هر روز!
هر روز!

تا حالا عبارت «کارتون درمانی» به گوش تان خورده؟! (قسمت اول)

تا حالا عبارت «کارتون درمانی» به گوش تان خورده؟! (قسمت اول)

تا حالا عبارت «کارتون درمانی» به گوش تان خورده؟! (قسمت اول)
: تا حالا عبارت «کارتون درمانی» به گوش تان خورده؟! (قسمت اول)
تا حالا عبارت «کارتون درمانی» به گوش تان خورده؟! (قسمت اول)
به گزارش :  شاید تا امروز کارتون ها و انیمیشن هایی که برای فرزندتان تهیه می کردید، فقط نقش «قوطی بگیر و بنشان» را داشتند که هروقت سر هر مساله ای با فرزندتان دچار مشکل می شدید یا زمانی که حوصله بازی و گوش دادن به حرف هایش را نداشتید با گذاشتن یک سی دی در دستگاه پخش، همه سر و صداها را می خواباندید و با فراغ بال و بدون مزاحمت یک کودک کنجکاو به کارهای خودتان مشغول می شدید. اما هیچ می دانید که از همین کارتون ها می توانید برای تربیت فرزندتان استفاده کنید؟ تا به حال عبارت «کارتون درمانی» به گوش تان خورده؟! که اگر نخورده باشد هم تعجبی ندارد چون کارشناسان معتقدند کار چندانی در این زمینه در کشور ما انجام نشده است. اما خوب است بدانید در بسیاری از کشورهای دنیا، متخصصان دست به دامان شخصیت های کارتونی می شوند تا مسائل مختلف و مفاهیم متفاوت را به کودکان بیاموزند. مثلا همین انیمیشن «پاندای کونگ فوکار» که تا امروز سه فیلم بلند و سریالی ۸۰ قسمتی از آن ساخته شده در انتقال مفاهیم بی شماری به کودکان موثر است. در این مطلب قصد داریم از دریچه چشم یک کارشناس به این انیمیشن نگاه کنیم و ببینیم تماشای این کارتون، چه پیامدهایی برای فرزندان ما در پی دارد. پس صحبت های قادری، مشاور خانواده را از دست ندهید و با ما همراه باشید. در پایان  این مطلب هم یک راهمای جمع و جور داریم برای انتخاب انیمیشن مناسب فرزندتان (یا خودتان!) براساس ویژگی های شخصیتی و نیازهای روان شناسی.

انتخاب انیمیشن مناسب  برای فرزندان
 
قهرمان آنها، قهرمان ما هم هست؟! در این کارتون سعی شده یک سری باورهای اجتماعی که از نظر فرهنگی، فردی یا جامعه شناسی مورد نیاز است به بچه ها داده شود که شاید بعضی از این باورها با جامعه ما همخوانی نداشته و به همین خاطر مورد انتقاد بسیاری قرار گرفته باشد. اما از طرفی هم نباید فراموش کنیم بچه ها زیاد کارتون می بینند، با قهرمان قصه های شان ارتباط برقرار می کنند و آنها را دوست دارند. کارتون ها می توانند یکی از بهترین وسایل آموزشی برای بچه ها باشند و ما باید غیر از مدرسه و کتاب و درس، انباری پر از وسایل کمک آموزشی داشته باشیم که کارتون یکی از آنهاست. این موضوع در کشور ما کم رنگ است و به نظر من هنوز نتوانسته ایم باورهای مذهبی و اجتماعی مان را درست و حسابی به بچه ها نشان بدهیم.  در این انیمیشن، قهرمان داستان در ارتباط با فرهنگ و جامعه خودشان- چین باستان- انتخاب شده است. با توجه به اینکه بچه ها روحیه همذات پنداری دارند، وقتی شخصیت های قصه را با فرهنگ و تاریخ جامعه پیوند می زنیم، اثرگذاری اتفاقات آن داستان و شخصیت قهرمانش بر کودک بیشتر می شود و همین موضوع، هرچند برای ما خوشایند نباشد اما برای آن جامعه یک اتفاق مثبت است! مثبت ها بیشتر از منفی ها جدا از بحث مثبت و منفی بودن انیمیشنی مثل «پاندای کونگ فوکار» باید توجه کنیم که بچه ها به هر حال این کارتون ها را می بینند و توصیه اکید ما به والدین این است که حداقل یک بار، همراه فرزندشان، هر کارتونی را تماشا کنند. بچه ها یک کارتون را چندین و چندبار می بینند و ما به عنوان پدر و مادرشان، فقط وظیفه تهیه این کارتون ها را نداریم، باید سعی کنیم حداقل یک بار همراه آنها کارتون را تماشا کنیم تا نقاط مثبت را برایش پررنگ سازیم. اتفاقا در همین انیمیشن می بینیم که در کنار «پو» هم شخصیت های جورواجوری حضور دارند اما پو در عین حال که سعی می کند «خودِ» خودش را حفظ کند (می بینیم که تا آخرین سری همان شوخ طبعی، مهربانی و سادگی را که در قسمت اول دیده ایم، همچنان دارد) تلاش می کند از آدم های دور و برش هم نقاط مثبت شان را بگیرد. مسلما این کارتون برای فرهنگ ما ساخته نشده، پس نباید انتظار داشته باشیم همه ارزش های ما را به فرزندمان منتقل کند اما برای مخاطبش که یک کودک است، نکات مثبت زیادی دارد. یادمان باشد فرزند ما با مخاطب اصلی این فیلم ها یک وجه اشتراک بزرگ دارد؛ اینکه هر دو کودک هستند! تپل ورزشکار! این کارتون نکته مثبت دیگری که برای بچه ها دارد این است که پو خوابش را هم نمی دیده که قهرمان شود اما وقتی این اتفاق بسیار مهم می افتد، او همچنان سادگی، مهربانی و شوخ طبعی اش را حفظ می کند و این نکته برای بچه ها بسیار آموزنده است. «ناامید نباشید، شما هر ویژگی که داشته باشید، می توانید در همان، خاص باشید»  که این یکی دیگر از پیام های این انیمیشن است. باوجود اینکه پو، تپل و تنبل است اما قهرمان کونگ فو می شود! حتی با وجودی که استاد شیفو نسبت به یادگیری پو امیدوار نیست، او با کمک دوستانش موفق و قهرمان می شود. در حقیقت والدین باید به این نکته توجه کنند که دنیا در حال حرکت به این سمت است که علاوه بر ارزیابی محور هوش، استعدادهای بچه ها را بشناسند؛ یعنی بیشتر از آنکه بر «هوش» تاکید داشته باشیم، باید بر استعداد تاکید کنیم. در این کارتون از میان استعدادهای هشت­گانه که شامل استعداد درون فردی (خودم را چطور می بینم)، استعداد بین فردی (در ارتباط با دیگران چطور هستم)، استعداد جنبشی، استعداد موسیقی، استعداد کلامی، استعداد ریاضی و. . . است به سه استعداد درون فردی، بین فردی (مصادیق هوش هیجانی) و جنبشی تاکید دارد که بچه ها با این سه استعداد بسیار درگیر هستند. درواقع همین هوش هیجانی (EQ) است که مسوول ۷۰ تا ۹۰ درصد موفقیت افراد بزرگ و نامدار است؛ نه هوش (IQ)! هوش هیجانی یعنی استعدادی که من ایجاد می کنم و فقط فاکتور هوش در آن دخیل نیست. شیفو:  نمونه یک والد سختگیر این کارتون با اینکه جنبه طنز هم دارد و شخصیت هایش حیوانات

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید