هر روز!
هر روز!

سرنوشت جنازه علیرضا پهلوی یکم چه شد؟ : سرنوشت جنازه

سرنوشت جنازه علیرضا پهلوی یکم چه شد؟ : سرنوشت جنازه

سرنوشت جنازه علیرضا پهلوی یکم چه شد؟
: سرنوشت جنازه علیرضا پهلوی یکم چه شد؟
یران :علیرضا پهلویی در ۶ آبان ۱۳۳۳ درست در زمانی که شایعه ولیعهدی او (به دلیل بچه دار نشدن شاه و ثریا اسفندیاری) بر سر زبان ها بود، در یک سانحهٔ هوائی کشته شد.
بنا به گزارش : علیرضا پهلویی پنجمین یا ششمین فرزند و دومین پسر و آخرین فرزند رضا شاه پهلوی و تاج الملوک آیرملو و برادر تنی محمدرضا شاه پهلوی در ۱۲ فروردین سال ۱۳۰۱ خورشیدی به دنیا آمد. مدتی در تهران و لوزان سوییس تحصیل کرد و در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۱۵ به ایران بازگشت و وارد دانشکده افسری شد. او در سال ۱۳۲۰ از این دانشکده فارغ التحصیل شد و به همراه پدر به تبعیدگاهش در سن موریس رفت و تا زمان مرگ در کنار او بود.
او در سال ۱۳۲۳ وارد ارتش فرانسه شد و تا سال ۱۳۲۶ در آنجا خدمت کرد و سپس به ایران بازگشت. علیرضا در ایام خدمت در فرانسه با دختری لهستانی تبار به نام کریستیان شولوسکی ازدواج کرد و از او صاحب پسری به نام علی پاتریک پهلوی شد، ولی دربار ایران این ازدواج را به رسمیت نشناخت و بنابراین همسر و فرزند شاهپور علیرضا در پاریس زندگی می کردند.
در ۳۰ آبان ۱۳۳۲ علیرضا پهلویی به سمت ریاست انجمن ورزشی ارتش منصوب گردید.
علیرضا پهلویی در ۶ آبان ۱۳۳۳ درست در زمانی که شایعه ولیعهدی او (به دلیل بچه دار نشدن شاه و ثریا اسفندیاری) بر سر زبان ها بود، در یک سانحهٔ هوائی کشته شد. وی در کوه های اطراف روستایی در استان مازندران به نام لاشک سقوط کرد و جان خود را از دست داد. رویدادهای پس از مرگ
پس از مرگ وی، پسرش علی پاتریک را به ایران آوردند و تحت سرپرستی دربار قرار دادند. علی که عمویش محمدرضا پهلوی را بانی مرگ پدرش می دانست، به حرکات مسلحانه روی آورد. پس از اینکه دوستان همفکرش کاترین عدل (دختر پروفسور یحیی عدل) و همسر وی بهمن حجت در در درگیری با ساواک کشته شدند، او نیز مدتی زندانی شد ولی با پا در میانی مادر بزرگش تاج الملوک آیرملو آزاد و به کلاله تبعید شد. او پنج سال پس از انقلاب به آمریکا رفت و در همان جا ماندگار شد. سرنوشت علیرضا پهلوی یکم سال ۱۳۳۳ هجری شمسی را باید یکی از سال های پررمز و راز حکومت پهلوی دانست و به یقین مورخان در آینده وقتی به سال ۱۳۳۳ نگاه کنند، این سال را که در پی خاموشی آتش سال های منتهی به ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آمد، سالی پر از اما و اگر خواهند دانست. سال ۱۳۳۳ پر از حوادث تلخی است که طناب دیکتاتوری محمدرضاشاه را- آن گونه که او می خواست- بر گرده این ملت سفت کرد. انتخابات مجلس هجدهم، آن گونه که شاه می خواست در روزهای پایانی سال ۱۳۳۲ برگزار شد و ۱۳۶ نماینده با چینشی که شاه دنبال آن بود، ترکیب مجلس هجدهم را تشکیل دادند. در ۲۲ اسفندماه سال ۱۳۳۲ دکتر حسین فاطمی در یکی از خانه های تجریش دستگیر شد و این خبر خوشی برای شاه بود. در نوزدهم فروردین سال ۱۳۳۳ اولین محاکمه دکتر مصدق در دادگاه تجدید نظر در باشگاه پادگان قصر به ریاست تیمسار سرتیپ جوادی برگزار و در نهایت در ۲۳/۲/۱۳۳۳ به سه سال زندان محکوم شد. بزرگ ترین دشمن شاه با دادگاهی فرمایشی به دهکده احمدآباد تبعید شد. هرچند ۲۰ روز بعد دکتر صدیقی و مهندس رضوی و دکتر شایگان به قید کفالت آزاد شدند اما در تاریخ ۱۷/۷/۱۳۳۳ دکتر فاطمی به اعدام محکوم شد. شش نفر از افسران حزب توده که قبلاً دستگیر شده بودند، در تاریخ ۸/۸/۱۳۳۳ تیرباران شدند. ۱۱ روز بعد دکتر فاطمی نیز تیرباران شد. اما حادثه یی که تاکنون زوایای آن روشن نشده است، مرگ به اصطلاح شاهپور علیرضا تنها برادر تنی محمدرضاشاه در تاریخ ۱۱/۸/۱۳۳۳ است. دربار که آن همه اعدام و محاکمه و سرکوب را در کارنامه خود داشت و همه این موارد را راز موفقیت خود بعد از کودتای ۲۸ مرداد می دانست و باور داشت که قدرت به خانواده پهلوی آن گونه که رضاشاه می خواست، برگشته است، با حادثه یی روبه روشد که در غوغای اعدام افسران حزب توده و تیرباران دکترسیدحسین فاطمی گم شد. شاید به نگاهی دیگر، شاه مرگ یا کشتن یا کشته شدن علیرضا پهلوی تنها برادر تنی خود را بهترین خبری می دانست که در انبوه خبرهای مربوط به شکست نهضت مردم گم می شد، هرچند این ذهنیت نیز قوت دارد که علیرضا پهلوی باید از بین می رفت. شاه که رقبای دیگر جبهه ها را سرکوب کرده بود، باید خیالش از دربار نیز راحت می شد و به همین اعتبار تنها برادر تنی خود را درست در بحبوحه خبرها از بین برد. قضاوت در این مورد نیاز به بررسی دقیق اسناد و مدارک دارد که اگر موجود باشد نقش علیرضا پهلوی در وقایع ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به نفع برادرش انکارناپذیر است و ظاهراً سهم خواهی وی باعث شد حیات سیاسی او هم در آن لحظات پرخوف و خطر بسته شود و کسی یارای سوال نداشته باشد. منطقه گرگان با اراضی حاصلخیز خود همانند دیگر نقاط مازندران از روزی که رضاشاه به قدرت رسید مورد توجه این خانواده بود. علیرضا پهلوی نیز در گرگان مزرعه یی شخصی داشت که هر هفته با هواپیمای یک موتوره سبک به قصد سرکشی به اراضی خود عازم گرگان می شد. روز نهم آبان ماه سال ۱۳۳۳ یعنی چهار روز بعد از رژه به اصطلاح جشن های چهارم آبان- تولد محمدرضاشاه- قرار بود علیرضا هم از رژه ارتش سان ببیند و به همین قصد به اتفاق سرگرد مهاجر افسر خلبان ساعت پنج بعدازظهر روز قبل از گرگان به قصد تهران حرکت کرد. می گویند برج مراقبت فرودگاه مهرآباد تهران از حرکت علیرضا بی خبر بود. زمانی که فردای آن روز با تلگراف فرودگاه گرگان، از حرکت روز قبل هواپیمای علیرضا پهلوی باخبر شدند، موضوع به ستاد نیروی هوایی و متعاقب آن به محمدرضاشاه اطلاع داده شد. ساعت پنج بعدازظهر روز هشتم آبان ماه تا ساعت ۵/۹ صبح نهم آبان ماه جزء ساعات پرراز و رمز زندگی علیرضا پهلوی است. برادر شاه با هواپیما فرودگاه گرگان را ترک کرده و فرودگاه مقصد یعنی مهرآباد باخبر نشود؟ یک ساعت بعد یعنی ۱۶ ساعت پس از پرواز علیرضا پهلوی هواپیماهای اکتشافی به سرپرستی احمد شفیق - شوهرخواه

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید