هر روز!
هر روز!

مرضی به نام دروغگویی از دروغگویی مرضی چه می

مرضی به نام دروغگویی 
 
 از دروغگویی مرضی چه می

مرضی به نام دروغگویی

از دروغگویی مرضی چه می دانید؟
اغلب ما گاهگاهی به تحریف حقیقت گرایش پیدا می‌کنیم، و حتی صادق‌ترین افراد گاهی "دروغ‌های مصلحت‌آمیز" می‌گویند تا از جریحه‌دار کردن احساسات دیگران خودداری کنند. واقعیت این است که اگر مقصود از دروغ‌گفتن بیان سخنانی به قصد فریفتن دیگران باشد، شاید بسیاری از ما ....



صداقت یکی از معیارهای سلامت روان است. فرد سالم از نظر روانی، کسی است که در کارکردهای روانی که شامل بینش‌ها و قضاوت‌های او می‌شود، اختلالی نداشته باشد. از ویژگی‌های قضاوت، توانایی تشخیص خوب از بد و تشخیص امر اخلاقی از غیراخلاقی است. به علاوه، فرد سالم از نظر روانی، کسی است که با خودش، با اطرافیانش و با دیگران، صادق باشد و وظایف شخصی، خانوادگی و اجتماعی‌اش را به نحو صحیح انجام دهد و در کل، توانمندی‌های خودش را در جهت اهداف انسانی و الهی به کار ببرد.
البته اغلب ما گاهگاهی به تحریف حقیقت گرایش پیدا می‌کنیم، و حتی صادق‌ترین افراد گاهی "دروغ‌های مصلحت‌آمیز" می‌گویند تا از جریحه‌دار کردن احساسات دیگران خودداری کنند. واقعیت این است که اگر مقصود از دروغ‌گفتن بیان سخنانی به قصد فریفتن دیگران باشد، شاید بسیاری از ما در برخی موارد و در موقعیتهای مقتضی دروغ گفته باشیم.
اما گروهی از افراد "دروغگویان مرضی" هستند، به این معنا که بدون دلیل واضحی به طور مداوم دروغ می‌گویند. رفتار این افراد باعث حیرت متخصصان و در اغلب موارد باعث سردرگمی خود این افراد می‌شود.روانپزشکان می گویند دروغگویان مرضی الگوی مکرر، مداوم، و افراطی از دروغگویی یا رفتارهای مبنی بر دروغ را بروز می‌دهند که هیچ نفع یا مزیت دائمی برای آنها ندارد.
جالب آنجاست که آنچه بیش از همه تعجب را درباره دروغگویی مرضی برمی‌انگیزد، این است که این رفتار نه تنها به نفع فرد دروغگو نیست، بلکه در آخر به ضرر او نیز تمام می‌شود. این دروغگویی افراطی ممکن است موقعیت شغلی و زندگی خانوادگی فرد را متزلزل کند و حتی در نتیجه اتهام‌زنی به خود باعث شود سر و کار فرد به دادگاه بیفتد.لذا نه تنها این دروغ‌ها نفعی برای فرد ندارد، بلکه در اغلب موارد به راحتی قابل‌شناسایی هستند عجیب‌تر اینکه این دروغ‌ها ممکن است آنقدر آشکار باشند که به سادگی دست فرد را رو کنند. البته روانشناسی و علوم اعصاب شواهدی درباره علت اینکه برخی از افراد مانند آب خوردن دروغ می‌گویند و عده‌ای در ریری و حفظ ظاهر یا شناسایی این صفات در دیگران عاجزند، به دست داده است.
افراد از گفتن دروغ‌‌های کوچک معمول و پذیرفته‌شده در برخوردهای اجتماعی پرهیز می‌‌کنند، و حقیقت را صریح و پوست‌کننده به زبان می‌آورند که البته در جامعه ما باعث می‌شود روابط اجتماعی آنها دچار تنش شود
فرضیه پژوهشگران این است که دروغگویان مرضی از فریب دادن دیگران احساس نوعی هیجان روانی می‌کنند. برخی می گویند باید نوعی ارضای درونی وجود داشته باشد که آنها را به انجام این کار وا می‌دارد، هر چند در این موارد شواهد مطمئنی نداریم.در هر حال همانطور که بسیاری از ما قبول داریم دروغگویی هیچوقت ارزش ندارد اما متاسفانه گاه برای رسیدن به هدف و یا دور شدن از واقعه ای به دروغ گفتن رو می آوریم که البته پیامد آن در نهایت گریبان گیر ما می شود و دروغ تنها آن پیامد مخرب را اندکی به تاخیر می اندازد.
 
تا حدی به نظر می‌رسد که مغز انسان‌ها طوری تکامل یافته است که بتواند همنوع‌شان را بفریبد. در نخستی‌ها (پریمات‌ها) که در ساختارهای پیچیده اجتماعی زندگی می‌کنند، فریبکاری رایج است. برای مثال شمپانزه‌ها به طور عامدانه گروه را از رسیدن به یک

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید