مطالب جالب!
مطالب جالب!

جامعه هیز به چه معناست؟ -جامعه هیز یعنی چه؟

جامعه هیز به چه معناست؟
-جامعه هیز یعنی چه؟
قبل از ورود به تعریف جامعه هیز، ذكر این نكته ضروری است كه این تعبیر از حوزه روانشناسی وام گرفته شده است. فروید در مطالعه رفتار جنسی از دو پدیده «تماشاگر جنسی» voyeurisme و نیز عورت نمایی exhibitionisme به عنوان دو نوع بیماری در كنار بیماری هایی چون سادیسم و مازوخیسم نام می برد. تماشاگری جنسی در واقع مبتنی است بر میل و گرایش به نگریستن و مشاهده كردن خلوت یا عریانی كسی یا گروهی از اشخاص در وضعیتی نامتعارف به قصد لذت بردن یا تحریك شدن. بر خلاف عورت نمایی كه میل به عرضه كردن خود است به قصد صید لحظه یی كه نگاه دیگری بر تو می افتد. در حقیقت تماشاگر جنسی از طریق قراردادن خود در موقعیتی پنهان- طوری كه دیده نشود- در جست وجوی دیدن چیزی است كه دیده نمی شود. او به دنبال دیدن امر قابل رویت نیست، دیدن غیرقابل رویت موضوع اصلی نگاه او است و همین دیدن و دیده نشدن اسباب لذت را برای بیمار فراهم می كند. در حقیقت نفس نگاه كردن و آن هم پنهانی، شرط اصلی لذت است و موضوعی كه به آن نگاه می شود فقط شرط لازم است، بهانه است. (نگاه كردن از سوراخ كلید، از لابه لای جرز در، از پشت پرده، استفاده از دوربین از پنجره خانه روبه رو و..) لاكان، روانشناس فرانسوی، تماشاگری جنسی را نوعی سوبژكتیویته منحرف می داند. به تعبیر او موضوع اصلی این رفتار بیمارگونه جنسی، «نگاه» است. نگاه همچون سوژه. هم آنچه به آن نگریسته می شود (غافلگیر كردن آن دیگری) و هم آن كس كه به گونه یی پنهان نگاه می كند و البته مهم تر از همه میل به غافلگیر شدن. این میل و در عین حال اضطراب كه در زمانی كه مشغول نگریستن هستی دیگری تو را در این موقعیت غافلگیر كند. تماشاگر جنسی همواره در پی نگاهی است كه بتواند خود را در آن شناسایی كند، خود را از خلال دیگری كشف كند. نوعی نارسیسیسم و خودشیفتگی. تعبیر هیز، در حقیقت معادل دم دستی همان اصطلاح فنی تر تماشاگری جنسی است.
تا قبل از سال های نود، این تعبیر عمدتاً به حوزه روانشناسی تعلق داشت. اما از سال های نود به بعد به خصوص 1995، این اصطلاح برای مطالعه نوعی رفتار اجتماعی نیز به كار برده می شد؛ چشم چرانی اجتماعی. (voyeurisme social) جامعه شناسان با استفاده از این تعبیر به یك نوع انحراف تعمیم یافته در میدان اجتماعی نظر داشتند. كشش و كنجكاوی عمومی برای دیدن و كشف كردن خلوت دیگری، دانستن اینكه در پنهان چه اتفاقی می افتد. این موضوع به عنوان یك پدیده اجتماعی به دنبال یك برنامه تلویزیونی در اواخر سال 1999در هلند پیش آمد به نام «Big brother» (برادر بزرگ). موضوع این برنامه تلویزیونی، گزینش عده یی دختر و پسر به تعداد مساوی بود كه باید به مدت مثلاً بیست روز در یك آپارتمان زندگی كنند، بی آنكه طی این مدت اجازه خروج از آپارتمان را داشته باشند. در همه اتاق ها- از دستشویی گرفته تا اتاق خواب- دوربین هایی كار گذاشته شده بود تا رفتار این آپارتمان نشین ها در خلوت و جلوت قابل رویت برای تماشاچیان تلویزیونی باشد؛ عشق هایی كه به وجود می آمد، دشمنی هایی كه سر می زد، از مغازله گرفته تا صف كشی های متعدد، فحاشی ها و دوستی ها و… طبیعتاً آنها می دانستند كه دیده می شوند اما قرار نبود این دانستن مانع زیست عادی آنان شود. پرنسیپ ماجرا در آن بود كه همه رفتارهایی كه قاعدتاً مربوط به حریم خصوصی است قرار بود در محضر میلیون ها تماشاچی اتفاق افتد. در پایان این مدت، بینندگان بهترین زوج را انتخاب می كردند و جایزه یی داده می شد.
-چرا اسم آن برنامه را Big brother گذاشتند؟
گمان كنم برگرفته از رمان 1984اثر جرج اورول بود. رمانی در نقد جوامع توتالیتر. برادر بزرگ تعبیری بود كه در مورد حزب كمونیست شوروی به كار برده می شد و كنایه از آن نگاه ناظر بر فراز نشسته یی است كه تو را در همه وجوه زندگی تحت كنترل دارد و می بیند. در واقع دوربین نقش برادر بزرگ را بازی می كند. با این برنامه، اولین بار بود كه خلوت زندگی تبدیل به سوژه اصلی نمایش های تلویزیونی می شد. موفقیت این برنامه و استقبال مردم چنان بود كه 27كشور ایده این برنامه را خریدند و مشابه آن را در تلویزیون های ملی خود ساختند.(ایتالیا، اسپانیا، آلمان و…;) و نامی كه برای خود گذاشتند تله رئالیته بود.tژlژ-rژalitژ ، واقعیت های زندگی كه تبدیل به سوژه تلویزیونی می شوند. در فرانسه، برنامه یی با همین موضوع به نام لافت استوری در سال 2000 برگزار شد و حدود 38 هزار نفر كاندیدای شركت در آن بودند با شش میلیون تماشاچی.
این استقبال عمومی از امكان تماشای دسته جمعی آنچه كه قرار است به خلوت زندگی مربوط باشد و تبدیل آن به سوژه عمومی، به بحث هایی در حوزه روانشناسی اجتماعی، جامعه شناسی و… منجر شد. تعبیر «صنعت امر حریم خصوصی» به همین پدیده اطلاق می شد. industrie de l,intimitژ و این پرسش كه چرا و چگونه زندگی خصوصی تبدیل به كالا می شود و تابع همان قانون عرضه و تقاضا و خود یك چرخه اقتصادی و پولساز وسیع را به دنبال می آورد و همه اینها فقط به این قصد كه من شهروند تماشاگر ببینم كه دیگری در خلوت خود چه می كند و چه ابتكاری نشان می دهد.
وسایل مدرن ارتباط جمعی هم، از وب كم هایی كه بر رایانه های خانگی نصب می شود تا توسط اینترنت، زندگی شخصی من در معرض دید بینندگان مجازی قرار گیرد، گرفته (حدوداً 250 هزار در سال 2000)تا مجلات زرد مثلاً با 18 میلیون خواننده در 2005 یا وبلاگ های شخصی كه طی آن خود را با دیگری در میان می گذاری و… همگی نشان از این میل و كشش تعمیم یافته به دیدن و دیده شدن دارد. همان عمومیت یافتن «نگاه منحرف» در میدان اجتماعی كه تعبیر میشل بوزون جامعه شناس فرانسوی است. در حقیقت جوامع مدرن به یمن تكنولوژی یا امكان ضبط تصویر و امكان ضبط لحظات شخصی تر، حریم خصوصی را تبدیل به سوژه اصلی اجتماعی می كند و ب

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید