هر روز!
هر روز!

داستانک: قنادی پولدارها – داستانک: قنادی پولدارها – : داستانک:

داستانک: قنادی پولدارها – داستانک: قنادی پولدارها – : داستانک:

داستانک: قنادی پولدارها –
داستانک: قنادی پولدارها – : داستانک: قنادی پولدارها –
: داستانک: قنادی پولدارها –
تو شمال شهر یه قنادی باز شد !
به گزارش : فقط پولدارا میتونستن اونجا خرید کنن یه روز که تعدادی از پولدارا تو قنادی در حال خرید بودن
یه گدای ژنده پوش وارد شد و تموم جیبهاشو گشت، یه ۵۰ تومنی پیدا کرد و گذاشت رو میز، گفت اینو شیرینی بهم بده !!!!
مدیر قنادی با دیدن این صحنه جلو اومد و به اون فقیر تعظیم کرد و با خوشحالی و لبخند ازش حال پرسید و گفت :
قربان !خیلی خوش اومدید و قنادی ما رو مزین فرمودید …
پولتون رو بردارید و هر چقدر شیرینی دوست دارید انتخاب کنین !!!! امروز مجانیه اینجا …
پولدارا ازین حرکت ناراحت شدن و اعتراض کردن که چرا با ما اینجوری برخورد نکرده ای تا حالا؟
مدیر قنادی گفت: شما هم اگه مثل این آقا، تموم داراییتون رو، رو میز میذاشتین، جلوتون تعظیم میکردم!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید