مسیر سبز
مسیر سبز

قلیچ‌: فحش پروین گله، هرکی نخوره خله! خبرآنلاین: وحید قلیچ‌‌؛

قلیچ‌: فحش پروین گله، هرکی نخوره خله! 
 خبرآنلاین: وحید قلیچ‌‌؛

قلیچ‌: فحش پروین گله، هرکی نخوره خله!
خبرآنلاین: وحید قلیچ‌‌؛ این اسم برای همه آنها که فوتبال ایران را در دهه‌های 60 و 70 دنبال می‌کردند، نامی آشناست.

گلر پرسپولیس که بیشتر از توانایی‌های فنی‌اش برای حرکات منحصر به فردی که انجام می‌داد شهره بود. او که همه جا در کنار علی پروین بود و استقلالی‌ها در وصفش شعارهایی بی‌نظیر ساختند.

یکی از بذله‌گو‌ترین مردان فوتبال ایران که با موتورش به خبرورزشی آمده بود تا برای‌مان از روزهای خوش فوتبالش بگوید. اما این مرد در دل حرف‌‌های شادش، ناگهان رویی دیگر از وجودش را به نمایش گذاشت. نام همسرش که به میان آمد، یاد بیماری او‌‌؛ اشک‌‌هایش را جاری کرد و...

او وحید قلیچ است‌‌؛ مردی که 11 سال گلر تیم پرسپولیس بوده.



شدم مربی آزاد آموزش گلری

فعلاً که کارم شده آموزش دروازه‌بانی به 30 بچه که همه متولدین بعد از سال 1370 هستند. تو این بچه‌ها خیلی استعداد هست. من که خیلی به این‌ها امیدوارم. وقتی بعضی از اتفاقات را می‌بینم فکر می‌کنم وظیفه دارم از بین این بچه‌ها گلرهایی بسازم که حق‌شان را از فوتبال بگیرند. به خاطر اینکه قد خودم کوتاه بود، خیلی سعی کردم این بچه‌ها را از کسانی انتخاب کنم که قد‌‌های بلندی دارند. به نظرم چند تایی تو این‌ها هستند که می‌توانند عالی باشند.

چون پسر احمدرضاست باید بشه گلر پرسپولیس؟

وقتی پسر عابدزاده به اسم اینکه پسر عابدزاده بوده می‌رود پرسپولیس چرا این بچه‌ها باید پشت خط بمانند؟ من واقعاً نمی‌فهمم در پرسپولیس چه خبر است؟ چه کسی بازی این بچه را دیده که آوردش به پرسپولیس؟ کی گفته پسر عابدزاده بودن دلیل این است که دروازه‌بان خوبی هستی؟ شنیدم بهروز سلطانی هم گفته پس چرا پسر من را نیاوردند؟! بابا مگه پرسپولیس خونه خاله شده که هر کسی پسرش را ببرد تو تیم چون خودش قبلاً اونجا بازی می‌کرد؟ پسر احمدرضا را کی دیده؟ این هم شد دلیل که بگویی پسرم در تاتنهام دوره دیده یا در آمریکا چند تا عکس دارد؟ پس من هم یک عکس با مارادونا دارم، یعنی من هم باید بیایم تیم‌ملی؟ اگر پسر احمدرضا گلر شد، من گلر نیستم!

سلطانی خودش کلاً 4 سال تو پرسپولیس بوده

البته بهروز سلطانی هم حق دارد که به این قصه گلایه کند. من با احمدرضا مشکلی ندارم. خودش دو سال شاگرد من بوده و ترسی هم ندارم که بخواهم چیزی نگویم و سکوت کنم. بازی در پرسپولیس حق کسی است که خوب بازی کرده و پله به پله و با سختی بالا آمده نه جای پسر من یا احمدرضا یا بهروز سلطانی. پسر بهروز را که دیدم، اصلاً کارش خوب نیست، مثل خود باباش! خود باباش وقتی تو رقابت با من کم آورد ول کرد رفت دارایی. خودش این‌ها را یادش است. کلاً 4 سال تو پرسپولیس بوده ولی من 11 سال گلر تیم بودم، دقت کردی؟ 11 سال. هیچ‌کس این قدر گلر پرسپولیس نبوده.

قصه پرسپولیسی شدن

چطور آمدم پرسپولیس؟ برای این سؤالت باید بگویم سال 59 بود که شدم گلر پرسپولیس. آن موقع در تهرانجوان بازی می‌کردم، برای یک بازی محلی رفتیم جلوی تیمی بازی کردیم که تیم علی‌آقا پروین بود. در آن بازی حسابی جلوی تیمش ایستادم، این‌قدر خوب بودم که بعد از بازی فرستاد دنبالم. یک کفاشی که کارهایش را می‌کرد گفت برو نمایشگاه علی‌آقا تو عارف.

رفتم آنجا، گفت بچه کجا بازی می‌کنی؟ گفتم تو تهرانجوان بازی می‌کنم، جلوی خودتان هم بازی کردم و کلی توپ گرفتم از تیم‌تان! یادتان نیست؟ گفت بیا سر تمرین، من هم رفتم قرار بود دو روز بعدش با تیم ارتش بازی دوستانه داشته باشند. آن موقع وازگن صفریان با آرارات قرارداد بسته بود، مهدی عسگرخانی هم بود و کوروش شهباززاده. منتها بعد از 2 روز تمرین برای بازی وقتی ارنج را خواندند، دهداری من را گذاشته بود توی گل. همان جا وازگن و عسگرخانی ساک‌شان را برداشتند و رفتند تا من 2 سال، تک گلر پرسپولیس باشم!



هر کس به فکر رکورد من بود گرفتار تیر غیب شد

هر کس می‌خواست بیاید جای من را بگیرد. به تیر غیب الهی دچار می‌شد! خیلی از این 11 سال را من تنهایی برای پرسپولیس دروازه‌بانی کردم. مدتی می‌گفتند باید با بهروز سلطانی دوره‌ای تو گل بایستیم، علی‌آقا یک تمرین داشت که بچه‌ها برای گرم کردن باید به حالت آفتاب و مهتاب، طرف مقابل‌شان را بلند می‌کردند. چندبار وقتی این حرکت را می‌کردیم، من یک هو بهروز را ولش می‌کردم. چنان می‌خورد زمین که تا چند ماه مصدوم می‌شد و من تک گلر تیم می‌شدم! یا همین سعید عزیزیان، یک‌دفعه پایش می‌رفت تو چاله و نابود می‌شد. کلاً تا وقتی من بودم، من گلر فیکس بودم! حالا هر طوری که بود، آنها تیر غیب می‌خوردند چون خدا خیلی دوستم داشت.

تیم‌ملی را خودم تبدیلش کردم به یک افسوس

همین بهروز سلطانی که شده بود گلر اول تیم‌ملی برای این بود که من با اشتباهات غیرفوتبالی‌ام لباس تیم‌ملی را از دست دادم. اگر یک اشتباه بچگانه سر شرط‌بندی با بچه‌ها نمی‌کردم، الان 100 تا بازی ملی داشتم. ما شر بودیم و همیشه اخراجی. کاری کردم که حسین راغفر 4 سال نگذاشت به تیم‌ملی حتی نزدیک شوم. آن هم در اوج آمادگی‌ام. البته واقعاً الان به خاطر آن اشتباه، ناراحتم. کاش انجامش نمی‌دادم!

 ولی در پرسپولیس یادم هست یک روز رفتیم سر تمرین، تمرین‌‌های‌مان فکر می‌کنید کجا بود؟ زمین نداشتیم که. یا تو داودیه تمرین تپه داشتیم یا اینکه می‌بردن‌مان تو پارکینگ پارک‌سوار بیهقی که زمین خاکی بود. بعد هم می‌رفتیم امجدیه واسه بازی. یک بار تیم رسید ورزشگاه، همه جمعیت داد زدند: «بهروز سلطانی خوش آمد. من با علی‌آقا بودم، گفت‌:... ولشان کن، تو خودت تو گلی.» بهروز 4 سال تو پرسپولیس بود. خودش یادش هست که تو یکی از بازی‌ها بعد از اینکه 2-2 شدیم علی‌آقا چه چیزهایی گفت و او با مشت زد به سقف چوبی و بعد هم ساکش را برداشت و رفت دارایی.

پرسپولیسی‌ترین گلر تا

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید