هر روز!
هر روز!

عاقبت ازدواج اقایون   عاقبت ازدواج اقایون شیر

عاقبت ازدواج اقایون   
 عاقبت ازدواج اقایون 
 شیر

عاقبت ازدواج اقایون
 
عاقبت ازدواج اقایون
شیر یه روز تصمیم گرفت با نامزدش ازدواج کنه
در وسط جشن و در گردهمایی با شکوه شیر ها به مناسبت این واقعه مهم
.
موش کوچکی با احتیاط زیاد راهی برای خودش پیدا کرد و روبروی داماد وایساد و با صدای رسا و لرزان!! گفت " داداش عزیز ازدواج تو رو تبریک می گم و برای داداش گنده ای مثل تو آرزوی خوشبختی دارم"
یکی از شیر های میهمان غرید که" موش فسقلی تو چطور به یه شیر می گی داداش؟"
.
موش با احتیاط و به آرامی گفت " با اجازه تو داداش عزیز منم قبل از ازدواج شیر بودم!!"

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید