هر روز!
هر روز!

سفید و سیاه در حادثه عاشورا «حادثه عاشورا و تاریخچه

سفید و سیاه در حادثه عاشورا «حادثه عاشورا و تاریخچه

سفید و سیاه در حادثه عاشورا
«حادثه عاشورا و تاریخچه کربلا دو صحنه دارد. یک صحنه سفید و نورانی و یک صفحه تاریک، سیاه و ظلماتی که هر دو صفحه اش یا بی نظیر یا کم نظیر.
اما صفحه سیاه و تاریکش از آن نظر سیاه و تاریک است که در آن فقط جنایت بی نظیر و یا کم نظیر می بینیم یک حساب کردم و ظاهراً در حدود بیست و یک نوع پستی و لثامت در این جنایت دیدم و خیال نمی کنم در دنیا چنین جنایتی پیدا بشود که تا این اندازه تنوع داشته باشد… قهرمان حادثه در این نگاه (سیاه) یزد بن معاویه است. عبیدالله بن زیاد، عمر سعد است، شمر بن ذی الجوشن و خولی و یک عده دیگر است…
اما آیا تاریخچه عاشورا فقط همین یک صفحه است؟ آیا فقط رثاء است؟  فقط مصبیت است … این تاریخچه یک صفحه  دیگر هم دارد که قهرمان آن صفحه، حسین است … حماسه است. افتخار و نورانیت است. تجلی حقیقت و انسانیت است. تجلّی حق پرستی است، این صفحه را که نگاه می کنیم، می گوییم بشریت حق دارد به خودش ببالد (حماسه حسینی، ج 1،  ص 19 و 20)
«چرا باید حادثه کربلا را همیشه از نظر صفحه سیاهش مطالعه کنیم و چرا باید همیشه جنایت های کربلا گفته شود؟ چرا همیشه حسین بن علی از آن جنبه ای که مورد جنایت جانیان است مورد مطالعه ما قرار گیرد؟… چرا صفحه نورانی این داستان را کمتر مطالعه می کنیم. در حالی که جنبه حماسی این داستان صد برابر بر جنبه جنایی آن می چربد …
حسین را یک  روز کشتند و سر او را از بدن جدا کردند، اما حسین که فقط این تن نیست، حسین… بعد از مرگش زنده تر می شود،… مرده حسین از زنده حسین (برای دشمنانش) مزاحم تر است. تربت حسین کعبه صاحبدلال است. زینب هم به یزید همین را گفت. گفت اشتباه کردی،… نمی توانی برادر مرا بکشی و بمیرانی،… او نمرد بلکه زنده تر شد….(بعداً دشمنان] دیدند عجب قبر حسین هم مصیبتی برای ما شده است. تصمیم گرفتند قبرش را از بین ببرند، قبرش را خراب کردند… بطوری که احدی در آن سرزمین نفهمد که قبر حسین در کدام نقطه بوده است، اما مگر شد؟ روی آوردن مردم به آن بیشتر هم شد… (همان- ص 20 و 21) تأکید بر صفحه سیاه حادثه عاشورا موجب شده که در بسیاری موارد صرفاً جنایت ها و لثامت ها و دشمن طرح و تکرار شود و مظلومیت و کشته شدن امام و یارانش. در حالیکه صفحه و نورانی باید بیشتر تبیین شود. و تکرار شود. گریه بر حسین بن علی (علیه السلام) باید باعث رشد روحیه عدالت خواهی، مبارزه با ستم و ستمگران، و رشد روحیه آزادی خواهی و عزت نفس و کرامت و شرافت انسانی بشود.
صفحه نورانی عاشورا، «نمایشگاهی است از عظمت و علّو بشریت، از رفعت بشریت، نمایشگاه معالی و مکارم انسان نیت است. سراسر حماسه است . عظمت و شجاعت و حق خواهی و حق پرستی در آن موج می زند…» (همان- 26) در دسته های سینه زنی و مراسم و مجالس سوگواری در ایام محرم باید بر این صفحه نورانی توجه و تأکید شود تا فرهنگ ناب عاشورایی جای فرهنگ خود محوری و سکوت در برابر ظلم و ظلم پذیری و ستمگری شده و جامعه جوان ما در گردونه مهلک فرهنگ دشمنان دین و قرآن و اسلام گرفتار نشود.
درس های قیام حسینی
قیام سالار شهیدان حسین بن علی (علیه السلام) آثار و برکات ماندگاری دارد که ذیلاً به اصلی ترین آنها تاکید می شود.
1- اصلاح و احیاء تفکر دینی مرم و دمیدن روح تازه بر امت اسلامی. « حسین بن علی به نام یک نفر مصلح و اصلاح طلب که باید در امت اسلام اصلاح ایجاد کرد. قیام کرده به مردم عشق و ایده آل داد، رکن اول حماسه زنده شدن یک قوم همین است. ملتی شخصیت دارد که حسن استغفا و بی نیازی در او باشد… همین درس استغفا بود که بعدها روحیه استغفا به وجود آورد و چقدر قیام ها و نهضت ها به وجود آمد! حسین بن علی درس غیرت به مردم داده درس تحمل و بردباری به مردم داد، درس تحمل شداید و سختی ها به مردم داد. اینها برای ملت مسلمان درس های بسیار بزرگی بود، پس اینکه می گویند حسین بن علی چه کرد و چطور شد که دین اسلام زنده شد، جوابش همین است که حسین بن علی روح تازه دمید، خون ها را به جوش آورد، غیرت ها را تحریک کرد. عشق و ایده آل به مردم داد. … درس صبر و تحمل و بردباری و مقاومت و ایستادگی در مقابل شداید به مردم داد، ترس را ریخت، همان مردمی که تا آن مقدار می ترسیدند تبدیل به یک عده مردم شجاع و دلاور شدند.
این داستان معروف است می گویند: نادر در یکی از جنگ هایش سربازی را دید که فوق العاده شجاع و دلیر بود و از شجاعت و دلاوری او اعجاب می کرد. یک روز او را خواست، گفت: تو با این شجاعت و دلاوری است، آن روزی که افاغنه ریختند به اصفهان غارت کردند و کشتند کجا بودی؟ گفت: من اصفهان بودم گفت: تو اصفهان بودی و افاغنه آمدند و آن همه جنایت کردند؟ گفت: بله بودم گفت: پس آن روز شجاعتت کجا بود؟ گفت: آن روز نادری نبود، مقداری از شجاعتی که امروز من دارم از روحیه نادر دارم، تو را که می بینم غیرت من تحریک می شود، شجاع و دلیر و دلاور می شوم». (همان ص 47 و 48)
زنیب (س) قبل و بعد از عاشورا
در حماسه حسینی آن کسی که در فرآیند آموزش و پرورش عاشورا درس حسینی را بیش از همه آموخت و بیش از پیش در مسیر تعالی و بالندگی قرار گرفت و عظمت و عزت بیشتر یافت. زینب (س) بود. " راستی که موضوع عجیبی است: زینب با آن عظمتی که اول داشته است و آن عظمت را در دامن زهرا (س) و از تربیت علی (علیه السلام) به دست آورده بود. در عین حال زینب بعد از کربلا یا زینب قبل از کربلا متفاوت است. یعنی زینب بعد از کربلا یک شخصیت و عظمت بیشتری دارد. ... در شب عاشورا زینب یکی دو نوبت حتی نمی تواند جلوی گریه اش را بگیرد. یک بار آنقدر گریه می کند که بر روی دامن حسین بیهوش می شود و حسین (علیه السلام) با صحبت های خودش زینب را آرام می کند: ... خواهر عزیزم مبادا وساوس  شیطانی بر تو مسلط بشود و حلم را از تو برباید، صبر و تحمل را از تو برباید. وقتی حسین به زینب می فرماید که چرا این طور می کنی. مگر تو شاهد و ناظر وفات جد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید