هر روز!
هر روز!

به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود 215

به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود 215

به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود 215
به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود
که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود
حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنیست
به ناله دف و نی در خروش و ولوله بود
مباحثی که در آن مجلس جنون می​رفت
ورای مدرسه و قال و قیل مساله بود
دل از کرشمه ساقی به شکر بود ولی
ز نامساعدی بختش اندکی گله بود
قیاس کردم و آن چشم جادوانه مست
هزار ساحر چون سامریش در گله بود
بگفتمش به لبم بوسه​ای حوالت کن
به خنده گفت کی ات با من این معامله بود
ز اخترم نظری سعد در ره است که دوش
میان ماه و رخ یار من مقابله بود
دهان یار که درمان درد حافظ داشت
فغان که وقت مروت چه تنگ حوصله بود
 
اشعار حافظ با صدای دلنشین موسوی گرمارودی

 
تعبیر فال حافظ:
خودت را با دیگری مقایسه نکن و گله از بخت خود نداشته باش. تمام مشغله و کارهای درهم تو سر و سامان پیدا می کند، مانعی پیش پای تو است که با فکر و تدبیر خودت برداشته می شود. درد تو درمان پذیر است، کمی حوصله داشته باش.
تفسیر فال حافظ 2:
با دست روی دست گذاشتن و گله کردن از بخت و اقبال، کاری از پیش نمی رود. بهتر است به سعی و تلاش دوباره دست بزنی و از تجربیات دیگران استفاده کنی زیرا مقصود و هدف از تو دور نیست.
 

فال حافظ به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود
اختصاصی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید