هر روز!
هر روز!

مزاحم نادان مزاحم نادان : مزاحم نادان : مزاحم

مزاحم نادان مزاحم نادان : مزاحم نادان 
 : مزاحم

مزاحم نادان
مزاحم نادان : مزاحم نادان
: مزاحم نادان
: پسر جوان آدامس بزرگی را می جوید و مرتب پشت فرمان سرش را به سمت آینه کج می کرد و موهای غرق در ژل و سیخ سیخی اش را وارسی می کرد!
به گزارش : . صدای آهنگ تند و تیز سیستم با کلاس ماشینش تا یک کیلومتری قابل شنیدن بود


. پشت سرش دختر جوانی پشت فرمان بود . دختری زیبا با آرایشی جذاب . پسر برای مخ زدن دختر یک لحظه چراغ های پلیسی ماشین را روشن کرد . ولی فایده ای نداشت .
دختر می خواست سبقت بگیرد ، اما پسر اجازه ی این کار را به او نمی داد . او می خواست به هر صورت یا دختر را به دست آورد یا او را اذیت کند . ناگهان در یک لحظه بر اثر بی ملاحظه گی پسر ، دخترک نتوانست کنترل ماشینش را حفظ کند و از عقب محکم به ماشین پسر زد. پسر دیوانه که موقعیت را مناسب می دید برای گرفتن ماهی از آب گل آلود با دادن فحش های رکیک از ماشین پیاده شد و به سمت دختر رفت .
قرتی خانم احمق ، بی شعور عوضی تو که رانندگی بلد نیستی بهتره پشت همون میز توالت بشینی . دختر بیچاره نگاهی به پسر و مردمی که دور و بر ماشینش جمع شده بودن انداخت و گفت: آقای محترم شما یک ساعته داری منو اذیت می کنی… شما داری بد رانندگی می کنی….
– بی خود حرف نزن بیا پایین ببین چه بلایی سر ماشین من آوردی…. – خوب خسارتشو می دم …. – زحمت نکش … گفتم بیا پایین ….. دخترک دو عدد عصا از روی صندلی عقب برداشت و به زحمت پیاده شد. دختری معلول با دو پای قطع شده از زانو و اتومبیلی مخصوص معلولین .
چشم های پسر نزدیک بود از حدقه بیرون بزند. نگاهی از روی شرمندگی به دختر انداخت. سرش را پایین گرفت و رفت.
دیگر نه صدای ضبط ماشینش به گوش می رسید و نه موهایش را مرتب می کرد.
دختر لبخند تلخی زد و به راهش ادامه داد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید