مسیر سبز
مسیر سبز

زنگ خطر لباس‌های 550 تومانی به صدا درآمد! خبرگزاری فارس:

زنگ خطر لباس‌های 550 تومانی به صدا درآمد!
خبرگزاری فارس: همه رقم لباس، 550 تومان. تند تند کیسه خریدش را پر از لباسهای دست دوم می کند و می گوید: بابا در این بی پولی و گرانی 550 تومان چه می دهند؟ پول آدامس هم نمی شود چه برسد به لباس.

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس:گذشتی، این خیابان پر از مغازه های مختلف بود با تنوع کالایی بسیار. حالا دیگر کم کم این خیابان بوی کهنگی و مواد تند شیمیایی به خود گرفته است. بیشتر مغازه های آن از شرکت خدمات بار هوایی گرفته تا کیف و کفش و... تغییر شغل داده اند و  به فروش و عرضه لباسهای تاناکورا روی آورده اند.

 روزهای چهارشنبه و پنج شنبه هر هفته، این مغازه ها برای خودشان بروبیایی دارند. گلچینی از لباسها و کفشهای خارجی را عرضه می کنند که در آستانه نوروز و فصل تازگی، مشتریان کهنه طلبی را جذب می کنند که یا گرانی آنها را به این سمت کشانده یا عشقِ برند و لباسهای مارکدار.

چرخی در این مغازه ها که می زنی، با خیلی چیزها آشنایی می شوی، از ماجرای تجارت لباسهای دست دوم گرفته تا ماجرای قدرت خرید برخی در رهگذر تورم پرشتاب.

* ماجرای لباسهایی که در ایران پایتخت دارند

برخی مهاباد را پایتخت لباسهای تاناکورا یا لباس های دست دوم می دانند. شهری که اکنون مرکز خرید و فروش این لباسهاست و از گوشه کنار ایران، برای خریدهای جزیی و عمده به آن رو می آورند، چه بازار تاناکورای جدید و چه قدیم. البته این نوع بازارها اکنون در شهرهای مختلف دیگر آذربایجان غربی از ارومیه، اشنویه و پیرانشهر و... پررونق شده اند و مراکزی در دیگر شهرهای کشور پیدا کرده اند.

پیش تر این لباسها از طریق مرز پاکستان وارد سیستان و بلوچستان و بعد از طریق ایرانشهر وارد بازار مهاباد می شد و اکنون قاچاق این کالاها از طریق عراق و ویژه اقلیم کردستان عراق آن صورت می گیرد.

گویا در گذشته لباسهای دست دوم به طور رایگان و در قالب امور خیریه به کشورهای جهان سوم و از جمله ایران وارد می شد و اکنون، با سودآوری واردات یا به تعبیر بهتر قاچاق این کالاها، دیگر برای خودش تجارت پرسودی شده است. گویا روزانه به طور متوسط180 تن توسط ده ها دستگاه تویوتا از عراق وارد بانه در کردستان و شهرهای مرزی می شود و فروشندگان لباسهای دست دوم با مراجعه به این شهرها بار خود را که در اصطلاح بازار به آن "عدل " می گویند خریداری می کنند. ظاهراً خریداران این نوع لباسها، تا قبل خرید حق وارسی آن را نیز ندارند.

* از بازار مهاباد تا انبار

از فروشنده یکی از مغازه های فروش لباس دست دوم در خیابان آذربایجان تهران، وقتی از چگونگی ورود این لباسها به ایران می پرسم، می گوید: این لباسها از کشورهای اروپایی ، آمریکا و کانادا و همینطور از کشورهایی آسیایی مانند ژاپن، چین و کره وارد کشور ما می شوند. مهم این است که این لباسها از مرز عبور کنند، بعد وارد بازار مهاباد می شوند و ما جمعه ها یا پنج شنبه ها به خرید آنها اقدام می کنیم. آنها را می آوریم و در انبار نگهداری می کنیم و بعد به تدریج آنها را می فروشیم.

سئوال می کنم، یعنی این لباسها قاچاق می شوند، گویا ورود آنها به کشور جرم است؟ می گوید: قاچاق که نه. ولی به هر صورت وارد ایران می شوند. بعد ادامه می دهد: ورود آنها جرم نیست، اگر جرم بود که بازار نداشت و ما هم آنها را نمی فروختیم.

می پرسم، این لباسها چطور از هم تفکیک می شوند؟ می گوید: ما لباسها را یکجا می خریم و می آوریم و بعد آنها را تفکیک می کنیم. بعد از دسته بندی آنها را برای اتو می دهیم و می فروشیم.

سئوال می کنم آنها را ضدعفونی هم می کنید، می گوید: نه، همان شرکتهایی که اینها وارد ایران می کنند، همانها آن را ضدعفونی و تمیز می کنند.

می پرسم، شنیده ام به برخی از این لباسها مارکهای تقلبی نصب می شود، این مسأله درست است؟ اخمهایش را در هم می کشد و می گوید: نخیر، این لباسها هم اورجینال درجه 2 هستند و مستقیم از کشورهای خارجی وارد می شوند.

از فروشنده دیگری در همین خیابان می پرسم، خود شما هم این لباسها را می پوشید، می گوید: همین لباسی که تن من است، از همین لباسهاست.

می پرسم، تعداد مغازه های فروش این لباسها زیاد شده چرا، می گوید: وضع اقتصادی مردم و استقبال آنها از این لباسها عمده دلیل این مسأله است. البته بعضی ها هم علاقمند به لباسهای مارکدار با قیمتهای پایین هستند.

به سراغ یکی از مشتریان می روم، از خانمی که ظاهراً خود لباسهای مندرس به تن دارد می پرسم، این روسریها که می خرید، آلودگی ندارند؟ می گوید: نه. چه آلودگی . آنها را با پودررختشویی می شویم و آن را جلوی آفتاب می گذارم. تا الان هم که استفاده کرده ام هیچ مشکلی نداشتم.

می پرسم چرا دست دوم؟ پاسخ می دهد: هم به خاطر قیمت آن و همه به خاطر خارجی بودنش.

* 550 تومان آدامس هم نمی دهند

وارد مغازه ای بزرگ در خیابان آذربایجان تهران می شوم، لباسهای روی میز بسیار ارزان قیمت تر از بقیه هستند. روی برخی میزها قیمت انواع لباس 550 تومان است و روی برخی دیگر 2800 تومان. خانمی که به لحاظ ظاهری و آرایش حسابی به خود رسیده، کیسه خریدش به دست، پای میز لباسهایی ایستاده که قیمت آنها 550 تومان است. می گویم 550 تومان؟ پاسخ می دهد: بله خیلی ارزان و  خوب است. پول یک آدامس هم نیست. می گویم: چرا اینقدر ارزان است، ممکن است مشکل خاصی داشته باشند؟ می گوید: نه چه مشکلی. خیلی هم خوب است. شما هم بخرید.

می پرسم خیلی وقت است از اینجا خرید می کنید؟ به نظرتان چرا اینقدر مغازه های فروش لباسها زیاد شده؟ می گوید: من زیاد برای خرید این لباسها اینجا می آیم. مردم زیادی را هم می بینم، بیشتر آنها از نداری برای خرید می آیند. دیگر کسی زورش نمی رسد لباسهای گران بگیرد. اصلا این روزها ب

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید