مسیر سبز
مسیر سبز

فعالیت‌های خیرخواهانه «بهنوش بختیاری» روزنامه ایران: چند سالی می‌شود که

فعالیت‌های خیرخواهانه «بهنوش بختیاری» 
 روزنامه ایران: چند سالی می‌شود که

فعالیت‌های خیرخواهانه «بهنوش بختیاری»
روزنامه ایران: چند سالی می‌شود که او را به عنوان بازیگر طنز می‌شناسیم. با بازی هایش خندیده‌ایم اما او خودش می‌گوید چندان روحیه طنز ندارد. اگرچه با کارگردانان نامدار طنز همکاری داشته اما مایل است  نقش‌های متفاوتی را ایفا کند. این روزها در سریال‌های عصر پائیزی و شوخی کردم شاهد بازی‌های بهنوش بختیاری هستیم. او این روزها گله دارد از صداوسیما و از پرداخت نشدن دستمزدهایی که باید پرداخت شود. آنچه پیش روی شماست حرف‌های خودمانی بهنوش بختیاری است.

 خانم بختیاری شما طی این سالها به عنوان بازیگر طنز شناخته شده اید. می‌خواهم بدانم آیا این خواسته خودتان است یا مایل هستید نقش‌های دیگری را هم تجربه کنید؟به هر حال متأسفانه در کشور ما اگر بازیگری در نقشی خوب ظاهر شود، پس از آن، نقش مشابه به او پیشنهاد می‌شود و گمان می‌کنم برای شما هم چنین اتفاقی افتاد.

به عنوان بازیگر طنز وارد این حرفه نشدم. مدرسه تئاتر رسام هنر می‌رفتم و استادم هم خانم مهتاب نصیرپوربود. اصلاً قصدم این نبوده که فقط طنز کار کنم. بعد از گذراندن دوره‌ام، مدتی به هیچوجه کار بازیگری نمی‌کردم. پیشنهاد بازی هم داشتم اما چون آن نقش‌ها را دوست نداشتم ترجیح دادم منشی صحنه خوبی باشم تا سریال خانه به دوش آقای عطاران. پس از آن سریال با هجوم پیشنهادهای طنز مواجه شدم. من اصلاً روحیه طنز ندارم و همین برایم عجیب بود که برای کارهای طنز از من دعوت می‌کنند. از شاد کردن دل مردم راضی هستم اما از این‌که برچسب بازیگر طنز خوردم راضی نیستم. مایل هستم انواع نقش‌ها را بازی کنم.



همان‌طور که اشاره کردید متأسفانه کسی از دست اندرکاران سینما و تلویزیون ریسک نمی‌کند، خلاقیت در انتخاب بازیگر ضعیف است. اگر بازیگری در نقشی خوب بازی کند و به قول معروف جواب بدهد، نقش‌هایی در همان سبک و سیاق به او پیشنهاد می‌دهند. متأسفانه استعداد‌ها را کشف نمی‌کنند. امسال بیش از 7 فیلمنامه را رد کردم چون می‌خواهم طنز کار کردن را کم کنم ولی نمی‌شود چون زندگی من از این راه می‌گذرد.

معضل دیگر ندادن بودجه از طرف صداوسیما است. تلویزیون بودجه چندانی در اختیار پروژه‌ها قرار نمی‌دهد و من الان با تعدادی چک برگشتی مواجه هستم. زمانی پناهمان سازمان صداوسیما بود اما حالا آن‌ها هم می‌گویند پول و بودجه نداریم. جالب است که برای نورچشمی‌ها بودجه دارند. با دستمزدهایی که نمی‌دهند و وضعیت نابسامان اقتصادی مجبور می‌شویم برخی پیشنهادها که دوستشان نداریم ولی دستمزد خوب دارد، بپذیریم.  مردم این‌ها را نمی‌دانند. مادر من اخیراً بیمارستان بود و 50 میلیون هزینه بیمارستانش شد آن وقت مجبور می‌شوی پیشنهادهای ضعیف را قبول کنی. صداوسیما باید حرمت هنرمند را نگه دارد.  فقط من نیستم. بسیاری از همکارانم این مشکل را دارند اما نمی‌دانم چرا کسی چیزی نمی‌گوید.

آنها آینده کاری یک انسان را به هم می‌ریزند و آینده حرفه‌ای هنرمند را به خطر می‌اندازند. یک هنرمند باید حقوقش را دریافت کند تا خوب کار کند.  در چنین شرایطی سینمای ما را با هالیوود مقایسه می‌کنند، واقعاً خنده‌ام می‌گیرد. این می‌شود که برچسب بازیگر طنز به هنرپیشه می‌خورد. من اگر حمایت مالی شوم، مدتی کار نمی‌کنم و منتظر کار خوب می‌مانم.  در این کشور بازیگری تجمل و اضافه کاری است. بازیگر اگر ارزش داشت که بسیاری از هنرمندان در زمان پیری دچار مشکل نمی‌شدند.   به جایی رسیده‌ایم که بازیگری حرمتی ندارد. سینما و فیلم جزو سبد مصرف خانواده ها نیست تا از ملزومات زندگی باشد.  از این اتفاق بسیار شاکی ام. حتی کمدی بازی کردن هم در این شرایط سخت است. بازیگر دستمزد خوب نمی‌گیرد، توسط کارگردان، درست هدایت نمی‌شود، نقش خوب هم برایش نوشته نمی‌شود. در چنین شرایطی خوب است بازهم خلاقیت داریم، واقعاً فقط به عشق مردم کار می‌کنیم. سینما و تلویزیون دچار جناح بندی سیاسی هم شده است و به این دلایل بازیگری در این مملکت جدی نیست.

 به نویسندگی شما بپردازیم. از کتابی که نوشته اید برایمان بگویید؟

از بچگی همیشه دستنوشته‌هایی داشته ام. کتاب در زندگی‌ام زیاد می‌خوانم. سبکم فانتزی است. 10 داستان کوتاه درباره کلاغ داشتم که یکی از دوستانم از من خواست آن‌ها را منتشر کنم. کلاغ می‌تواند به عنوان سمبل وراجی، دزدی و... باشد. پرنده دوست داشتنی است ولی در ذهن من هم  به یک پرنده شیرین، ‌دله دزد، ‌قارقارو  و... می‌ماند.

کتاب کلاغ‌های قیطریه تا چاپ سوم پیش رفت تا این‌که  ناشر ناپدید شد و هنوز هم از ایشان خبری ندارم. شاید هم اشتباه از من بود که با این انتشارات کار کردم. به وزارت ارشاد مراجعه کردم و موضوع را با آن‌ها در میان گذاشتم  و گفتند می‌توانید با ناشر دیگری کار کنید اما احساس کردم می‌توانم بهتر از این بنویسم و به همین دلیل ترجیح دادم به کتاب دیگری بیندیشم. یک کتاب دیگر شروع کردم به نام ژیوار. داستان‌های آن درباره حقوق زنان است و کاملاً به جهان خودم نزدیک است البته هنوز زمان زیادی لازم دارم، چون بسیاری از پرداختی هایم انجام نشد و دستمزد تعدادی از کارهایم را طلبکارم. ذهنم مشغول شد، نتوانستم کتاب را ادامه دهم. تصمیم گرفتم فیلم بسازم. سوژه ابتدایی من درباره خودکشی بود اما چون فکر کردم در مجوز گرفتن دچار مشکل می‌شوم سراغ بازیگران فراموش شده رفتم آن هم به عنوان دغدغه‌ام نه به عنوان مستند. می‌خواهم فیلم را به جشنواره حقیقت بفرستم دنبال جایزه نیستم فقط دنبال این هستم که صدای آن‌ها به گوش بقیه برسد.

 گویا قرار است توسط یکی از برندها به شما آموزش فوتبال بدهند و سپس با نام شما مدرسه فوتبالی را برای دختران راه‌اندازی کنند. این برنامه کاریتان در چه مرحله‌ای است؟

وقتی این پیشنهاد به من شد با کمال میل قبول کردم اما هنوز قرارداد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید