هر روز!
هر روز!

دو خدایی یعنی فساد - ادلّه توحید ادلّه توحید

دو خدایی یعنی فساد - ادلّه توحید ادلّه توحید

دو خدایی یعنی فساد - ادلّه توحید
ادلّه توحید
در  ادامه مطالب پیشین، به ادله توحید رسیدیم. به برخی از این ادله اشاره می کنیم:
1- امام صادق (ع) در پاسخ مرد زندیقی که منکر الوهیت حق بود بیانی دارند  که مرحوم فیض کاشانی دو برهان از آن استخراج می کنند (الشافی: 41 - 42):
اگر دو مبداء در جهان وجود داشته باشد، سه حالت متصور است:
‌أ. هر دوی آنها قوی هستند: باید یکی از آنها دیگری را مغلوب کند وگرنه در عالم فساد لازم می آید. اگر بیش از یک خدا در جهان وجود داشته باشد اراده های مشابه  زیادی در کار تدبیر جهان وجود می داشت و لازمه این امر تعارض اراده خدایان فرضی با هم است. تعارض اراده های گوناگون در اراده جهان مستلزم فساد است چرا که هیچ موجودی نمی توانست محقق شود. به همین دلیل است که قرآن کریم مى‏ فرماید:
«لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا » (انبیاء/22)
اگر خدایان متعدد غیر از ذات احدیت وجود مى‏داشت ‏آسمان و زمین تباه شده بودند.
بنابراین، نظم و هماهنگى مخلوقات، خبر از خداى واحد مى‏دهد و چون تنها یک نظم و هماهنگی بر جهان حاکم است و نظم دیگری وجود ندارد، بنابراین خدای دیگری نیز نمی تواند موجود باشد.
‌ب. یکی از آنها قوی و دیگری ضعیف است: همان که قوی تر است خداست.
‌ج. هر دو ضعیف هستند: هیچ کدام لایق خدایی نیستند.
در ادامه حدیث برهان دیگری آمده است. در این بیان حضرت می فرمایند؛ اگر قائل به دو خدا شویم:
 یا از هر جهت با هم اتفاق دارند: که یکی هستند و هیچ تمایزی میان آنها نیست.
یا با هم فرق دارند: اگر دو خدا باشد که با هم فرق دارند، آنگاه میان آن دو فضایی خالی وجود دارد که آن را "فُرجه" می نامیم. اگر دو خدای واجب الوجود  در جهان باشد پس فرجه میان آنها هم یک واجب الوجود است. به این ترتیب به جای دو واجب، سه واجب داریم که میان آنها باید دو فرجه باشد که در نتیجه به پنج خدا می رسیم و برای تحقق پنج خدا نیاز به نُه خدا و ....است. به این ترتیب اگر بپذیریم که دو خدا در عالم وجود دارد لازم است بپذیریم که بی نهایت خدا در عالم وجود دارد و این مستلزم قبول تسلسل است که همانطور که در مقالات پیشین توضیح دادیم تسلسل امری محال است.
2- اساساً محال است که خداوند مثل و مانند داشته‏باشد و در نتیجه به جاى یک خدا، دو خدا یا بیشتر داشته باشیم، زیرا تعدد، از خواص موجودات محدود است، درباره موجود نامحدود و مطلق، تعدد و کثرت معنى ندارد. انسان، درخت، میز، صندلی و ... هر کدام حدّ دارند یعنی می توان گفت این میز تا اینجاست و از این به بعد دیگر میز نیست بلکه صندلی است و .... اما چگونه می توان برای خدایی که نامحدود است و حدّ ندارد شریک در نظر گرفت؟ واجب الوجود صرف الوجود است و یک حقیقت صرف دارای تعدد و تکثر نمی تواند باشد. به عبارت دیگر، هیچ وجه و حیثیتی در عالم نیست که خدا نباشد تا ما بتوانیم غیرخدا را در آن تصور کنیم.
خداوند در همه اشیاء هست اما این بدان معنا نیست که با آنها ترکیب می شود یا حدّ آنها را به خود می گیرد. در بیانات حضرت امیر (ع) به محتوای بلند توحید بسیار اشاره شده است:
برای نمونه در نهج البلاغه (خطبه 1) می فرمایند: «مع کل شیءٍ لابمقارنه و غیر کلّ شیءٍ لا بمزایله»
در خطبه 177 می فرمایند: «قریب من الاشیاء غیرملامس، بعید منها غیرمبائن».
در خطبه 49 می فرمایند: «سبق فی العلوّ فلا شیء اعلی منه، و قرب فی الدنوّ فلاشیء، اقرب منه، فلا استعلائه باعده عن شیء من خلقه، و لا قربه ساواهم فی المکان به»
و در بیان مهم دیگری توحید را چنین تعریف می کنند: «توحیده تمییزه عن خلقه و حکم التمییز بینونة صفة لا بینونة عزلة» (نهج البلاغه، خطبه 177)
3- همانطور که یکی از ادلّه اثبات خداوند فطرت بود از دلایل توحید نیز به حساب می آید. خداوند فطرت همه آدمیان را با معرفت ‏خویش سرشته است و این معرفت پیشینی با اموری چون تذکر دادن پیامبران و مطالعه در اسرار خلقت‏به یاد آدمى مى‏آید. در این معرفت فطرى، معرفت‏به توحید و یگانگى خداوند نیز جاى گرفته است. خداوند خود را به ‏عنوان خداوند یگانه به آدمیان شناسانیده است و متعلق معرفت فطرى، خداى واحد است و ناگزیر تذکر و توجه به این معرفت فطرى، توجه به خداى یگانه است; چنان‏که در کتاب «توحید»به نقل از ابوهاشم جعفرى آمده است:
«از امام جواد علیه السلام پرسیدم: معناى واحد چیست؟ فرمود: آن که همگان بر یگانگى‏اش متفقند; هم چنان که خداوند عز و جل مى‏فرماید: و اگر از ایشان بپرسى چه کسى آسمان‏ها و زمین را آفریده است، بى‏گمان خواهند گفت: خدا .» (التوحید، ج 2، ص 83)
4- از دیگر ادله توحید نظم موجود در نظام هستى است. قرآن کریم آدمیان را به تدبر در آیات تکوینى فرا مى‏خواند تا از این گذر به آفریننده آیات و وحدت و یگانگى‏اش راه یابند:
«امن یبدا الخلق ثم یعیده و من یرزقکم من السماء و الارض االه مع الله قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین [. یا کیست] آن که خلق راآغاز مى‏کند و سپس آن را باز مى‏آورد و آن کس که از آسمان و زمین به شما روزى مى‏دهد؟ ! آیا معبودى باخدا است؟ ! بگو: اگر راست مى‏گویید، برهان خویش بیاورید .» (نمل/64)
گذر از نظام طبیعت به یگانگی خداوند متعال در بیانات حظرت علی (ع) به خوبی بیان شده است:
«اگر راه‏هاى تفکر را در پیش گیرى تا به ژرفاى تفکر خویش برسى، اندیشه‏ات تو را به یکتایى آفریدگار مى‏رساند; زیرا در خواهى یافت که آفریننده مورچه، همان آفریدگار نخل است و در خواهى یافت که همه موجودات ریز و درشت، لطیف و غلیظ و ضعیف و قوى همه در خلقت ، به‏سان یکدیگرند .» (نهج البلاغه، خطبه 185)
در حقیقت، هماهنگى موجودات جهان با یکدیگر، و دقت و استوارى خلقت، نشانه حاکمیت نیرویى یگانه بر جهان هستى است. وجود آثار و نشانه‏ها بر پدیدآورنده آ

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید