هر روز!
هر روز!

دلائل اثبات معاد اعتقاد به معاد ناشی از اعتقاد به

دلائل اثبات معاد اعتقاد به معاد ناشی از اعتقاد به

دلائل اثبات معاد
اعتقاد به معاد ناشی از اعتقاد به نبوت پیغمبران الهی است. اگر از نظر عقلی نبوت یک پیامبر را اثبات کردیم، لازم است به محتویات دعوت او نیز ایمان بیاوریم. به این ترتیب شاید به نظر برخی، ذکر دلایل عقلی برای اثبات معاد لازم ننماید. ولی از آنجا که خود قرآن و متون دینی، به شکلی عقلی به استدلال در این زمینه پرداخته اند بسیاری از متفکران اسلامی نیز همین شیوه را در پیش گرفته اند. شهید مطهری در این زمینه چنین می فرماید:
«گرچه از آن نظر که ایمان و اعتقاد ما به قیامت از ایمان به قرآن و گفتار پیامبران سرچشمه می گیرد لزومی ندارد که درباره قیامت به ذکر برهان و استدلال بپردازیم و یا شواهد و قرائن علمی بیاوریم، ولی نظر به این که خود قرآن کریم - لااقل برای نزدیک کردن مطلب به اذهان - به ذکر یک سلسله استدلالها پرداخته است و خواسته است افکار ما از راه استدلال و به طور مستقیم هم باجریان قیامت آشنا شود، ما به طور اختصار آن استدلالها را ذکر می کنیم.» (مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج2، ص 526)
تحقق «معاد» فی نفسه یک امر محال نیست. یعنی عقلا امکان این هست که امر معاد اتفاق افتد و اگر شرایط موجود باشد و موانع مفقود، هیچ محال عقلی از وقوع معاد رخ نمی دهد. برخی امور مانند اجتماع نقیضین محال عقلی هستند و هیچگاه نمی توان تصور کرد که تحقق یابند ولی معاد این چنین نیست. بنابراین می توان ادله عقلی برای آن ذکر کرد.
 
1- استدلال از طریق حکمت الهی:
مقتضای حکمت الهی این است که خلقت جهان عبث و بیهوده نباشد. جهان آخرت به عنوان مقصد نهایی این جهان مانع از عبث و بیهوده بودن خلقت می شود. یکی از آثار ایمان و اعتقاد به عالم آخرت این است که ما را از پوچ پنداری و پوچ بودن نجات می بخشد و به ما و اندیشه و هستی ما معنی می دهد. اگر معاد نباشد خلقت بیهوده و عبث خواهد بود. خداوند در قرآن می‌فرماید:
«أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُونَ» (مومنون/115)؛ «آیا چنین پنداشتید که ما شما را به عبث و بازیچه آفریدیم و به سوی ما رجوع نخواهید کرد.»
 معاد متمّم و مکمّل خلقت است و جزیی از خلقت است که با نبودن آن خلقت ناقص است، خداوند در قرآن می‌فرماید:
«وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَ مَا بَیْنَهُمَا لَاعِبِینَ مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ مِیقَاتُهُمْ أَجْمَعِین» (دخان/38و40) ؛ «ما آسمان‌ها و زمین و آنچه بین آنهاست به بازیچه خلق نکردیم آنها را به حق آفریدیم ولی اکثر مردم از آن آگاه نمی‌باشند همانا روز قیامت روز جدایی بین مؤمن و کافر و وعده‌گاه جمیع خلایق است.»
2- استدلال از طریق عدل الهی:
عدل الهی یکی از صفات فعل خداوند است. تحقق عدالت با دادن حق صاحبان استحقاق بدون هیچ تبعیضی میان آنها محقق می شود. مقتضای عدل خداوند این است که با کسی که ایمان آورده و اعمال صالح کرده و با کسی که بر حضرتش استکبار و به خود و به آیاتش کفر ورزیده یک جور معامله نکند. معاد مقتضای عدالت خداوند است اگر معاد وجود نداشته باشد انسان‌های نیکوکار و گنهکار بعد از مرگ مساوی خواهند بود. تساوی ظالم و نیکوکار مستلزم ظلم است و ظلم از خدای حکیم قبیح است. خداوند در قرآن کریم، به این دلیل اشاره می فرماید:
«ام نجعل الذین آمنوا و عملوا الصالحات کالمفسدین فی الارض ام نجعل المتقین کالفجار» (ص/28) ؛ «آیا کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند مانند مفسدان در زمین قرار می دهیم یا پرهیزکاران را چون بدکاران.»
«ام حسب الذین اجترحوا السیئات ان نجعلهم کالذین آمنواو عملوا الصالحات سواء محیاهم و مماتهم ساء ما یحکمون» (جاثیه/22-21) ؛ «آیا کسانى که مرتکب گناهان شدند، گمان دارند آنان را مانند کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند، قرار می دهیم که زندگى و مرگشان یکسان باشد؟ چه بد داورى می کنند.»
3- استدلال از طریق حقانیت وعده های الهی:
وعده ثواب و پاداش الهی به مومنین و کیفر گناهکاران یکی از اصلی¬ترین محتویات رسالت پیامبران است. خداوند به مومنین وعده تحقق محکمه الهی را داده است.
«رَبَّنَا إِنَّکَ جَامِعُ النَّاسِ لِیَوْمٍ لاَّ رَیْبَ فِیهِ إِنَّ اللّهَ لاَ یُخْلِفُ الْمِیعَادَ» (آل‌عمران/9)؛ «پروردگارا محققاً تو همه خلق را جمع‌آوری در روزی که هیچ شکی در آن نیست همانا خداوند خلق وعده نمی‌کند.»
«إِلَیْهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا وَعْدَ اللّهِ حَقًّا» (یونس/4)؛ «بازگشت همه شما فقط به سوى اوست. [خدا شما را وعده داد] وعده اى حق و ثابت.»
«خَالِدِینَ فِیهَا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»(لقمان/9) ؛ «که در آنجا جاودانه اند؛ خدا وعده کرده است وعده اى به حقّ و درست، و او تواناى شکست ناپذیر و حکیم است.»
پیش از این ثابت کردیم خداوند متعال خداوندی حکیم است و برای فاعل حکیم تخلّف از وعده قبیح است. از خدای حکیم کار قبیح صادر نمی‌شود. بنابراین محال است خداوند وعده ای را بدهد و از آن تخلف کند:
«وَعْدَ اللَّهِ لَا یُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ»(روم/6) ؛ «خدا این وعده را داده است؛ و خدا از وعده اش تخلف نمی کند، ولى بیشتر مردم معرفت و شناخت[نسبت به وفاى قطعى خدا در مورد وعده اش] ندارند.»
کلمه «حق» عبارت است از چیزی که اصل و واقعیت داشته باشد و خبر، مطابق آن واقعیت باشد. بنابراین، خبر خداوند مبنی بر این که معادی در پیش است حق بودنش به این معنا است که خلقت الهی به نحوی صورت گرفته است که جز با برگشتن موجودات به سوی او تام و کامل نمی شود. بنابراین، مقتضای تحقق وعده الهی، تحقق معاد است.
 
علیزاده - بخش اعتقادات تبیان


منابع:
1. جعفر سبح

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید