مسیر سبز
مسیر سبز

بدون موسیقی زنده نمی‌مانم موسیقی ما: حال و روز موسیقی

بدون موسیقی زنده نمی‌مانم 
 موسیقی ما: حال و روز موسیقی

بدون موسیقی زنده نمی‌مانم
موسیقی ما: حال و روز موسیقی ارکسترال در ایران امروز ما بر کمتر کسی از اهل هنر پوشیده مانده. فرهاد فخرالدینی معمار ارکستر ملی در سال ۸۸ خانه‌ای که با دستانش خودش بنا کرده بود را ترک کرد. در ادامه دو ارکستر مهم مملکت بنا به دلایل غیر هنری و فرهنگی در دولت گذشته تعطیل شدند. اما اواخر سال نود و دو اگر تغییر آنچنانی نداشت با امید فراوانی همراه بود. اینبار؛ او با گروه مهرنوازان به صحنه موسیقی بازگشت. البته فرهاد فخرالدینی در سال ۹۲ جدای از این اجرا دو اثر مهم منتشر کرد. یکی کتاب مفصل خاطرات او و همسرش با عنوان «شرح بی‌‌‌نهایت» و دیگری کتاب «تجزیه، تحلیل و شرح ردیف موسیقی ایران». دو کتاب ویژه و بسیار مهم که یکی از جنبه تاریخی و دیگری از جنبه علمی – تحلیلی راهگشای محققان، دانشجویان و علاقمندان موسیقی خواهند بود. گفت‌و‌گو با فرهاد فخرالدینی به تغییرات انجام گرفته، مشکلات موسیقی در طول این سال‌ها و بازگشت دوباره استاد بر صحنه اجرا می‌پردازد.
 
 - آقای مرادخانی در صحبت‌هایشان بر لزوم ورود بخش خصوصی به مقوله موسیقی تاکید کردند. تا چه حد شما با این گزاره موافقید؟

به اعتقاد من با توجه به بودجه اندکی که مرکز موسیقی همواره در اختیار داشته این سیاست و این روش می‌تواند کمک رسان باشد اما‌ ای کاش دولت ما قدری بیش از این به موسیقی و هنر توجه می‌کرد و اصلا واحد هنری موسیقی و به طور کلی هنر را از وجود حتمی بخش خصوصی مستثنی می‌کرد. در همه جای دنیا این قضیه وجود دارد و آن هم به خاطر پر هزینه بودن موسیقی است. به طور مثال وقتی یک ارکستر بزرگ فعالیت می‌کند نوازندگان، سالن، خواننده و... امکانات می‌خواهند. در همه جای دنیا موسساتی هستند که به ارکسترهای سمفونیک و ارکسترهای دیگر کمک می‌کنند تا آن‌ها بتوانند بهتر کار کنند.
 


 - یکی از مشکلاتی که بر سر راه فعالیت گروه‌های ارکسترال در ایران وجود دارد هزینه بالای آن و نداشتن توجیه مالی برای هزینه هاست. به نظر شما دستاورد ارکسترهای بزرگ برای موسیقی چیست که ضرورت وجود آن‌ها را توجیه می‌کند؟

وجود ارکسترهای بزرگ در کشور‌ها نشانه پیشرفت فرهنگی آنهاست. اصولا صدادهی یک ارکستر بزرگ بسیار شکوه‌مند است و شنیدن آثار موسیقی با اجرای یک ارکستر بزرگ حال و هواو لذت خاصی دارد. اصولا بودجه‌ای که تا به حال به خصوص برای موسیقی در نظر گرفته شده بسیار اندک بوده به گونه‌ای که همواره با این مشکل مواجه بودیم که چه کنیم تا بتوانیم با این پول ارکستر را اداره کنیم و یکی از دغدغه‌های خود من هم در زمان همکاری‌ام با ارکستر ملی همین بود. در قبل از انقلاب هم همین بود. در آن زمان هم همیشه حقوق هنرمندان کم بود. آنگونه که باید و شاید به هنرمند توجه نمی‌شد.

شما فکر کنید وقتی یک آهنگ به دل و جان مردم راه پیدا می‌کند دولت بابت آن چقدر هزینه می‌کند. آن موسیقی به دل میلیون‌های انسان راه پیدا می‌کند، اوقات شیرینی را برای مردم فراهم می‌کند، در حالی که دستمزدی که بابت این کار به هنرمند داده می‌شود، با در نظر گرفتن تخصص و فعالیتی که این هنرمند طی ده‌ها سال داشته و به درجه‌ای رسیده که کارش مورد توجه هنردوستان است، بسیار اندک است. از سوی دیگر هنرمندان ظرافت‌های دیگری هم دارند. از یک نیروی خلاقه برخوردارند. نیروی آفرینشی که در دل هنرمند هست را همه آدمیان ندارند. در گذشته آن طور که باید و شاید رسیدگی به هنرمندان را ندیدیم.

دولت باید به این مسئله توجه کند که تعداد هنرمندان ما نسبت به جمعیت کشور چقدر است. این مقدار ناچیز است. بنابراین به این نیرو که می‌تواند مفید واقع شود توجه دیگری باید کرد. یک کار موسیقیایی را شما می‌توانید از رادیو، تلویزیون پخش کنید. گاهی می‌بینید آن اثر موسیقایی به همراه فیلم یا سریال تا چه حد تاثیر گذار است. این موارد باید مورد توجه قرار گیرد. خود بنده سال‌های سال در این زمینه کار کردم. صاحبان هنر و خالقان آثار هنری بیش از این از دولت انتظار دارند.

شما یک سریال را در نظر بگیرید. وقتی قرار است دست به تهیه آن بزنیم می‌دانیم میلیون‌ها نفر آن را خواهند دید. آیا حق آدمی که در این سریال فعالیت می‌کند همانی است که به او داده می‌شود. لحظه‌ای مجسم کنید وقتی می‌خواهند یک سکانس را فیلم برداری کنند در تابش سوزان آقتاب یا یک منطقه سرد چه سختی‌هایی می‌کشند. بنده هم به عنوان آهنگساز‌‌ همان سریال چه شب‌ها تا صبح بیدار مانده‌ام و ساعت‌ها تحقیق کرده‌ام تا اثری را خلق کنم که مردم از شنیدنش لذت ببرند. خودم هم عاشق کارم بودم. امثال من بیش از هرچیزی به خاطر عشقی که داریم کار می‌کنیم نه به خاطر دستمزدی که می‌گیریم. دولت هم باید به نحو بهتری جبران کند.

  - آقای فخرالدینی چرا هنرمندان در ایران همیشه در مورد مسائل مالی گله‌مند هستند؟

شما بررسی کنید و ببیند چه دلیلی دارد. بروید و ببینید نوازندگان ما چقدر از دفتر موسیقی طلب دارند. البته می‌دانم آقای مرادخانی سعی خود را می‌کند تا این طلب‌ها پرداخت شود. او دارد تلاش خود را می‌کند تا مشکلات هنرمندان حل شود. ما هم تلاش و حسن نیت ایشان را می‌بینم. انشالله موفق باشند.

  - چرا در اغلب موارد این بحث‌ها جنبه مالی دارد؟

همیشه اینگونه نیست. گاهی صحبت بر سر حقوق مادی است. گاهی هم حقوق معنوی. ما در مورد حقوق معنوی خودمان بسیار طلبکار هستیم. چرا که داریم پخش آثار خود در رادیو و تلویزیون را می‌بینیم دریغ از یک تذکر که این آهنگ یا تنظیم یا شعر مال فلانی است و البته هر کجا هم دلشان بخواهد آن اثر را بدون هیچ توضیحی قطع می‌کنند. با هنر نباید اینگونه برخورد کرد. این کار جز اینکه نشان می‌دهد موسیقی در نزد برخی از دوستان ما هیچ ارزش و اعتباری ندارد، هیچ تعبیر دیگری ندارد.

به این فکر کنید که آیا می‌شود رادیو و تلویزیون موسیقی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید