هر روز!
هر روز!

بخت گشایی دختران در قدیم تهرانیان قدیم برای آنكه

بخت گشایی دختران در قدیم 
 تهرانیان قدیم برای آنكه

بخت گشایی دختران در قدیم
تهرانیان قدیم برای آنكه دختران شان زودتر راهی خانه شوهر شوند و به قولی بخت شان بازگردد آداب و رسوم خاصی داشتند كه ذكرش خالی از لطف نیست.

یکی از اعتقادات تهرانیان قدیم، در بخت‌گشایی دختر، این بود که وقتی پنبه زنی را به خانه می‌آوردند، و مشغول کار می‌شد، پس از مدتی که کار می‌کرد، با تمهیدی از او می‌خواستند که دست از کار بکشد و برای صرف چای به داخل خانه آید، در این زمان به سرعت دختر دم بخت را می‌آوردند و به طوری که پنبه زن نبیند، دختر را از میان کمان پنبه زنی عبورش می‌دادند و اعتقاد داشتند که به زودی زه کمان هنگام کار پنبه‌زن پاره می‌شود و به این ترتیب بخت دخترشان هم باز می‌گردد.

یا عقیده دیگر این که هرگاه قرار بود، قصابی برای کشتن گوسفند نذری به خانه همسایه رود، مادر دختر چادر دخترش را برداشته، نزد قصاب می‌رفت و از او خواهش می‌کرد که پس از سر بریدن گوسفند، چادر دختر را از توی روده آن عبور دهد. با این امید که وقتی دختر چادر را سر کرد، به زودی بختش باز شود.
البته دستمزد قصاب هم در این ماموریت جدا از پول یک کله قند با ارزش بوده است.
کارهای زیادی در این زمینه انجام می‌شد که شرح مفصل همه آنها مدت‌ها زمان می‌خواهد که امکانش نیست، اما به قدر اشاره شنیدن آن‌ها خالی از لطف نیست. بنابراین فهرست وار اعتقادات تهرانی‌ها را در بخت گشایی دخترشان برمی‌شماریم:
1-توپ مروارید: توپ مروارید، توپ مفرغ بزرگی روی دو چرخ بر بالای سكویی در میدان توپخانه (سپه سابق) قرار داشت كه دختران جهت بخت گشایی از زیر لوله توپ رد می شدند یا رویش سر می خوردند و برخی نیز در كنارش دخیل می بستند و اشعاری را زمزمه می كردند. توپ مروارید ماجراهای دیگری را نیز به خود اختصاص داده بوده كه عده ای آن را منتسب به غنایم جنگی نادرشاه می دانستند كه از هند به شیراز و سپس به تهران نقل مكان كرده. برخی نیز معتقد بودند این توپ، توپی است كه در دوره صفویه، شاهان صفوی از پرتقالی ها غرامت گرفته اند، اما تاریخ ساخت آن توپ كه رویش حك شده بود، زمان پادشاهی فتحعلی شاه قاجار را نشان می دهد. 
 هرگاه قرار بود، قصابی برای کشتن گوسفند نذری به خانه همسایه رود، مادر دختر چادر دخترش را برداشته، نزد قصاب می‌رفت و از او خواهش می‌کرد که پس از سر بریدن گوسفند، چادر دختر را از توی روده آن عبور دهد. با این امید که وقتی دختر چادر را سر کرد، به زودی بختش باز شود
2- پیراهن مراد: روز بیست وهفتم ماه رمضان نزد تهرانیان به نام روز پیراهن مراد معروف بود. اگر كسی این پیراهن را كه با پول گدایی دوخته می شد، می پوشید تا سال دیگر حاجت و مرادش برآورده می شد. داستان از این قرار بود كه دختران دم بخت از روز اول ماه رمضان دور كوچه و محله ها به راه می افتادند و از مردم گدایی می كردند و شب بیست وهفتم از صبح زود، چرخ خیاطی ها را به مسجد سپهسالار می بردند و با پارچه سفیدی كه از آن پول می خریدند بین دو نماز ظهر و مغرب مشغول دوختن پیراهن می شدند و بعد از آن زمان، پیراهن مراد را می پوشیدند. 
3-سبزه گره زدن: گره زدن سبزه در روز سیزدهم فروردین از جمله رسومی بود كه تمام دختران دم بخت به آن پایبند بودند كه حتی امروز نیز دیده می شود. دختران در این روز دو ساقه سبز را به هم هفت گره می زدند و نیت و حاجت شان را بیان می كردند. در هنگام گره زدن نیز دختران دلهره داشتند كه مبادا گره پاره شود كه در صورت پاره شدن، حاجت شان روا نمی شد. 
4-سركتاب بازكردن: از دیگر رسومی كه تهرانی های قدیم به آن پایبند بودند، این بود كه مادران، دختران شان را بی خبر نزد رمال و دعا نویس می فرستادند و از آنها می خواستند برای گشودن بخت دخترشان سركتاب باز كنند. 

 5-باز كردن قفل: دخترهای دم بخت در منزل یكی از خویشان خود را قفل می كردند و چند متر دورتر از خانه می ایستادند و از رهگذران، مردانی كه نام شان محمد یا علی بود، می خواستند كه با كلید قفل در را باز كنند. 
6-حوضچه دباغخانه: از دیگر رسوم تهرانی ها كه تا دوران پهلوی نیز انجام می شد، این بود كه برای بخت گشایی، دختر خانه مانده را به گرد حوضچه پساب دباغخانه می گرداندند و حتی زمانی كه دباغخانه های تهران به حومه پایتخت منتقل شد، این رسم پابرجا بود.
7-حنای عروس: مادران از حنای سر عروس در مراسم حنابندان، به اندازه ای كوچك برمی داشتند و با نیت آنكه دختران شان عروس شوند بر سر آنها می مالیدند. 
8-پلوی عروسی : دخترها، قیمه پلویی می پختند و ته مانده پلوی عروسی را با آن قاطی می کردند و به فقرا می دادند که بختشان باز شود.اما بعد از باز شدن بخت دختران داستان به همین جا ختم نمیشد چرا که در قدیم الایام، مراسم خواستگاری در تهران دارای رسم و رسومات خاص خود بوده است آیین ازدواج به این صورت بوده که مادر فردی که تصمیم به ازدواج و همسرگزینی داشته به تنی چند از زنانی که کارشان پرس و جو و یافتن دختر مناسب و مورد نظر است، می سپرد. اگر دختری با شرایط مناسب سراغ دارند به وی معرفی نمایند پس از مدتی یکی از این زنان دختری را انتخاب و به همراه یک یا چند نفر از زنان خانواده داماد سرزده به خانه او می رفتند تا دختر را ببینند.
دختر دم بخت و مورد نظر مدتی پس از ورود خواستگاران با کاسه ای آب وارد اتاقی که در آنجا خواستگاران نشسته بودند می شد و آب را به آنها تعارف می کرد و کناری می نشست، در این هنگام یکی از زنان خواستگار (که معمولاً مسن تر و با تجربه ترین بود) به نزد دختر رفته و چادر یا چارقد او را کنار می زد و دستی به سرش می کشید و موهایش را جابجا می کرد تا مطمئن شود دختر کم مو یا موهایش عاریتی نباشد. بعد از آن به نحوی زیرکانه از دهان، زیر بغل و بدنش، بو می کشید تا مطمئن شود آن دختر بوی بد نمی دهد.
یکی از اعتقادات تهرانیان قدیم، در بخت‌گشایی دختر، این بود که وقتی پنبه

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید