هر روز!
هر روز!

داستان جالب «راننده تاکسی» داستان جالب «راننده تاکسی» : داستان

داستان جالب «راننده تاکسی» 
 داستان جالب «راننده تاکسی» : داستان

داستان جالب «راننده تاکسی»
داستان جالب «راننده تاکسی» : داستان جالب «راننده تاکسی»
: داستان جالب «راننده تاکسی»
داستان های جالب
 
به گزارش چرچیل(نخست وزیر اسبق بریتانیا) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم.
 
راننده گفت: "نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم" .
 
چرچیل از علاقه ی این فرد به خودش خوشحال و ذوق زده شد و یک اسکناس ده پوندی به او داد.
 
راننده با دیدن اسکناس گفت: "گور بابای چرچیل! اگر بخواهید, تا فردا هم این جا منتظر می مانم!
 
منبع:qomefarda.ir
داستان های جالب و خواندنی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید