هر روز!
هر روز!

داستان؛ داستانک؛ داستان های کوتاه؛ 004 : داستان؛ داستانک؛ داستان

داستان؛ داستانک؛ داستان های کوتاه؛ 004 : داستان؛ داستانک؛ داستان

داستان؛ داستانک؛ داستان های کوتاه؛ 004
: داستان؛ داستانک؛ داستان های کوتاه؛ 004
شما حقیقت خود را خلق می کنید
به گزارش : روزی روزگاری دو فروشنده کفش که به شرکت های متفاوتی تعلق داشتند به یک کشور آفریقایی فرستاده شدند تا بازار کفش را در آن سرزمین بررسی کنند.
اولین فروشنده از این ماموریت خود متنفر بود . آرزو داشت که او را به این ماموریت نمی فرستادند. فروشنده دوم عاشق این ماموریت بود و به نظرش رسید که فرصت گرانبهایی را به شرکت او می دهند.
وقتی این دو فروشنده وارد کشور آفریقایی شدند درباره بازار محلی برای کفش مطالعه کردند و هر کدام تلگرامی برای شرکت خود فرستادند. فروشنده ی اول که دوست نداشت به این سفر برود در تلگرامش نوشت:
«سفر بی فایده ای بود . هیچ بازاری در این کشور وجود ندارد. هیچ کس کفش نمی پوشد .» اما فروشنده ی دوم که این سفر را فرصت ایده آلی ارزیابی کرده بود نوشت :«سفر عالی بود . فرصت مناسب بازار نامحدود است اینجا هیچ کس کفش نمی پوشد.»
 
 
«مانع»
در زمان های قدیم پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار دارد و برای اینکه عکس العمل مردم را ببیند خودش را جایی مخفی کرد .
بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد حاکم شهر عجب مرد بی عرضه ای است . با وجود این هیچکس تخته سنگ را از وسط برنمی داشت .
نزدیک غروب یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود به سنگ نزدیک شد . بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد .ناگهان کیسه ای را دید که وسط جاده و زیر تخته سنگ قرار داده شده بود . کیسه را باز کرد و داخل آن سکه های طلا ویک یادداشت پیدا کرد . پادشاه در آن یادداشت نوشته بود :
هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی باشد .
 

 
دکمه
می گویند سالها قبل در یک روز سرد وقتی ملکه انگلیس از پنجره قصرش به بیرون نگاه می کرد مشاهده کرد که برخی از سربازان محافظ قصر آب بینی خود را که از سرما جاری شده است با آستین خود پاک می کنند .
او از این عمل ناراحت شد و دستور داد روی آستین سربازان یک سری دکمه بدوزند تا سربازان نتوانند از آستین خود برای پاک کردن آب بینی استفاده کنند .
به تدریج وجود دکمه روی آستین جز لاینفک لباس های نظامی درآمد سالها بعد وقتی ارتش آمریکا اعلام کرد که هرکسی کاهشی در هزینه های نظامی ایجاد کند پاداش مناسبی دریافت خواهد کرد . یک خیاط با پیشنهاد حذف دکمه های اضافی توانست پاداش خوبی دریافت کند. باتوجه به تعداد سربازان و لباس ها و دکمه های هر لباس صرفه جویی قابل توجهی حاصل شده بود !

 

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید