هر روز!
هر روز!

مراسم ازدواج در عهد ساسانی از مجموع قوانین مدنى عهد

مراسم ازدواج در عهد ساسانی 
 از مجموع قوانین مدنى عهد

مراسم ازدواج در عهد ساسانی
از مجموع قوانین مدنى عهد ساسانیان ، چنین بر مى آید که مقررات مربوط با روابط خانواده زن ، مرد، پدر و مادر و فرزندان ، بسیار جامع تر از دوران هاى قبل بوده است .


در جامعه ایران ساسانیان ، ریاست خانواده مانند گذشته با مرد بوده است ، که کذک خداى نام داشته است . با وجود آن که در دوران ساسانیان زنان از نوعى آزادى هاى اجتماعى برخوردار بودند و حتى بعضى از آنان به مقام سلطنت نیز رسیده اند، ولى مرد عنصر برتر جامعه را تشکیل مى داد، و اولاد پسر، هم از نظر اقتصادى و هم از نظر اجتماعى داراى ارج بیشترى بوده است .
از نظر حفظ اصالت خون ، ازدواج با اقرباى نزدیک ، خواهر و دختر معمول بوده است و به عنوان فر ایزدى تلقى مى گردیده است . مردان مى توانستند زنان متعدد اختیار کنند، ولى حقوق و موقعیت زنان در خانه یکسان نبوده است ، بدین معنى ، زنانى که از طبقه ممتاز بوده اند عنوان پادشاه زن و یا کذک و بانوک داشته اند و شوهر ناگزیر بوده است که تمام عمر از آنان نگاهدارى کند و معیشت شان را فراهم سازد.
زوجه هایى که از طبقه پایین تر بوده اند، نسبت به زوجه ممتاز داراى وضع و موقعیت پست تر بوده اند و به آنان چاکرزن مى گفته اند.
تنها اولاد ذکور چاکرزن در خانواده پذیرفته مى شدند مرد مى توانسته است که زن خود را بدون رضایت به دیگرى بسپارد.
زنانى که از طبقه ممتاز بوده اند عنوان پادشاه زن و یا کذک و بانوک داشته اند و شوهر ناگزیر بوده است که تمام عمر از آنان نگاهدارى کند و معیشت شان را فراهم سازد
در زمان ساسانیان ازدواج پنج قسم بود :
1 - پادشاه زن (زن ممتاز) : ازدواج دختر باکره با رضایت والدین ، در این ازدواج فرزندان در دنیا و عقبی از آن شوهر  بودند .
2 - ایوک زن : ازدواج دختر باکره که یکدانه والدین است ، زن باید اولین فزرند خود را به عوض خود به والدنش واگذارد و از آن پس پادشاه زن شود .
3 - سذر زن : زن خوانده ، اگر مرد جوان (لااقل در 15 سالگی) پیش از ازدواج بمیرد ، خویشان او دختری بیگانه را جهیزیه داده تا با مرد بیگانه ازدواج کند ، چون این زن فرزند خانواده محسوب می گردد نیمی از فرزندان او متعلق به جوان متوفی خواهد بود و نیمی دیگر متعلق به شوهرش ، خود زن نیز پس از مرگ متعلق به جوان مرده است .
4 - چغر زن یا چاکر زن یا زن چاکر : بیوه زنی است که از نو شوهر کند ، اگر از شوهر اول فرزندی نداشته باشد او مانند سذر زن است یعنی نیمی از  فرزندان شوهر دوم او متعلق به شوهر اول و خود زن نیز پس از مرگ متعلق به شوهر اول است .

5 - خود سرای زن : یعنی زنی که در حمایت خود است و بی رضایت والدین ازدواج کرده باشد ، او از والدین ارث نمی برد مگر وقتی که پسر ارشدش بزرگ شده و او را بار دیگر به ازدواج پدر خود به عنوان پادشاه زن در آورد .
هنگام تولد فرزند ، پدر باید به شکرانه آن خیرات و مبرات دهد و جشن گرفته و ولیمه دهد و میزان آن با دختر یا پسر بودن فزرند تفاوت می کند ، هنگام نام گذاری نباید نام های متعارف بت پرستان را بر فرزند بگذارند چون گناه است ، فرزند باید از چشم بد حفظ شود ، بر اساس باورشان فرزند پرتویی از پدر است و باید از او فرمان ببرد ، پرورش دادن کودک وظیفه مادر است و اگر او نباشد وظیفه خواهر و دختر جوان پدر اوست . در این دوره شیربها نیز وجود داشت بنابراین این رسم، شوهر آینده زن مبلغی پول یا کالایی معادل آن مبلغ به والدین زن می‏داد لیکن بنابر (دینکرد) اگر پس از ازدواج معلوم می‏گردید زن ارزش مبلغ پرداخت شده را ندارد مثلا اگر زن نازا بود این پول می‏بایست به شوهر پس داده شود.
ازدواج و مقدمات آن در عهد ساسانی
هر دختر یاپسر در خانواده ساسانی  تا هنگامی که به سن خردمندی می رسید و توانایی اداره یک زندگی مشترک را داشت براساس تعالیم دینی اقدام به ازدواج می کرد . در انتخاب همسر در برخی از متون به برخی از معیارها و ویژگی های ظاهری اشاره شده است از جمله اینکه آن زنی بهتر (است) که از حیث اندیشه ، مرد دوست (باشد) . افزون بر این ، او را قامت میانه ، سر(و)  سرین(و) گردن موزون ، وپایش کوتاه ، و میان باریک ، و زیرپای گودی دار ، انگشتان بلند ،، ناخنش برفین، و گونه اش انارگون ، و چشمش بادام گونه ، و لب مرجانی ، و ابرو طاقدیس (گرد ،کمانی ) ، دندان سفید لطیف و خوشاب ، و گیسو سیاه و براق (و) دراز باشد »
از نظر حفظ اصالت خون ، ازدواج با اقرباى نزدیک ، خواهر و دختر معمول بوده است و به عنوان فر ایزدى تلقى مى گردیده است . مردان مى توانستند زنان متعدد اختیار کنند، ولى حقوق و موقعیت زنان در خانه یکسان نبوده است
در این نوع ازدواج « قرار و ترتیب ازدواج را بزرگ خانواده داماد و سرپرست عروس ( معمولاپدرش ) می گذاشتند »همچنین برگزیدن شوهر برای دختران به پدر اختصاص داشت اگرپدر در قید حیات نبود شخص دیگر اجازه شوهر دادن دختر را داشت این حق نخست به مادر تعلق می گرفت و اگر مادر مرده بود متوجه یکی از اعمام یا خاله های دختر می شد . دختر خود مستقلا حق اختیار همسر نداشت از طرف دیگرپدر یا شخص دیگری که ولی دختر به شمار می رفت مکلف بود به مجرد رسیدن به سن بلوغ او را به شوهر دهد.معمولا وصلت به وسیله یک نفرواسطه به عمل می آمد . مهر را معین می کردند سپس شوهر مبلغی به پدر آن دختر می پرداخت .

در شروط ضمن عقد تعهداتی را داماد و عروس می پذیرفت از جمله این که « زن در نیمی از دارایی خود حق تصرف را دارد و عروس می پذیرفت که در زندگانی از زنی و یگانگی و فرمانبرداری و ترس آگاهی در برابر شوهر ، و نیز از ایرانی بودن و بهدینی باز نگردد. داماد نیز تعهد می کند که او را به عنوان زن گرامی ،به عنوان کدبانو استوار دارد و خوراک وپوشاک او را در آسایش فراهم گرداند» گواهان این قرارداد را امضاء می کردند.
پس از انتخاب دختر مناسب و گفتگوی والدین تعیین زمان و وقت عر

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید