مسیر سبز
مسیر سبز

محسن چاوشی از ایران رفت؟ تماشا: محسن چاوشی دایره دوستان

محسن چاوشی از ایران رفت؟ 
 تماشا: محسن چاوشی دایره دوستان

محسن چاوشی از ایران رفت؟
تماشا: محسن چاوشی دایره دوستان محدودی دارد. دوستانی که بیش از هر کس دیگری به آنها اعتماد دارد و ریز به ریز کارها و تصمیماتش را با آنها در میان می گذارد. موضوع از این قرار بوده که چاوشی پس از همفکری با دوستانش تصمیم می گیرد تیتراژ یک برنامه تلویزیونی را بخواند. برنامه ای دولتی با شرایط خاص و سناریوی خاص خودش.

خبر این همکاری در یکی دو رسانه معتبر منتشر می شود و در سایت های هواداری بی شمار این خواننده می پیچد. اما اتفاقی که در این بین رخ می دهد، هجوم برخی از هوادارنماهای سازمان داده شده به صفحه شخصی این خواننده است.

این عده خاص در پیام ها و کامنت های زهردار و طعنه آمیزی خواستار شماره حساب از این خواننده شده اند تا به قول خودشان: «کمک های مالی شان را برای جلوگیری از خواندن آثار سخیف» به حساب او واریز کنند!

طعنه ها و زخم زبان ها بیشتر شده و چند ساعت بعد، سایت های هواداری و صفحات اجتماعی هواداران این خواننده از این آگهی ها پر می شود. جنگ های اینترنتی موافقان و مخالفان این داستان هم به قدری بالا گرفته که چاوشی خونش به جوش آمده و در اقدامی عجیب با ارسال پیامی از همه دوستداران واقعی اش خداحافظی و اعلام کند که دیگر تمایلی به حضور در ایران و خواندن ندارد و از ایران می رود!

به خواسته شخص چاوشی، کلیه سایت های رسمی این خواننده کرکره شان را پائین کشیده اند و فقط پیام ویژه خداحافظی چاوشی در آنها قرار داده شده تا به نوعی این وداع تلخ، جدی تر و رسمی تر به نظر بیاید.



حرف های آخر

آخرین متنی که چاوشی روی صفحه شخصی اش قرار داده بسیار قابل تامل و ناراحت کننده به نظر می آید و شدت دلخوری او را از این افراد معلوم الحال مشخص می کند: «حمایت کردید پشتتون واستادم. چی می خواید ازم؟ دیگه جون ندارم. صبر کنید تموم نشده. هر چی دادید گرفتید. تو زندگیم واسه اینکه لحظه ای با شما باشم هیچ کس بالای سرم نبوده هیچ کس. گوش بدید. شما هیچی از من نمی دونید هیچی. برای اینکه آلبوم به دستتون برسه چه شب ها و چه روزهایی که از خودم و خانواده ام نزدم. رفتم، اومدم. بالا، پایین، مجوز ارشاد، سر خم کن، راست شو، دولا شو.

که چی بشه؟ گوش کنید جواب ندین. سرباز بودم بوق سگ پا می شدم تا 4 بعد از ظهر. 4 تا 3 شب پیاده تا خونه.

نفرین اینجوری دستتون رسید. شما تو خیابون منو ببینید نمی شناسید. مثل دیگران بودم دنبال جمع کردن پول؟ که الان به من بگید شماره حساب بده پول بریزم واست؟ اگه دنبال پول بودم که الان تو قصر زندگی می کردم.

گوش کن، های، اونی که می گی شماره حساب بده. من بچه خرمشهرم آوارگی کشیدم. درد توی تموم سلولامه. صورتمو با سیلی سرخ نگه داشتم...».


سایت ها تعطیل

از شب گذشته کلیه سایت های هواداری این خواننده بسته شده اند و در صفحه نخست آنها پیامی برای همه مراجعه کننده ها نوشته شده است: «حتی یک نفر شما نیز نمی توانید درک کنید برای رسیدن یک اثر به دستتان چه خون دل هایی خورده می شود. امشب حرمت هنرمند محبوب خود را شکستید. دیگر این را برنمی تابیم ... این پایگاه تا اطلاع ثانوی تعطیل است ...».

با این اوصاف پس از بسته شدن صفحات رسمی چاوشی در شبکه های اجتماعی، کلیه سایت های هواداری این خواننده هم بسته شد تا هیچ منبع موثقی برای اطلاع رسانی درست درباره ترک کشور از سوی این خواننده وجود نداشته باشد.


دوستان چه می گویند؟

دوستان نزدیک این خواننده هم در پاسخ به سوال مبنی بر تایید خبر خروج چاوشی از کشور فقط به یک جواب اکتفا کردند: «می دانیم!» روز گذشته پیگیری برای ارتباط گرفتن با خود این خواننده هم به جایی ختم نشد و تمام تلفن های او از دسترس خارج شده اند.


خیلی دلم گرفته از خیلی ها...

تنها جملاتی که توانستیم از قول خود او در این باره بگیریم، جملات کوتاه او در پاسخ به ایمیل شخصی ما بود که نوشته بود: «از دوستان رسانه ای می خواهم اوضاع را خرابتر نکنند. هیچ جواب دیگری ندارم. من حرفهایم را با آثارم می زنم. فقط به امید مخاطبانم. ولی کم لطفی برخی دوستان باعث شده دیگر انگیزه ای برای کار کردن در ایران نداشته باشم ... خیلی دلم گرفته از خیلی ها ...»

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید