هر روز!
هر روز!

داستان آرامش زیبا داستان آرامش زیبا : داستان آرامش زیبا

داستان آرامش زیبا داستان آرامش زیبا : داستان آرامش زیبا

داستان آرامش زیبا
داستان آرامش زیبا : داستان آرامش زیبا
: داستان آرامش زیبا
: پادشاهی جایزه بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل آرامش را تصویر کند. نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند. آنها تابلوهایی تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب، رودهای آرام، کودکانی که در خاک می دویدند، رنگین کمان در آسمان و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ. پادشاه تمام تابلوها را بررسی کرد اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد؛
به گزارش : اولی تصویر دریاچه آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود. می*شد ابرهای کوچک و سفید را دید و اگر دقیق نگاه می*کردی در گوشه چپ دریاچه خانه کوچکی قرار داشت که پنجره*اش باز بود و دود از دودکش آن بر می*خواست که نشان می*داد شام گرم و نرمی آماده است.
تصویر دوم هم کوهها را نمایش می*داد. اما کوهها ناهموار و قله*ها تیز و دندانه*ای شکل بود. آسمان بالای کوهها بطور بی*رحمانه*ای تاریک و ابرها آبستن آذرخش تگرگ و باران سیل آسا بود.این تابلو با تابلوهای دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند هیچ هماهنگی نداشت. اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می*کرد در بریدگی صخره*ای شوم جوجه پرنده*ای را می*دید که در میان غرش وحشیانه طوفان آرام نشسته بود. پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده جایزه بهترین تصویر آرامش تابلو دوم است!
 
بعد توضیح داد: آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی*سر و صدا و بی*مشکل و بدون کار سخت یافت می*شود؛ چیزی است که می*گذارد در میان شرایط سخت در قلب ما ثبات حفظ شود. این تنها معنای حقیقی آرامش است.»

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید