هر روز!
هر روز!

بهار در جنگل سبز مدتها بود که زمستان سرد ،جنگل

بهار در جنگل سبز مدتها بود که زمستان سرد ،جنگل

بهار در جنگل سبز
مدتها بود که زمستان سرد ،جنگل سبز را زیر برفهای سفیدش پنهان کرده بود و سرما حیوانات را خسته کرده بود.
اما کم کم با نزدیک شدن بهار بارانهای بهاری دوباره همه جا را سبز کردند.
به کمک باران و آفتاب ، آسمان جنگل رنگین کمانی شد.
همه چیز آماده شد و عید نوروز از راه رسید و بهار شد.
حیوانات خبر رسیدن بهار رو به هم می دادن و به هم تبریک می گفتن.
زرافه ها همدیگرو بغل می کردن. اما از بس گردنهاشون دراز بود دور هم می پیچیدن.
موشها هم همدیگر می بوسیدن و به هم می گفتن عید موش موشی تون مبارکه.
بچه شیر هم رفت تو بغل مامانش و خودشو لوس کرد و گفت من عیدی می خوام .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید