هر روز!
هر روز!

توفان آموزش پرورش را جدی بگیرید به او گفتم گفتم

توفان آموزش پرورش را جدی بگیرید 
 به او گفتم گفتم

توفان آموزش پرورش را جدی بگیرید
به او گفتم گفتم می‌دانید در آموزش و پرورش توفان به پا کرده‌اید، پرسیدم می‌دانید پنجشنبه‌ها را که تعطیل کرده‌اید، تربیت و آموزش هم تعطیل شده و بچه‌ها در خیابان‌ها می‌چرخند، گفتم این که درست شدن اوضاع را مدام به آینده حواله می‌دهید کمی ناامیدکننده است و گفتم و گفتم و گفتم و مهدی نوید ادهم، شنید و شنید و پاسخ داد.

نوید ادهم دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش مردی است لاغر اندام، با موها و محاسنی جو گندمی، بسیار آرام و مودب که برای هر سوال و انتقاد ما پاسخی شنیدنی داشت البته در همه موارد، صحبت های او قانع کننده نبود، ولی حسن او این است که ضعف های سیستم آموزشی کشور و اشتباهات آن را با رویی گشاده می پذیرد.

مفهومی که ما از تحول بنیادین در نظر داریم تحولی عمیق، ریشه ای، همه جانبه، نظام مند و آینده پژوهانه و مبتنی بر معارف اسلامی است که به گونه ای توفان به پا کردن در آموزش و پرورش محسوب می شود.
هدف از این کار نیز طراحی سیستمی جدید در آموزش و پرورش است تا از مبانی نظری و فلسفی نشأت گرفته از غرب که بیش از 70 یا 80 سال در این کشور حاکم بوده، فاصله بگیرد و محتوای قدیمی سیستم آموزشی بازخوانی و باز تولید شود.
رسالت آموزش و پرورش فراهم کردن زمینه های تربیت پذیری بچه ها برای دستیابی به مراتبی از حیات طیبه است.
اما الان تمرکز نظام های آموزشی دنیا از جمله نظام ما، آموزش به معنی انتقال دانش، معلومات و محفوظات است که گرچه لازم است اما کافی نیست. ما می خواهیم اگر دانش آموزی به المپیاد راه پیدا کرد ادب هم داشته باشد، به پدر و مادر احترام بگذارد و صداقت داشته باشد و مسئولیت پذیر هم باشد که همه اینها باید در آموزش و پرورش اتفاق بیفتد.
باور داریم تغییر کتاب های درسی، افزایش مهارت های علمی و شایستگی های معلم، تغییر روش های تدریس، تغییر شیوه های ارزشیابی و مدیریت و حتی تغییر فضای فیزیکی مدارس و نیز چیدمان داخلی کلاس ها به طور همزمان ضروری است.
ما معتقدیم تا وقتی نیمکت های کلاس به شیوه فعلی چیده می شود و همه نگاه ها به سمت تخته است حس آموزشی و تربیتی مطلوب به دانش آموزان القا نمی شود. اینها ریزه کاری هایی است که باید در همه ابعاد سیستم انجام شود تا تحول مورد نظر ما رخ دهد.
نباید انتظار داشت این تحول در کوتاه مدت نمایان شود بلکه این کار نیاز به زمان دارد، دلیلش هم این است که تعلیم و تربیت کاری است که محتاج به زمان است. رفتاری که امروز بچه های ما در خیابان ها دارند (چه مثبت و چه منفی) محصول عملکرد 15، 20 سال گذشته آموزش و پرورش است. پس اگر می خواهیم 20 سال بعد شاهد آسیب نباشیم باید از امروز با یک مدیریت درست، تحول را دنبال و همه مخاطبان سیستم آموزشی را با این تحول همراه کنیم.
باور داریم تغییر کتاب های درسی، افزایش مهارت های علمی و شایستگی های معلم، تغییر روش های تدریس، تغییر شیوه های ارزشیابی و مدیریت و حتی تغییر فضای فیزیکی مدارس و نیز چیدمان داخلی کلاس ها به طور همزمان ضروری است
ما برای رسیدن به این مقصود البته مکانیزم هایی در سند تحول تدوین کرده ایم مثلا دانشگاه فرهنگیان که نیروی مورد نیاز آموزش و پرورش را تامین می کند. ما الان بیش از 0 هزار معلم داریم که همراهی نکردن تعدادی از آنها با برخی طرح های ما موجب شکست طرح ها شد.
مثل ارزشیابی توصیفی که البته خدا را شکر شکست نخورده است. در این طرح معلمانی که بیش از دو دهه با نمره کلاس را اداره می کردند و با دانش آموزان و والدین از این طریق ارتباط برقرار می کردند، موافق نبودند نمره را کنار بگذارند و از توصیف استفاده کنند.
یکی از دلائل این است که اگر ما ماموریت اصلی آموزش و پرورش را فراهم آوردن زمینه تربیت پذیری افراد در نظر بگیریم نه فقط انتقال دانش، بلکه بهترین سن تربیت پذیری افراد در دوره دبستان است و ما هر چه قدر به این دوره بیشتر بپردازیم، برده ایم. در این سن هنوز شخصیت بچه ها به طور کامل شکل نگرفته پس می توانیم آنها را در معرض پیام های تربیتی مان قرار دهیم یعنی به آنها یاد بدهیم چطور رفتار کنند، چطور حرف بزنند، چگونه ارتباط برقرار کنند و...

دوره پیش دانشگاهی براساس فلسفه ای به وجود آمد که بتدریج این فلسفه را از دست داد. دوستان ما به این علت دوره پیش دانشگاهی را برقرار کردند که تعداد خروجی آموزش و پرورش چند برابر ظرفیت دانشگاه ها بود، یعنی چیزی حدود پنج میلیون پشت کنکوری؛ اما گذشت زمان این معادله را برهم زد به طوری که اکنون دانشگاه ها صندلی خالی دارد و کنکور برخی رشته ها حذف شده است.
در نظام 3ـ3ـ6 دوره شش ساله ابتدایی به هم پیوسته است اما در 3ـ3ـ3ـ3 دوره ابتدایی به دو دوره مجزا و دو هدف متفاوت تقسیم شده است. در سه سال اول ابتدایی شرایط فیزیکی، مناسبات انسانی، تجهیزات، رنگ آمیزی فضا و هدف آموزش بیشتر به دوره پیش دبستانی شباهت دارد یعنی یک فضای نرم آموزشی.
به نظر ما سه سال اول ابتدایی زمان تربیت است نه آموزش. برای همین هم گفتیم که معلم هر سه سال باید یک نفر باشد، یعنی به صورت دوری تا بین معلم و شاگرد رابطه عاطفی شکل بگیرد و تربیت از این طریق اتفاق بیفتد.
ما بنا داریم سه سال اول ابتدایی را به این اختصاص دهیم که بچه چطور راه برود، چطور بنشیند و بلند شود که از لحاظ فیزیکی آسیب نبیند، چطور حرف بزند، گوش بدهد و اجازه بگیرد و مهارت های اینچنینی. در این حین درس ها هم وجود دارد و آموزش تعطیل نمی شود پس به این ترتیب من شکافی نمی بینم.
قرار است مدارس پنجشنبه ها همچنان تعطیل بمانند؟ می دانید برخی معلمان از این بابت خیلی عصبانی هستند و می گویند حالا که آموزش و پرورش به ماندن بچه ها کنار خانواده شان تا این حد اصرار دارد اصلا بچه ها پیش خانواده ها بمانند و به مدرسه نیایند.
ما بنا داریم سه سال اول ابتدایی را به این اختصاص دهیم که بچه چطور راه برود، چط

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید