینید که 14 ترک داشته باشد. من می توانستم این را دوتا آلبوم بکنم. اولا که اینجور آدمی نیستم و دستم به کم کارکردن و کم فروشی نمی ره و دوما می خواستم تمام چیزهایی که در ذهنم هست در این آلبوم پیاده کنم. هرچند کاملا محقق نشد، اما فکر می کنم نتیجه خوب از آب درآمد.

*با اینکه بیشتر مخاطبانت تو را با موسیقی راک می شناسند اما به نظر می آید در این آلبوم کمتر به فضای راک رفتی.

اولا این را بگویم که موسیقی من راک نیست. من همه نوع موسیقی کار می کنم. هر نوع موسیقی که به آن علاقه داشته باشم و به سلیقه ام نزدیک باشد. مثلا قطعه 13 این آلبوم اصلا فلامینکو است. کسی که راک کار می کند که فلامینکو کار نمی کند دیگر. ولی من در این آلبوم کار کرده ام. من همه جور سبکی در کارهایم دارم. آهنگ های پاپ، پاپ-راک، راک و چند سبک دیرگ را در کارهای من می توانید ببینید ولی در کل چون اینها هیچ کدام در موسیقی ما تعریف درست و درمانی ندارد، همه را از دم پاپ می گوییم. خود من هم که می خواهم مجوز بگیرم، در فرم هایی که باید پر کنم سبکم را پاپ می نویسم اما تعرفی که من خودم از سبک موسیقی ام دارم، موسیقی تلفیقی است. تقریبا همه کارهایی که من انجام داده ام، چه آنهایی که خیلی به موسیقی راک نزدیک بوده اند و چه آنهایی که کاملا پاپ بوده اند، باز یک رگه هایی از تلفیق را می توانید در آن ببینید کارهای من را درواقع یک طیفی از سبک ها تشکیل می دهد که از پاپ شروع می شود تا سافت راک و حتی هاردراک هم پیش می رود.



*14 ترک به نظرت زیاد نیست؟ حوصله مخاطب سر نمی رود؟

اتفاقا بها ین فکر افتادم که ممکن است زیاد باشد و چندبار خواستم که یکی، دو ترک را از آلبوم دربیاورم اما دیدم آلبوم اینطوری که الان هست یک خط داستانی دارد که با درآوردن این ترک ها این خط داسانی از بین می رود. از طرفی هم ممکن بود که به هدف اولم که هدف گرفتن تمام سلیقه ها بود. نرسم در نتیجه فکر کردم ترکیب فعلی بهترین ترکیبی است که می توان داشت.

*به نظر می رسد در این  آلبوم در انتخاب ترانه هم کمی دیدگاهت متفاوت باشد. در آلبوم های قبلی بیشتر از یکی، دو ترانه سرا استفاده می کردی اما در این آلبوم تعداد ترانه سراها خیلی بیشتر هشتند. چه دلیلی وجود داشت که از این همه ترانه سراهای مختلف استفاده کنی؟

من در این آلبوم از 12 ترانه سرا استفاده کردم. حسن علی شیری و مهدی ایوبی هرکدام سه ترانه دارند و بقیه هرکدام یک ترانه. خیلی هایشان را تا همین چند وقت پیش که مراسم رونمایی از آلبومم بود، اصلا ندیده بودم. یکی از آبادان آمد، یکی از اصفهان، یکی از انزلی. من فقط تلفنی با اینها در ارتباط بودم. این ترانه ها را از بین چندصد ترانه پیدا کردم که هاز مسیرهای مختلفی به دستم رسیده بود.

*یعنی تا این حد در انتخاب ترانه سخت گیر هستی؟

شاید باورتان نشود، ولی من این چند ترانه را از بین چندهزار ترانه انتخاب کرده ام. بیشتر تولید این آلبوم به انتخاب ترانه و تصحیح و ترکیب آن با آهنگ ها گذشت. من بسیار روی ترانه سخت گیر هستم. به نظرم ترا

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید