مسیر سبز
مسیر سبز

فرزند کمتر، کلاسِ بیشتر! خبرآنلاین: هشدار نسبت به خطرات

فرزند کمتر، کلاسِ بیشتر!
خبرآنلاین:  هشدار نسبت به خطرات تحدید نسل و لزوم لغو سیاستهای کنترل جمعیت، بحث تازه ای نیست اما از موضوعاتی است که زمان زیادی میخواهدتا جا بیفتد و ویرانه‌های قبلی را دوباره بنا کند.

 این هشدارها پس از ارائه آمارهای مختلف و تکان دهنده از کاهش نرخ زاد و ولد آغاز شد. آن طور که سازمان ملل اعلام کرده، ایران شدیدترین کاهش نرخ زاد و ولد رادرمیان کشورهای منطقه به خوداختصاص داده است. طبق اعلام این سازمان، انتظار میرود در سال 2030 نرخ زایمان به ازای هر زن ایرانی به 1.9 برسد که این نرخ پایینترین عدد در خاورمیانه و شمال آفریقا خواهد بود.

آغاز سیاستهای کنترل جمعیت و تنظیم خانواده در ایران به سالهای دهه 30 برمی گردد. این سیاستها در دهه چهل هم پیگیری شد اما در سالهای پایانی دهه پنجاه که همزمان با پیروزی انقلاب و شروع جنگ بود، به طور کلی متوقف شده و جایش را به سیاستهای تشویقی افزایش زاد و ولد داد.

پس از افزایش زاد و ولد در دهه شصت، در سالهای آغازین دهه هفتاد مسئولین سیاستگزار بار دیگر کنترل جمعیت را سرلوحه برنامه‌های خود قرار دادند. حتماً خیلیها هنوز شعار «دوتا بچه کافی است» و «فرزند کمتر، زندگی بهتر» را به خاطر دارند. شعارهایی که با شکلهای مختلف در رادیو، تلویزیون، مطبوعات و بیلبوردها به مردم القا میشدند‌؛ از آن طرف هم قوانین خاص محرومیتی برای کسانی که تعداد بچه هایشان زیاد بود، سبب میشد شعارها هرچه سریعتر محقق شوند.

این روند ادامه پیدا کرد و کسی کاری به کارش نداشت تا اینکه آمارهای تکان دهندهای از نرخ زاد و ولد در سالهای اخیر منتشر شد و همزمان مقام معظم رهبری نسبت به این مورد و خطراتی که در پی می آورد هشدار دادند.

باید سیاستها را تغییر می دادیم‌؛ خطا کردیم

مسئله تحدید نسل، موضوعی است که در فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری مکررا به آن تأکید شده است. اینکه ایشان عدم توجه به این مسئله را با عباراتی مانند «غفلت شده» و «خطا کردیم» بیان میکنند، نشان میدهد که این موضوع علاوه بر داشتن اهمیت ویژه، در وضعی بحرانی قرار گرفته است.

ایشان در این مورد میفرمایند: «ما باید درسیاست تحدید نسل تجدیدنظر کنیم. سیاست تحدید نسل در یک برهه اززمان درست بود‌؛ یک اهدافى هم برایش معین کردند. آن‌طورى که افراد متخصص وعالم و کارشناسان علمى ِاین قسمت تحقیق وبررسىی کردند و گزارش دادند، مادرسال 71 به همان مقاصدى که از تحدید نسل وجود داشت، رسیدیم. ازسال 71 به این طرف، باید سیاست را تغییر می‌دادیم‌؛ خطا کردیم، تغییر ندادیم. امروز باید این خطا راجبران کنیم. کشور باید نگذارد که غلبه نسل جوان و نماى زیباى جوانى در کشورازبین برود‌؛ وازبین خواهد رفت اگر به همین ترتیب پیش برویم‌؛ آن‌طورى که کارشناس‌ها بررسى علمى و دقیق کردند.

اینها خطا بیات نیست‌؛ اینها کارهاى علمى ودقیق ِکارشناسى شده است. اگرچنانچه با همین وضع پیش برویم، تا چند سال دیگر نسل جوان ما کم خواهد شد - که امروزقاعده ى جمعیت ى ماجوان است - وبتدریج دچارپیرى خواهیم شد‌؛ بعدازگذشت چند سال، جمعیت کشورهم کاهش پیدا خواهد کرد‌؛ چون پیرى جمعیت با کاهش زاد و ولد همراه است. یک زمانى را مشخص کردند وبه من نشان دادند، که درآن زمان، ما ازجمعیت فعلى مان کمتر جمعیت خواهیم داشت.»

تأکید چندباره رهبر انقلاب که برگرفته از تحقیقات و آمارهای ارائه شده است، زنگ خطر را برای مسئولین به صدا درآورد تا فکری به حال این اوضاع بکنند.

خطر؟ کدام خطر؟!

برای کسی که تا به حال آتش را از نزدیک ندیده، شاید درک پدیدهای به نام سوختن سخت باشد. مادامیکه دستش را نزدیک آتش نبرد و گرمایش را حس نکند، احساس خطر هم نمیکند.

شاید بهترین راه تبیین خطرات تحدید نسل، نگاهی کوتاه به عاقبت جوامعی باشد که در سالهای اخیر سیاستهای کنترل جمعیت را به طور افراطی در دستور کار خود قرار داده اند.

در کشورهای توسعه یافته در دهه‌های اخیر، افزایش رفاه و سلامت باعث تغییرات گسترده اجتماعی شد که یکی از بزرگترینِ این تغییرات را میتوان کم شدن میل عمومی به فرزندآوری دانست. در اواخر دهه 60 میلادی، کشورهای غربی و توسعه یافته از ادامه این اوضاع نگران شدند و به این نتیجه رسیدند که در صورت عدم تغییر در این روند، ساختار جمعیتیشان در دهه‌های آینده دچار سالخوردگی خواهد شد.

علاوه بر سالخوردگی، افزایش مهاجرت یکی دیگر از نگرانیهای کشورهایی که سیاستهای کنترلی را به طور افراطی اجرا کرده اند میتواند باشد. در بسیاری از کشورهای اروپایی، شاهد افزایش تعداد ذخیره‌های مهاجرتی هستیم که این گروه‌ها در تحولات اقتصادی و اجتماعی اروپا بسیار مؤثرند و این، در حد خودش تهدیدی برای آینده اروپا محسوب می‌شود و با ادامه داشتن این روند میتوان گفت که اروپا در آستانه نوعی سقط جمعیتی در هزاره سوم میلادی است.

سونامی سالخوردگی

در گزارش «توسعه جهانی» که بانک جهانی آن را ارائه داده، هشدار نسبت به سرعت بالای پیرشدن جمعیت ایران به خوبی به چشم میخورد. براساس پیش بینی این بانک، نمره ایران درشاخص وابستگی سالخوردگی تاسال ۲۰۵۰ پنج برابرخواهدشد. معنی این آمار این است که طی چهل سال آینده، تعداد از کار افتاده‌ها نسبت به جمعیت فعال 5 برابر می‌شود و این یعنی فاجعه!

در گزارش موسسه یورومانیتور نیز فاجعه پیری ایران تا سال 2030 به خوبی مشهود است. این گزارش میگوید که در سال 2030 تعداد افراد بین صفر تا 7 سال و 16 تا 34 سال نسبت به سال 2010 کاهش شدید و چشمگیری پیدا خواهد کرد. این گزارش می گوید که تمامی گروههای سنی بالاتراز ۳۴ سال دربین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۳۰ افزایش خواهندیافت که بیشترین افزایش رادرافراد ۴۰ تا ۵۰ ساله خواهیم دید.فاجعه تر اینکه افرادبالای ۶۵ سال درسال ۲۰۳۰ نسبت به سال ۲۰۱۰ به مقدار ۱۲۵ درصدافزایش خواهندداشت.

این

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید