هر روز!
هر روز!

رابطه هایی عاری از محبت و تعهد دوستی های خیابانی

رابطه هایی عاری از محبت و تعهد 
 دوستی های خیابانی

رابطه هایی عاری از محبت و تعهد
دوستی های خیابانی ، عاری از شکوفایی محبت و عشق واقعی است و اگر هم به ازدواج برسد هیچ پشتوانه ای ندارد و جامعه را با مشکلاتی فراوانی رو به رو می کند.


این روزها افراد به به بهانه‌های مختلف دوستی و مراودات اجتماعی معمولی را جایگزین زندگی و ازدواج و تعهد کرده‌اند و کوهی از دلایل را هم به دنبال این تصمیم خود دارند و متاسفانه برخی از خانواده‌ها هم با بیان این مطلب که فرزندان را در انتخاب خود آزاد گذاشته‌اند، فرزندان خود را راهنمایی لازم نمی‌کنند.
در آغاز جوانی به علت بیداری غرایز و شدت حالات هیجانی ، گرایش دختران و پسران به دوستی با جنس مخالف بیش تر می شود.
 
داشتن دوست، اعتماد به خود را تأیید و تقویت و نیازهای عاطفی و احساسی را تا حدی تأمین می کند؛در صورتی که پیوند دوستی گسسته شود، شخص نسبت به ارزش های وجودی خود دچار شک و تردید می شود.
بعضی از پسران ، داشتن دوست دختر را نوعی محبوبیت ، قدرت اجتماعی و موفقیت برای خود محسوب می کنند و متقابلا برخی دختران ارتباط با پسران را نوعی جذابیت برای خود تلقی می کنند و متأسفانه اکثر قریب به اتفاق این دختران تصور می کنند که این دوستی ها به ازدواج منتهی می شوند. اصولاً تحول عاطفی دختران متفاوت از پسران است.
پسران نسبت به جنبه غریزی تخیلات خود غافل باقی نمی مانند، اما دختران در این دوستی ها معمولاً به دنبال عشق آرمانی و رمانتیک هستند.آنها این عشق را آسمانی و پاک می دانند و خیانت در آن را گناهی بخشش ناپذیر می شمارند.با این توصیف ، دوستی های دختر و پسر ایرانی کمی شباهت به دوستی موش و گربه دارد.
دکتر مجید ابهری، متخصص علوم رفتاری ، در مورد دوستی‌هایی که به ازدواج ختم نمی‌شوند می‌گوید:90 درصد دوستی‌های خیابانی، هوس آلود و بی هدف است. برقراری ارتباط عاطفی بین انسان‌ها، نیاز به زمان، شناخت و هماهنگی در زمینه‌های فرهنگی و اخلاقی دارد.
متأسفانه این دوستی ها بدون شناخت واقعی جنس مخالف و براساس هیجانات و احساسات سطحی و زودگذر شکل می گیرد. امروزه به خاطر الگوهای غلط تربیتی ناشی از فرهنگ ماهواره‌ای و ضعف تربیت خانوادگی فاصله گرفتن از ارزش‌های اخلاقی، کمرنگ شدن باورهای دینی، دور شدن از غیرت و شهامت اجتماعی، برخی از جوانان در خیابان‌ها به دنبال یافتن دوست هستند.دوستی که در خیابان پیدا شود، مناسب خیابان است و ارزش وابستگی عاطفی را ندارد. وی افزود: از آنجا که انتخاب‌ها در این گونه دوستی‌ها بر اساس معیارهای ظاهری و مادی است، زیبایی ظاهری، آرایش و پیرایش، مدل اتومبیل و ... معیارهای انتخاب دوست در خیابان‌ها هستند. برخی از دختران و زنان بر پیشنهادهای دوستی در خیابان توجهی نکرده و با نظر تمسخر به آن نگاه می‌کنند، گروه دیگر از دختران ساده اندیشانه تصور می‌کنند که احتمال دارد این دوستی‌ها به ازدواج ختم شود، در حالی که زن یا شوهری که در خیابان پیدا شود، در خیابان نیز از دست می‌رود. بنابراین پایان تلخ و غم انگیز اینگونه دوستی‌ها را می‌توان در صفحات حوادث و اخبار جنایت ها و آزارهای جنسی و تجاوزها دید.
وی تصریح کرد:متاسفانه با توجه به اینکه اکثریت پسران و مردان از دوستی خیابانی هدفی جز مسایل جنسی ندارند، باز تعدادی از دختران فریب زبان چرب و نرم و دروغ های آنها را می خورند و به دام این گونه افراد سقوط می‌کنند؛
در حالی که این اعمال برخلاف تصور او و دیگران، بیانگر آزادی زن نیست و سرانجام آن ، پشیمانی و از دست دادن سلامت تن و روان خواهد بود.
آسیب های اجتماعی، تربیتی و روانی چنین دوستی هایی بیشتر متوجه دختران است اعتیاد، بی آبرویی، قتل های فجیع، خود فروشی، افسردگی، فرار از خانه، آزار والدین و مهم‌تر از هم از دست دادن هویت و اصالت و شخصیت از اولیه ترین و اصلی‌ترین نتایج دوستی‌های خیابانی هستند و دختر ، اگر یک نمونه چنین دوستی با جنس مخالف را تجربه کند، تا پایان عمر ، شان و حرمت خویش را از دیدگاه خانواده و جامعه از دست می دهد و برچسب ناشایست بودن را با خود حمل می کند و آثار سوء این تجربه منفی پس از ازدواج هم به نوعی در زندگی اش نمایان می شود.
زمانی که خانواده و جامعه نقش اساسی خود را جهت یاری دادن به نسل جوان برای یافتن هویت سالم، مثبت، پویا و سازنده به خوبی ایفا نکنند، نسل جوان با آشفتگی هویت و خلاء وجودی مواجه می شود و برای کاهش اضطراب و رهایی از بحران هویت و سرگشتگی، به این دوستی ها تن می دهد.جوان در تصور و توهم خویش، از طریق دوستی با جنس مخالف ، می خواهد به آرامش برسد.
ناتوانی خانواده و جامعه در پاسخگویی صحیح و به موقع به نیازهای اساسی نسل جوان عامل دیگری جهت شکل گیری دوستی های خیابانی است. امنیت، احترام، محبت و مورد توجه قرار گرفتن از جمله نیازهای روانی انسان است که متأسفانه به دلیل سرگرم شدن خانواده ها و جوامع به فراهم ساختن امکانات اقتصادی، این دو نهاد انسان ساز از هنر عشق ورزیدن و احترام گذاردن به نوجوانان محروم می شوند.

عامل دیگر، فقر فرهنگی و نشناختن هویت واقعی جنس مخالف است؛ شاید این عامل محصول نشناختن قدر خویشتن توسط دختران جوان باشد. دختران اگر به قداست، ارزش ، اهمیت و کرامت خویش واقف شوند و در مورد جنس مخالف ، رفتاری توام با متانت و بزرگ منشی و بی اعتنایی داشته باشند و به سادگی در برابر خواسته های جنس مخالف تسلیم نشوند، فرصتی برای انحراف به وجود نمی آید.گزارش ایسکانیوز می افزاید،عده ای متاسفانه برای دفاع از حقوق زنان خیابانی، این تفکر غلط را تبلیغ می کنند که فقر اقتصادی ریشه این معضل اجتماعی است؛ اما به نظر می رسد فقر و ضعف فرهنگی بنیاد اصلی این معضل باشد ؛ زیرا برخی از این عناصر اجتماعی نه تنها فقر اقتصادی را لمس نکرده اند بلکه کمابیش از رفاه اقتصادی و امکانات فراوان برخوردار بوده اند ، نگرش آنها نسبت به وجود انسانی خود حقیرانه و پست است.
در مقابل، ب

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید