هر روز!
هر روز!

درمان حواس پرتی در نماز درمان حواس پرتی در نماز

درمان حواس پرتی در نماز درمان حواس پرتی در نماز

درمان حواس پرتی در نماز
درمان حواس پرتی در نماز : درمان حواس پرتی در نماز : نماز یکی از دردآورترین مسائلی که برای ما مسلمانان وجود دارد و همیشه باعث رنجش خاطر ما شده این است که در حال نماز خواندن حضور ذهن نداریم و در آن چند دقیقه نمی توانیم افکار خود را متمرکز کنیم و بهتر و بیشتر در عالم ملکوتی و روحانی دیدار و لقاء محبوب به پرواز در آییم. حضرت آیت الله جوادی آملی در کتاب مراحل اخلاق در قرآن می فرمایند: «گاهی انسان بر طبق شریعت نماز می خواند، یعنی واجبات و مستحبات وضو و نماز را رعایت می کند، ولی حضور قلب ندارد این نماز گرچه از نظر فقهی باطل نیست، لیکن از نظر اخلاقی و کلامی نمازی بی اثر است تامین حضور قلب در نماز، بسیار مشکل است. با این که هر نماز چند دقیقه بیشتر طول نمی کشد، این هنر در نمازگزار نیست که موقع نماز خود را ضبط کند. اگر انسان همان چند دقیقه خود را ضبط کند و بداند با چه کسی سخن می گوید، بقیه امور او تامین است، اما چون در همان چند دقیقه قدرت حضور و ضبط ندارد، سایر امور او هم نم است.» وقتی در هنگام تلاوت قرآن کریم به این آیه می رسیم: «فویل للمصلین *الذین هم عن صلاتهم ساهون»؛ وای بر نمازگزارانی که از نمازشان غافل هستند. ترس از این که مبادا ما هم جزو نمازگزاران این چنینی باشیم وحشتی وصف ناشدنی بر قلبمان می ریزد. حضرت آیت الله جوادی آملی در همان کتاب می فرمایند: «نماز صراط است و صراط با غفلت نمی سازد، زیرا اگر انسان غفلت کند، از صراطی که از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است، سقوط می کند.» آیه «ولا تقربوا الصلوة و انتم سکاری حتی تعلموا ما تقولون»: در حال مستی و بی خبری، به نماز نزدیک نگردید، تا آن که بدانید چه می گویید. پس نماز واقعی نمازی است که در آن متوجه آن چه می گوییم باشیم و نتیجه می گیریم نماز واقعی آن نمازی است که باعث دوری انسان از گناه می گردد. حضرت آیت الله جوادی آملی در فراز دیگری از همین کتاب می فرمایند: «البته تلازمی متقابل وجود دارد که نماز درست، انسان را از زشتی ها باز می دارد و اعمال زشت هم انسان را از انجام صحیح نماز و سایر عبادات باز می دارد، کسی که مراقب اعضا و جوارح خود، یا حلال و حرام نباشد، در نماز هم توفیق حضور قلب نخواهد داشت و نمی داند با چه کسی سخن می گوید در نتیجه جواب هایی را هم که از او می شنود درک نمی کند. در این صورت بار فقهی چنین نمازگزاری رسیده، در حالی که بار کلامی و اخلاقی وی همچنان بر زمین مانده است.» حضرت آیت الله جوادی آملی می فرمایند: «نماز صراط است و صراط با غفلت نمی سازد، زیرا اگر انسان غفلت کند، از صراطی که از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است، سقوط می کند.» پس باید چاره ای بیندیشیم و بهترین راه حل را می توانیم از اهل فن بدست آوریم کسانی که این راه را رفته و به مقصد رسیده اند. بخاطر دارم یکبار از قول آیت الله علامه طباطبائی آن هم در زمانی که ایشان در بستر بیماری بودند شنیدم که ایشان در جواب کسی برای حضور قلب نسخه ای خواسته بودند، فرموده بودند: «توجه توجه توجه، مراقبه مراقبه مراقبه» از این فرموده حضرت آیت الله طباطبائی در می یابیم که برای حضور ذهن در نماز باید ابتدا سعی کنیم توجه خود را به نماز و اذکاری که در نماز می گوییم معطوف داریم و در این مورد کوشش کنیم و سپس برای حفظ این حالت مراقبت و پیگیری لازم است. از حضرت آیت الله شیخ نخودکی در کتاب نشان از بی نشانها آمده است: «حصول این مرتبه (داشتن حضور ذهن در نماز) همچون خوشنویسی است فاقد زحمت و مشقت و طول زمان ممکن نیست. نیک بنگر که وقتی کسی می خواهد خوشنویس شود چقدر باید زحمت بکشد و مشق کند و خدمت اساتید کند و از آنها بگیرد تا بتوان او را خوشنویس نامید.» در اینجا می بینیم که نظر ایشان هم همینطور بوده و عقیده داشته اند که برای بدست آوردن حضور ذهن و تمرکز در نماز احتیاج به تمرین و ممارست می باشد و این حالت را نمی توان در مدت کوتاهی بدست آورد. حضرت آیت الله جوادی آملی دلیل حضور ذهن نداشتن را در کتاب مراحل اخلاق در قرآن اینگونه توصیف می کنند: «هرگاه ما بخواهیم کاری را انجام بدهیم، در آغاز، بر آن کار مسلط نیستیم و به اصطلاح آن کار برای ما ملکه نیست. از این رو در آغاز آن را به دشواری انجام می دهیم تا در آن رشته مجتهد و متخصص بشویم و یا به تعبیر دیگر ملکه پیدا کنیم. خاطرات نیز چنین است. نخست با یک سلسله گفتن، شنیدن، شرکت مجالس، خواندن برخی نشریات و … به تدریج خاطراتی در ذهن ترسیم می شود و هنگامی که متراکم و فراوان شد، زمینه شوق را فراهم می کند و در نتیجه، ملکه نفسانی پدید می آید که بعد به آسانی خاطره ها را در ذهن زنده نگه می دارد و انسان را از یاد خدا و معاد غافل می کند از اینرو انسان طبیعی دائما به فکر مسائل لذتبخش مادی است. تا هنگامی که مشغول کار است نه تنها بدن که فکر نیز مشغول کار است. آنجا ظاهر و باطن، هماهنگ است یعنی وقتی سرگرم است قلبش متوجه جای دیگری نیست، بلکه قلب و قالب هر دو متوجه کار لذیذ است. کسی که به مال دل بسته است در حال لذت بردن از مال و دلش است، لیکن هنگام نماز بدنش به رکوع و سجود می پردازد، ولی روحش متوجه مال است. گاهی انسان در کنار دوستانش می نشیند و سخنان عادی می گوید و احساس خستگی نمی کند، اما هنگامی که به نماز می ایستد برای او دشوار است، زیرا با خدا مانوس نیست و سخن گفتن با کسی که با انسان مانوس نیست ملال آور است. ما نیز اگر خواستیم ببینیم آیا با خدا مانویسم یا نه؟ باید ببینیم از خواندن قرآن که سخن خدا با ماست و از خواندن نماز که سخن ما با خداست، احساس ملال می کنیم یا احساس نشاط.» سپس راه حل مشکل را این چنین عنوان می کند: راه حل حواس پرتی در نماز «آنچه گفتیم تحلیل درد بود، راه درمان را نیز باید بشناسیم. چون تهذیب روح فاقد شناخت درد و آشنایی با راه درمان آن ممکن نیست. راه حلی را که قرآن ارائه می دهد یکی مراقبت از خود، و دیگری یاد خداست. انسان باید اولا مراقب جلسات، خوا

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید