هر روز!
هر روز!

حکایت: الاغ ملانصرالدین حکایت: الاغ ملانصرالدین : حکایت: الاغ ملانصرالدین

حکایت: الاغ ملانصرالدین حکایت: الاغ ملانصرالدین : حکایت: الاغ ملانصرالدین

حکایت: الاغ ملانصرالدین
حکایت: الاغ ملانصرالدین : حکایت: الاغ ملانصرالدین
: حکایت: الاغ ملانصرالدین
: مجله مراحم؛ روزی کسی نزد ملا آمد و از او درخواست کرد تا الاغش را برای ساعتی به او قرض بدهد .ملا که نمی خواست الاغش را قرض دهد گفت: الاغ اینجا نیست پسرم آن را به صحرا برده است. در همین لحظه صدای عرعر الاغ بلند شد . به گزارش : مرد همسایه گفت: تو که گفتی الاغ در صحرا است .پس این چه کسی است که عرعر می کند ؟ ملا با عصبانیت گفت: عجب آدمی هستی حرف پیرمردی مثل من را قبول نداری اما عرعر کردن یک الاغ بی شعور را باور میکنی؟

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید