مسیر سبز
مسیر سبز

بزرگان سینمای ایران در یک کشتی کنار هم پس از

بزرگان سینمای ایران در یک کشتی کنار هم 
 پس از

بزرگان سینمای ایران در یک کشتی کنار هم
پس از سال ها فیلمی به اکران سینماهای کشور راه یافته که جلوه حقیقی تاریخ و فرهنگ ایران است."راه آبی ابریشم" پس از شش سال تلاش بی وقفه و با هنرمندی جمعی از بهترین های سینمای کشور این روزها بر پرده نقره ای می درخشد اما افسوس...

افسوس که به اندازه فیلم های به ظاهر اجتماعی که بیلبوردهایشان در سطح شهر بیشمارند دیده نمی شود. فیلم هایی که نه بار مفهومی دارند نه صحنه های ویژه و نه هنرنمایی های چشمگیر و سرشارند از بدآموزی اما بسیار قدردیده تر از چنین سوپرپروداکتی هستند."راه آبی ابریشم" به حق کم از "دزدان دریایی کاراییب " ندارد در حالی که حتی کمتر از آن جلوه های ویژه بهره برده است.



"راه آبی ابریشم" با واج آرایی زیبایی که در نامش دارد، داستان سفر دریایی ناخدا سلیمان سیرافی (داریوش ارجمند) و شاذان ابن یوسف،کاتب(بهرام رادان)به مقصد چین است و در این سفر با ناخدا ادریس(رضا کیانیان)،مرداس(پیام دهکردی) و ماهورا،شاهزاده ایرانی(پگاه آهنگرانی) همراه می شوند، از سرزمین های عربی ،هند، تایلند و حتی قبایل ناشناخته گذر می کنند و در مراسم های سنتی و آئینی شرکت می جویند.

در این سفر پر فراز و نشیب برای نخستین بار ماجراجویی پر هیجان و شیرینی را به سبک ایرانی تجربه می کنید و در باد، طوفان ،باران و حمله دزدان دریایی همراه قهرمانان بومی خود به سفری ناشناخته می روید.

"راه آبی ابریشم"به حق در سطحی بالاتر از سینمای ایران قرار دارد و هزینه،وقت و زحمات فراوانی برای آن صرف شده است. آماده سازی فیلم نامه ای جامع و کامل براساس کتب و منابع موثق ،ساخت لوکیشن ،دکور و آکسسوار، تدارک لباس و ملزومات گریم، فیلمبرداری تکنیکی (هلی شات)، هدایت سیاهی لشگران متعدد از ملیت های گوناگون و....



تنها گوشه ای از مرارت های محمد بزرگ نیا (کارگردان) و گروهش است. او که پیش ازاین آثار موفقی چون "کشتی آنجلیکا" و "جنگ نفت کش ها"را در کارنامه اش به ثبت رسانده ،6 سال از عمرش را صرف ساخت اثری کرده که به حق آبرو و اعتبار در خور توجهی برای "خلیج فارس"خریده و به نحوی نه چندان گل درشت تمام مدت نام واقعی و دیرینه "دریای پارس" را تکرار می کند. در حقیقت "راه آبی ابریشم" مهم ترین دستاورد سینمای ایران در زمینه فرهنگ و تاریخ است و به سبب نشان دادن تصویری چشم نواز از شکوه و رونق ایران قدیم،قابلیت اکران جهانی دارد.

از نکات مثبت "راه آبی ابریشم" می توان به این موضوع اشاره کرد که برخلاف فیلم های تاریخی و یا حتی ژانر دریانوردی،فیلم کشش و جذابیت غیر قابل انکاری دارد و گره افکنی های مداوم و تعلیق به جا آن را به اثری دیدنی تبدیل کرده است.

صحنه های خوش آب و رنگ،موسیقی زیبا و مناسب که توسط پانگ چان کونگ وینگ ساخته شده و به تصویر کشیدن فرهنگ و سنت کشور های باستانی و صداگذاری حرفه ای بی شک از نقاط قوت "راه آبی ابریشم" هستند.نماهای دیدنی و لانگ شات های عظیم این اثر همگی در حد فیلم های فاخر و مطرح دنیا هستند.همچنین دیدن این فیلم در سینماهای مجهز به صدای دالبی لذت تماشا را دو چندان می کند.



نقش آفرینی ها بسیار عالی اند و بزرگ نیا از چند بازیگر قدر تئاتر بهره جسته تا کاراکتر ها را هرچه باورپذیرتر و به یاد ماندنی تر کند.داریوش ارجمند در نقش ناخدا سلیمان مردی عدالت محور و درستکار است و با بازی قوی و حس گیری های به جا حضوری درخشان در این فیلم داشته و فیزیک مناسب وی به درآمدن نقشش کمک به سزایی کرده است.

این احتمال می رود که حضور دوباره ی او پس از مدت ها در هیبت یک دریانورد"ناخدا خورشید"را برای بیننده تداعی کند."بهرام رادان"در این سال های اخیر به شدت گزیده کارشده و نقش هایی به یاد ماندنی انتخاب می کند.شاذان با بازی او از هر لحاظ قابل تقدیر است .

"رضا کیانیان" نیز بازی دیدنی ای ارائه داده و بده بستان هایش با سایرین خصوصا انتظامی عالی از کار در آمده.بزرگ نیا حتی موفق شده از" پگاه آهنگرانی"بازی قابل قبولی بگیرد و این به نوبه خود موفقیت بزرگی است!"پیام دهکردی"نیز پس از تثبیت موفقیت آمیز خود در تلویزیون و تئاتر این بار رل مکمل اما تاثیرگذاری را ایفا می کند و در نقش مرداس خوش می درخشد.او با مهارت خاصی حس حسادت،دورویی و عشق را به مخاطب منتقل می کند و تسلط زیادی هم بر میمیک صورتش دارد.



اما با همه محاسن ایراداتی هرچند کوچک در فیلم وجود دارد مانند حذف مترجم در صحنه های رویارویی دریانوردان ایرانی با پادشاهان بیگانه و به خصوص تکلم فارسی حاکم قوم یاجوج ماجوج یا سر و ظاهر آراسته و شیک مرداس و شاذان در بحبوحه بی آبی و تصنعی بودن سکانس های جنگ اما نمی توان چنین نکاتی را برای اثری تا این حد خوش ساخت و عظیم عیب به حساب آورد.

اما به راستی چرا "راه آبی ابریشم"تا این حد مهجور مانده و از افتخارات سایر آثاری که هم زمان با آن اکران شده اند بی نصیب است؟واقعا جای سوال دارد که چرا بنیاد سینمایی فارابی بودجه کلانی را صرف ساخت این اثر می کند اما برای تبلیغات آن کاری بیش از انتشار یک بولتن انجام نمی دهد؟

 شاید بهتر بود پخش اثر را به یک شرکت خصوصی می سپردند تا شان چنین فیلمی که تنها تلاش ما در راستای حفظ نام اموال تاریخی مان است به شایستگی حفظ شود. حتی بهتر آن بود که به جای دل بستن به پخش سراسری در شهرستان ها ،امکان اکران جهانی "راه آبی ابریشم" را فراهم می کردند تا شاید مردم دنیا جایی برای سینمای ما باز کنند نه آنکه چنین فیلمی در مملکت خود مورد بی توجهی قرار گیرد.



"راه آبی ابریشم"اثر چشمگیر و دلنوازی است که بی شک در وهله اول به حمایت مخاطبان ایرانی نیاز دارد و فارغ از داستان پردازی زیبا و جلوه ها ی بصری سطح بالا، حکایت غرور انگیز و پر افتخاری از تاریخ ایران ماست و خلیجی که همیشه "فارس" بوده و "فارس" م

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید