هر روز!
هر روز!

بررسی مرگ مبهم مرلین مونرو بررسی مرگ مبهم مرلین

بررسی مرگ مبهم مرلین مونرو 
 بررسی مرگ مبهم مرلین

بررسی مرگ مبهم مرلین مونرو
بررسی مرگ مبهم مرلین مونرو : بررسی مرگ مبهم مرلین مونرو
: بررسی مرگ مبهم مرلین مونرو

: به گزارش : ساعت ۳:۳۰ صبح روز پنجم اوت سال ۱۹۶۲ پرستار مرلین مونرو از خواب بیدار می شود و متوجه می شود هنوز چراغ اتاق خواب او روشن است. در نتیجه تصمیم می گیرد سر و گوشی آب دهد، تا ببیند ماجرا از چه قرار است ولی وقتی چند بار در می زند و جوابی نمی شنود، به سمت پنجره اتاق خواب می رود و او را می بیند که روی تختخوابش افتاده است؛ لحظه ای با خود فکر می کند: «حتما اتفاقی افتاده». از این رو به دکتر گرینسون، روانپزشک مونرو، و دکتر انگلبرک، پزشک شخصی او زنگ می زند و آنها را باخبر می کند.
دکتر گرینسون در ساعت ۳:۳۰ خود را به آپارتمان مونرو می رساند و می فهمد که او مرده است، سپس دکتر انگلبرگ وارد می شود و مرگ او را اعلام می کند. در گزارش پزشک قانونی آمده است دلیل مرگ او مسمومیت شدید به واسطه مصرف بیش از حد باربیتورات نوعی مسکن خواب آور بوده است.
 
 
مرلین مونرو در روزهای پایانی عمرش از بیماری افسردگی رنج می برد؛ به همین خاطر بلافاصله نظریه های گوناگونی درباره مرگ او شکل گرفتند. عده ای عقیده داشتند برای رهایی از دردش مقداری بیش از اندازه معمول از قرص های آرام بخشش را استفاده کرده و به قولی اوردز کرده. عده ای هم می گفتند به خاطر افسردگی شدیدش دست به خودکشی زده. و دسته سوم هم، که بخشی از آنها حتی بازپرس های قضایی بودند، پا را فراتر گذاشتند و تئوری قتل او را پیش کشیدند.
 
 
با وجود تمام این نظریه پردازی ها درباره مرگ مشکوک این بازیگر آمریکایی، نکته این بود که او دیگر نبود؛ مرلین مونرو، با وجود اینکه می توانست سال ها در سینمای آمریکا، که خود محصول آن سینما بود همچون ستاره ای بی همتا بدرخشد، در سن ۳۶ سالگی با تمام این زرق و برق ها خداحافظی کرده و از او چیزی جز جسدی، و تا امروز چیزی جز نظریه هایی نه چندان معتبر درباره مرگش یا شاید کشته شدنش به جا نمانده بود. بازیگری که به واسطه زیبایی اش، و کمتر برای هنر بازیگری اش، بدل به چهره مهمی در سینمای هالیوود شده بود، حالا توسط همین سیستم مخوف سرمایه محور بلعیده شده و دیگر، دست کم، از چشم چرانی های مردانه مرسوم در هالیوود در امان بود.
صحبت درباره مرگ مرلین مونرو ما را هم درباره این نظریه ها دچار شک کرد و از آنجا که این پرونده هنوز باز است و قابل بحث، تصمیم گرفتیم از منابعی که در اختیار داشتیم، استفاده کنیم و گزارشی از آن تهیه کنیم و هر کس بنا به تئوری ای که از مرگ او عقیده دارد، سعی می کند آن را اثبات کند.
خط زمانی واپسین روز
۱۷:۰۰
روانپزشک مرلین، دکتر گرینسون پس از یکی دیگر از جلسات درمان افسردگی مرلین، خانه او را ترک کرد.
بین ۱۹:۰۰ تا ۱۹:۱۵
جو دی ماجیو در تماس تلفنی با او درباره ازدواجشان صحبت کرد.
بین ۱۹:۳۰ تا ۱۹:۴۵
پیتر لافورد برای دعوت شام با مونرو تماس می گیرد.
۲۰:۰۰
لافورد با یونیس مورای تماس می گیرد و از او می خواهد به مرلین سر بزند.
۲۲:۰۰
مورای پشت در اتاق خواب مونرو می رود و شهادت می دهد نور اتاق او را از زیر در دیده و نخواسته مزاحم او شود.
۰۰:۰۰
 
مورای دوباره متوجه نور زیر در می شود و چند بار در می زند اما پاشخی نمی گیرد.
۱:۰۰
پیتر لافورد توسط وکیل مونرو باخبر می شود که او در اثر اوردز مرده است.
۳:۰۰
یونیس مورای به دکتر گرینسون زنگ می زند؛ او هنوز نتوانسته مونرو را بیدار کند.
۳:۴۰
دکتر گرینسون می رسد و سعی می کند با شکستن در وارد اتاق شود ولی نمی تواند. بنابراین پنجره اتاق را می شکند و وارد می شود. او به دکتر اِنگلبرگ زنگ می زند.
۴:۳۰
پلیس باخبر می شود، مورای و دو دکتر را بازگویی می کند و اعلام می کند ساعت مرگ حدود ۱۲:۳۰ شب بوده.
۵:۴۰
مامور کفن و دفن می رسد و می گوید حالت جسد نشان می دهد مرگ بین ۲۱:۳۰ تا ۲۲:۳۰ بوده، این زمان بعدا تغییر کرد تا با گفته های شاهدان همخوانی داشته باشد.
۶:۰۰
مورای داستانش را عوض می کند و می گوید نیمه شب به تختخواب برمی گردد و او وقتی دکتر گرینسون ساعت سه زنگ زد بیدار شد. هر دو دکتر هم داستانشان را تغییر دادند و گفتند مونرو ساعت ۳:۵۰ مرده است.
قتل
مرلین مونرو اوایل سال ۱۹۶۲ از طریق پیتر لاوفورد بازیگر، داماد خانواده کندی، با برادران کندی آشنا شد. او، با این رابطه، به شدت تحت نظر اف بی آی قرار گرفته بود و حتی شایعه شده بود که باندهای خلافکاری مثل مافیا هم او را زیر نظر گرفته بودند؛ فاقد اینکه خودش بفهمد درگیر چه بازی خطرناکی شده است. در این دوره بود که افسردگی مرلین مونرو شدت گرفت و چندین بار بر اثر استفاده بیش از حد داروهایش دچار مسمومیت شد ولی دکترهایش به موقع او را نجات داده بودند. گرینسون بارها از رابطه مونرو با کندی ها اظهار نگرانی کرده بود.
رابطه مونرو با رابرت کندی بیشتر بود، ولی به شکل متناوب جان کندی هم او را در خانه خواهرش ملاقات می کرد. حتی شماره تلفن خصوصی به او داده بود تا در مواقع لزوم به او دسترسی داشته باشد. مرلین امیدوار بود جان از همسرش جدا شود و با او ازدواج کند. سامرز، مشاور کندی، می گوید مرلین خودش را به عنوان «بانوی اول» در آینده تصور می کرد.
آخرین حضور برجسته مرلین مونرو در انظار عمومی به بهار ۱۹۶۲ باز می گردد که او در مراسم جشن تولد جان کندی در سالن مدیسون اسکوئر گاردن بر صحنه ظاهر شد و

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید