هر روز!
هر روز!

داستان آموزنده دزد باورها داستان آموزنده دزد باورها گویند

داستان آموزنده دزد باورها 
 داستان آموزنده دزد باورها 
 گویند

داستان آموزنده دزد باورها
داستان آموزنده دزد باورها
گویند روزی دزدی در راهی بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش بازگرداند. او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟ گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم، نه دزد دین! اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال خللی می یافت، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.
 
منبع:dastanak.com
مرتبط با سرگرمی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید