هر روز!
هر روز!

مبانی نظری طب اسلامی : مبانی نظری طب اسلامی

مبانی نظری طب اسلامی : مبانی نظری طب اسلامی

مبانی نظری طب اسلامی
: مبانی نظری طب اسلامی
دانستنیهای پزشکی, طب سنتی و مکمل ارسال دیدگاه 1,305 بازدید
به گزارش : طب اسلامی یکی از مکاتب طبی دیرپا و کل نگر می باشد که از روزگاران کهن در پیشگیری و معالجه بیماری های گوناگون نقشی بنیادین داشته است. مکتب مذکور به طور کلی به دو بخش نظری و عملی تقسیم می گردد که هر یک دربردارنده برخی مبانی نظری هستند. در مقاله حاضر به بررسی مبانی نظری طب اسلامی پرداخته می شود. بخش نظری خود متشکل از چهار جزء زیر است: شناخت امور طبیعی، شناخت احول بدن انسان، شناخت علل و شناخت نشانه ها . امور طبیعی هفت چیز هستند:
الف) ارکان که چهار تا می باشند: آتش که گرم و خشک است، هوا که گرم و تر است، آب که سرد و تر است و زمین که سرد و خشک است.
ب) مزاج که نه گونه است: معتدل (که مشتق از تعادل به معنی تساوی عوامل نمی باشد چرا که چنین مزاجی موجود نیست بلکه مشتق از عدالت در تقسیم است) و غیر معتدل که نوع اخیر خود بر دو گونه است مفرد که بر چهار نوع گرم، سرد، خشک و تر تقسیم می گردد. و مرکب که آن نیز شامل چهار نوع گرم و خشک، گرم و تر، سرد و خشک و سرد و تر می باشد.
ج) اخلاط که چهار نوع بوده و بر حسب برتری عبارتند از: خون که بهترین اخلاط است و گرم و تر بوده عهده دار تغذیه بدن است. خون طبیعی سرخ رنگ، فاقد بوی نامطبوع، دارای قوام معتدل و مزه شیرین می باشد. خون غیر طبیعی از لحاظ رنگ، بو، قوام و طعم متفاوت است. بلغم که از لحاظ برتری پس از خون قرار دارد، سرد و تر می باشد و هنگامی که بدن دچار بی غذایی است به خون تبدیل می گردد. همچنین عهده دار مرطوب نمودن اندامها بوده از خشک شدن آن به دنبال حرکت جلوگیری می کند. خلط مذکور در تغذیه مغز نیز نقش دارد و نوع طبیعی آن، آماده تبدیل شدن به خون می باشد. صفرا که از لحاظ برتری پس از بلغم قرار دارد، گرم و خشک بوده، موجب لطیف سازی خون و افزایش نفوذپذیری آن به اندامهای مختلف می گردد. خلط مذکور عهده دار تغذیه اندامهایی مانند ریه است و مقداری از آن نیز به روده ها راه یافته تفاله ها و بلغم لزج موجود در آنها را می شوید. صفرای طبیعی سرخرنگ ، شفاف و اندکی تند است. سودا که از لحاظ برتری پس از صفرا قرار دارد، خشک و تر می باشد. سودا موجب غلظت و قوام خون گردیده در تغذیه اندامهایی مانند استخوان ها نقش دارد. همچنین مقداری از آن به دهانه معده رسیده ، موجب ایجاد حس گرسنگی و تحریک اشتها می گردد. سودای طبیعی ناشی از رسوب برخی از اجزاء خون است، در صورتیکه سودای غیر طبیعی حاصل سوختن هر یک از اخلاط از جمله خود سودا می باشد.
د) اعضاء که ممکن است مفرد و یا مرکب باشند. اعضایی از قبیل استخوان، غضروف ، رباط ، عصب ، وتر، غشاء، گوشت، چربی، پیه، سرخرگها و سیاهرگ ها در شمار اعضاء مفرد بوده، ایجاد اعضاء مرکب ممکن است ناشی از اولین آمیختگی (مانند عضلات) و یا دومین (مانند چشم)، سومین (مانند صورت) و یا چهارمین آمیختگی (مانند سر) باشد. برخی اعضای مرکب که در بقای فرد و یا نوع نقش اساسی دارند به نام اعضای رئیسه خوانده می شوند. اعضای رئیسه دخیل در بقای فرد شامل قلب، مغز و کبد می باشند که به ترتیب سرخرگها، عصب ها و سیاهرگها را در خدمت دارند. اعضای موثر در بقای نوع شامل قلب، مغز ، کبد و نیز بیضه ها می باشند. بیضه ها مجاری منی را در خدمت دارند.
ه) ارواح که به معنی نوعی جسم لطیف بخاری حاصل از لطیف ترین بخشهای اخلاط است، همان گونه که اعضا با غلیظ ترین بخشهای اخلاط حاصل می گردند. یادآور می گردد که مقصود از ارواح، نفسی که در کتب الهی بدان اشاره گردیده نمی باشند بلکه اجسام لطیف بخاری هستند که از بخش لطیف خلطها ایجاد می شوند، همانگونه که اندامها از بخش غلیظ خلطها به وجود می آیند. ارواح حامل قوا هستند بنابراین انواع آنها همچون انواع قوا می باشد.
و) قوا که بر سه گونه اند: قوای طبیعی که عهده دار تصرف و تغییر در غذای خورده شده به منظور بقای فرد هستند و خود به چند دسته منقسم می گردند: قوه غاذیه که در تغذیه فرد نقش دارد، قوه نامیه که موجب ساخت و ترمیم اندامهای فرد می گردد،و قوه متصرفه که در غذا تصرف نموده در بقای نوع نقش دارد و خود متشکل از دو قوه است: قوه مولده که سبب ساخت جوهر منی گردیده، مصالح لازم برای ساخت هر یک از اعضاء جنین را فراهم می سازد و قوه مصوره که باعث شکل بخشیدن و ایجاد خطوط و حفرات و دیگر ریزه کاریهای موجود در هر یک از اعضاء جنین می گردد. تصرف دو قوه مولده و مصوره در غذا موجب بقای نوع می شود. قوای نفسانی که شامل قوای محرکه و مدرکه می باشد. قوه محرکه متشکل است از دو قوه شوقیه (انگیزشی) که قوای شهوانی و غضبی را در خدمت دارد و قوه فاعله (حرکتی ) که موجب حرکت عضلات ، کوتاه شدن و تر و انقباض عضو و یا باعث دراز شدن عضله، کشش وتر و شلی عضو می گردد. قوه مدرکه که در درک ظواهر و یا امور باطنی کارآیی دارد. قوه ادراک ظواهر متشکل از حواس پنجگانه است که در حکم جاسوس های قوه ادراک امور باطنی می باشند. قوه ادراک کننده امور باطنی متشکل از قوای زیر است: ۱)حس مشترک که محل آن بخش پیشین بطن و قسمت جلویی مغز بوده، عهده دار درک صور محسوس توسط حواس ظاهری است. ۲)خزانه خیال که محل آن بخش پسین بطن پیشین مخ است. ۳) واهمه که محل آن بطن میانی است. ۴) حافظه که محل آن بطن پسین است. ۵)متصرفه که به دلیل آن که مورد استخدام نفس ناطقه قرار می گیرد به نام مفکره و به دلیل آنکه مورد استخدام قوه واهمه (جهت تصور معانی جزئی) قرار می گیرد به نام متخیله نیز خوانده می شود. ۶) قوه حیوانی که اعضای بدن را جهت پذیرش قوای نفسانی آماده می سازد.
ز) افعال که به دو نوع مفرد و مرکب منقسم می گردند: افعال مفرد آنهایی هستند که کارشان به واسطه یک قوه به انجام می رسد. جذب و دفع مثالهایی از افعال مذکور هستند. افعال مرکب افعالی هستند که به واسطه دو و یا چند قوه به نهایت

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید