هر روز!
هر روز!

داستان؛ داستانک؛ داستان های کوتاه؛ 011 : داستان؛ داستانک؛ داستان

داستان؛ داستانک؛ داستان های کوتاه؛ 011 : داستان؛ داستانک؛ داستان

داستان؛ داستانک؛ داستان های کوتاه؛ 011
: داستان؛ داستانک؛ داستان های کوتاه؛ 011
«درخت غم و اندوه» 
به گزارش : می گویند که درروز قیامت هر کسی اجازه خواهد یافت تا بدبختی ها و مصیبت های خود را از درخت عظیمی به نام درخت «درخت غم و اندوه» آویزان کند. پس از آن که همه، شاخه ای یافته و بدبختی ها و مصیبت های خود را از آن آویزان کردند، هر کسی حق خواهد داشت که گرداگرد درخت گشته و آن دسته از بدبختی ها و مصیبت ها را برای خود انتخاب کند که به بقیه ترجیح می دهد.
در پایان هر کسی بدبختی ها و مصیبت های خود را به بدبختی ها و مصیبت های دیگران ترجیح می دهد و آزادانه همان هایی را انتخاب خواهد کرد که خود بر شاخه ای آویزان کرده بود.
 

 
 
   «یک معما»

تا چیزی را متفاوت نبینید نمی توانید کار متفاوتی انجام دهید.
 

این معما توسط ریاضی دان دوگلاس هوفشتاتر طرح شده است. پدری همراه پسرش با خودروی در حال رفتن به مسابقه فوتبال هستند. آنان می خواهند از عرض خطوط راه آهن عبور کنند. اما بین خطوط، خودرو از کار می افتد، پدر با شنیدن صدای قطاری که در حال نزدیک شدن است.  ناامیدانه می کوشد تا خودرو را روشن کند، اما موفق نمی شود و قطار با خودرو برخورد می کند. پدر در جا کشته می شود، اما پسر زنده می ماند و او را برای جراحی مغز به بیمارستان می رسانند.
جراح با ورود به اتاق عمل می گوید : «من نمی توانم این پسربچه را جراحی کنم، او پسر من است.» پرسش این است که چگونه ممکن است؟ پیش از نگاه کردن پاسخی که به طور معکوس نوشته شده، چند لحظه تأمل کنید.
                                                                                             دوب کرسپ ردام حارج

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید