هر روز!
هر روز!

تربیت اصولی و صحیح فرزند : تربیت اصولی و صحیح

تربیت اصولی و صحیح فرزند : تربیت اصولی و صحیح

تربیت اصولی و صحیح فرزند
: تربیت اصولی و صحیح فرزند

آخرسر شام سرو می شود و بچه را به آشپزخانه می فرستند تا فرد فلک زده ای مراقبت از او را به عهده بگیرد. خانه با صدای عربده های بچه می لرزد. بعد از شام حضرت آقا با زبانی تیزتر از قبل بازمی گردد. والدینش از او می پرسند که چه احساسی دارد، ساعت ده است، خسته شده؟ می گوید نه. اما برخلاف او شما حسابی تحلیل رفته اید. به سوی درِ خانه روانه می شوید، قسم یاد می کنید که هیچ وقت بچه دار نشوید یا اگر قبلاً بچه دار شده اید، قسم می خورید که هیچ وقت برای دیدار نوه هایتان به خودتان دردسر ند هید. به خودتان دل داری می دهید که فقط برایشان پول می فرستید.
به گزارش : این جور رفتارها را در گذشته با عنوان «لوس کردن» می شناختند ولی امروز با عناوینی مثل «تربیت قیم مآبانه»۱، «تربیت هلیکوپتری»۲، «تربیت گلخانه ای»۳ یا «تربیت های کنترلی و کشنده»۴ از آن ها یاد می کنند. اصطلاح تغییر کرده است چون الگوهای رفتاری تغییر کرده اند. «تربیت قیم مآبانه» هنوز هم با لوس کردن همراه است: یک عالم اسباب بازی برای بچه بخر و هیچ قانونی وضع نکن. اما دو عامل پیچیدۀ دیگر هم اضافه شده اند.
یکی از این عوامل اضطراب است: «آیا بچه ام تا ابد تحت تأثیر سرنوشت همسترش قرار می گیرد؟» یا «آیا جسد همستر را لمس کرده و دستش میکروبی شده؟» عامل دیگری که علاوه بر دل واپسی و نگرانی به این رفتارها افزوده شده است لذت حاصل از موفقیت است: گورِ پدرِ احساسات بچه، فردا برای ورود به کودکستان قرار مصاحبه دارد. قبول می شود؟ اگر نه، اصلاً می تواند در دانشگاه خوبی قبول شود؟ تربیت قیم مآبانه اخیراً موضوع بسیاری از کتاب ها بوده است و تمامی این کتاب ها با شدیدترین تعابیر ممکن آن را محکوم کرده اند.
بیشترِ ما راجع به آدم هایی که در اتاق بچه شان موتزارت پخش می کنند چیزهایی شنیده ایم. در کتاب کشور بی عرضگان؛ هزینه های بالای تربیت تهاجمی۵ (انتشارات برادوی)، هارا استروف مارانو یکی از دبیران ارشدِ سایکولوژی تودی۶ در این خصوص می نویسد که کمپانیِ بِیبی اینشتاین، یکی از شرکت های وابسته به کمپانی والت دیزنی، تازگی ها نه تنها سی دی های «بیبی موتزارت» بلکه «بِیبی بتهوون» هم می فروشد. هر دو سی دی در فرمت دی وی دی هم عرضه می شوند و موسیقی با نمایش عروسکی و سایر تصاویر همراه شده است.
براساس ادعاهای کمپانی بیبی اینشتاین این دی وی دی ها برای گروه سنیِ سه ماه و بیش ازآن طراحی شده اند. ازآنجاکه بچه در سه ماهگی قادر نیست بنشیند، والدین باید او را جلوی مانیتور نگه دارند و، ازآنجاکه این نوزادان حتی مهارت تمرکز چشمی را هم به تازگی کسب کرده اند، خیلی سخت می شود حدس زد که از این مطالب چه چیز دستگیرشان می شود (بنا به ادعای سوزان لین، یکی از روان شناسان دانشکدۀ پزشکی هاروارد، هیچ چیز دستگیرشان نمی شود؛ او به شیکاگو تریبون گفته است: «صنعتِ تولیدِ ویدئوهای مخصوصِ کودکانْ کلاه برداری محض است.»)
این دی وی دی ها مثلاً قرار است جدیدترین یافته هایِ خطِ مقدمِ دمیک را در اختیارتان بگذارند. اما معضل به اینجا منتهی نمی شود، مسئلۀ دیگرْ معضل آلودگی های محیطی است. مارانو می گوید والدینی که دور سر بچه هایشان بال بال می زنند باکتری های مهلک را بر روی تمامی سطوح می بینند.
برای احتراز از این باکتری ها در سوپرمارکت می توانی باگی بگ بخری، کیسه ای محافظ که درون چرخ دستی خرید قرارش می دهی و بعد بچه را درون چرخ دستی می گذاری. براساس تبلیغات باگی بگ، استفاده از این محصول سبب می شود از «ویروس ها، باکتری ها و مایعات بدن» که در چرخ دستی خرید به جای مانده اند در امان بمانید. در نظرسنجی ای که مارانو صورت داده است یک سوم والدین گزارش داده اند که بچه هایشان را با ژل های دست آنتی باکتریال به مدرسه می فرستند. دیگر چه کسی به صابون اعتماد می کند؟
به محض آنکه بچه به کودکستان می رود فشار تحصیلی هم آغاز می شود. چیزی که دراین میان از دست رفته است مجال بازی با عروسک های بند انگشتی است. مارانو می گوید حتی پیش دبستانی ها هم زمان بازی را با تمرینات ریاضی و مطالعه جایگزین کرده اند.
براساس گزارش مجلۀ اسلیت در سال ۲۰۰۵ در واشنگتن.دی .سی، هفت الی نُه درصد دانش آموزانی که در آزمون اس .ای. تی۷ زمان اضافی در اختیارشان گذاشته شده بود به طور متوسط موقعیتی بهتر از سایرین داشتند. نمراتِ این دانش آموزان، بدون درنظرگرفتن این معافیت و دوشادوش دانش آموزانی که مجبور بودند باوجود عامل زمان در امتحان شرکت کنند، به دانشگاه ها فرستاده شد.
کودکانی که تحت تربیت قیم مآبانه قرار گرفته اند، اغلب نه تنها با برنامۀ تحصیلیِ بسیار سنگینی مواجه می شوند بلکه فعالیت های فوق برنامۀ توان فرسایی نیز احاطه شان می کند: کلاس تنیس، کلاس زبان ماندارین، باله و… . تلقی عمومی این است که فعالیت های فوق برنامهْ مسئولین پذیرش در دانشگاه ها را تحت تأثیر قرار می دهد. ازطرفی این فعالیت ها بچه ها را از خیابان ها دور نگه می دارد (به تعبیر یک کتاب، «سرِ کلاسِ ورزشِ لاکراس، نمی توانی ماری جوانا بکشی یا رفیق فاسقی پیدا کنی»).
وقتی که تابستان از راه می رسد، بچه ها اغلب به کمپی مربوط به مهارتی خاص فرستاده می شوند. فعالیت های فوق برنامه و کمپ ها حوزه هایی هستند که به احساس رقابت والدین، که درواقع مقصر اصلی کل ماجرا هستند، دامن می زنند. چطور می خواهید به مادر دیگری توضیح بدهید که، درحالی که بچۀ او سرتاسر تابستان در کمپِ زیست شناسیِ دریازیان به بررسی نرم تنان می پرداخته، بچۀ شما در کمپی قدیمی و معمولی بوده، مهره نخ می کرده و بیسکویت کِرِم دار می خورده است؟
عاقبت، نوبت به داوریِ نهایی می رسد: درخواستِ پذیرش از دانشگاه. مسئولین پذیرش می گویند نمی دانند درموردِ فرم های درخواستِ پذیرشِ این روزها چه برداشتی باید داشته باشند؛ بسیاری از این فرم ها را به وضوح شخصی جز خود متقاضی پذیرش پر کرده

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید