هر روز!
هر روز!

رمان عاشقانه گل و سکه و ماه طولانی ترین رمان ایرانی

رمان عاشقانه گل و سکه و ماه طولانی ترین رمان ایرانی

رمان عاشقانه گل و سکه و ماه طولانی ترین رمان ایرانی
در کمال تعجب!
به گزارش : « گل و سکه و ماه« رمانی است سه جلدی که قریب به 1300 صفحه دارد و در قیمت 60 هزار تومان چاپ شده. این رمان دومین کتاب مشترک خانم ها عاطفه منجزی و معصومه بهارلویی است. آنها جزو اولین نویسندگان ایرانی هستند که تجربه نوشتن رمان آنلاین را از سر گذرانده اند...
«گل و سکه و ماه« رمانی است سه جلدی و قریب به 1300 صفحه که دو مؤلف دارد. خانم ها عاطفه منجزی و معصومه بهارلویی این رمان را به شکل آنلاین و در طول یک چت طولانی چندماهه با هم نوشته اند. آنها هر کدام پیش از این رمان هایی نیز داشته اند که به چاپ های متعدد رسیده. با توجه به اینکه بازار کتاب و کتابخوانی روزبهروز اوضاع اسفناک تری پیدا می کند و تیراژ کتاب ها هر سال با افت مواجه است، در این گفت و گو برایم جالب بود بپرسم رمانی با این تعداد صفحه آیا به فروش خواهد رفت؟ پاسخ هایی که شنیدم دور از ذهن نبود اما مطمئناً برای شما شنیدنی خواهد بود. مسئله بعدی نگارش دو نفرِ یک رمان بود. در خارج از ایران این اقدام گرچه بسیار اندک شکل گرفته اما سابقه دارد که به عنوان مثال می توان به رمانهای مشترک سرشناس « الری کوئین« (نویسنده رمانهای جنایی) اشاره کرد. البته این کار در ایران سابقه طولانی ندارد و رمان « علائم حیاتی یک زن« (تألیف مشترک فرزانه کرمپور، الدن نیکنام و مهناز رونقی) از جمله آنهاست که چند سال پیش منتشر شد. عاطفه منجزی و معصومه بهارلویی هم پیش از انتشار رمان سه جلدی « گل و سکه و ماه«، رمان مشترک دیگری هم داشته اند با عنوان « شبچراغ« که در نمایشگاه کتاب سال گذشته به چاپ دوم رسیده. اما درباره مضمون رمان « گل و سکه و ماه« باید گفت، ماجرا حول محور شخصیتی با نام فرخ می گردد و سه دوره زندگی آدمهای مختلف را روایت می کند که یک دوره 50 ساله را در بر می گیرد. به همین دلیل نیز با عنوان جلدهای « گل«، « سکه« و « ماه« نامگذاری شده است. منجزی متولد 1345 است و ساکن غرب تهران و معصومه بهارلویی نیز ساکن استان البرز. در این گفت و گو از آنها پرسیدم چطور به تألیف رمان مشترک رسیدند و بعد جغرافیایی را چطور جبران کردند. مهم تر از آن اینکه در چنین بازاری آیا رمانی با این تعداد صفحه فروش دارد؟ جوابهای جالبی شنیدم....
رمان عاشقانه گل و سکه و ماه طولانی ترین رمان ایرانی : رمان عاشقانه گل و سکه و ماه طولانی ترین رمان ایرانی
: رمان عاشقانه گل و سکه و ماه طولانی ترین رمان ایرانی
چطور با هم آشنا شدید و خانم بهارلویی رشته تاریخ خوانده و من حسابداری. روزنامهنگاری را هم در هند خواندم. وقتی به این کچه چیزی باعث شد به تألیف رمانهای مشترک برسید؟
منجزی: ما هر دو در یک نشر همکار بودیم. شور رفته بودم هر از چند گاهی با هم مکاتبه داشتیم و دوستیمان ادامه داشت. سه سال قبل که از هند برگشتم طی گفت و گویی به این نتیجه رسیدیم بیاییم و کاری مشترک بنویسیم. ایده ما این بود که در یک کار مشترک می توانیم از نظرات هم استفاده کنیم و کمبودهای هم را جبران کنیم. بنابراین « شبچراغ« را منتشر کردیم که در نمایشگاه کتاب سال گذشته به چاپ دوم هم رسید.
باید ملاقاتهای زیادی با هم تنظیم کرده باشید؟ برای نوشتن رمانی بالای هزار صفحه که تألیف مشترک هم هست، لابد بارها همدیگر را دیده اید و قرار گذاشته اید و....
منجزی: نخیر. بنده ساکن غرب تهران هستم و خانم بهارلویی ساکن رودهن. ما برای اینکه بعد مسافت را جبران کنیم، آمدیم و رمانمان را در چت آنلاین نوشتیم. یعنی سر ساعت هایی قرار می گذاشتیم، هر دو پشت دستگاه می نشستیم و با هم رمان را جلو می بردیم. تازه خانم بهارلویی آن زمان اینترنت دایلآپ داشت و گاهی بارها قطع و وصل می شد و از حس کار و فضای رمان دور می افتادیم. حتی می شد که نیم ساعت پشت لپ تاپ می نشستم منتظر که خانم بهارلویی وصل شود یا او منتظر می ماند تا من به کارم برسم و برگردم. بهارلویی: ما هر دو هم بچه دار هستیم و گاهی بین کار پیش می آمد که باید به کارهای خانه و خانواده رسیدگی می کردیم. این مشکلات هم بود.
چرا آن قدر زیاد؟ رمان شما 1245 صفحه است و 60 هزار تومان قیمت دارد. واقعاً جرأت می خواهد در این بازار کمرونق کتاب و نشر ایران، رمانی با این حجم چاپ کردن. توقع دارید فروش داشته باشد؟
بهارلویی: ما هر دو تجربه کتاب داریم. رمان « مجنونتر از فرهادِ« من تقریباً 1500 صفحه است و در حال حاضر به چاپ ششم رسیده. خانم منجزی هم همین طور. رمان « قله قاف« ایشان هم 1200 صفحه است و تجدید چاپ داشته. منجزی: تازه ما قبل از چاپ رمان « گل و سکه و ماه«، « شبچراغ« را هم نوشته بودیم که تقریباً 1300 صفحه است. این رمان عید سال درآمد و در نمایشگاه کتاب سال به چاپ دوم رسید. ما هر دو خوانندگانی داریم که با کتاب هایمان آشنا هستند و آثارمان را دنبال می کنند. بنابراین احتمالاً این رمان هم در نمایشگاه کتاب امسال به چاپ بعدی می رسد. بهارلویی: البته قرار نبود قیمت کتاب این مقدار باشد. یعنی قرار بود کتاب در دو جلد چاپ شود که خب طبیعتًا قیمت پایین تری هم پشت جلد آن می خورد اما چون رمان، سه برهه تاریخی را روایت می کند بنابراین اصرار داشتیم که در سه جلد چاپ شود و برای همین قیمت آن بیشتر می شد.
چطور دو نفری می نوشتید؟ یک مقدار درباره نوشتن آنلاین بگویید. می خواهم بدانم چطور به شکل آنلاین و با هم این رمان را نوشته اید؟
منجزی: در طول چت می نوشتیم. یعنی مثلاً من می نوشتم « فرخ وارد شد، پایش را بر زمین کوبید و فریاد زد« و خانم بهارلویی دیالوگ فرخ را می آورد.
خب این وسط یکی ممکن است با آن یکی مخالف باشد.
بهارلویی: ما آن قدر شناخت از هم داشتیم و می دانستیم در جلو رفتن رمان به مشکل برنخواهیم خورد. واقعاً هم نظر بودیم.
یعنی هیچ اختلاف نظری وجود نداشت؟
منجزی: شاید کلاً در طول نوشتن این رمان یک بار اختلاف نظر پیدا کردیم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید